اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَهِ وَفي كُلِّ ساعَهٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَناصِراً وَ دَليلاًوَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً     
 
ويژه نامه
 
يادمان استاد خسروشاهي رحمت الله عليه
 
 
 
 
 
 
مصاحبه شونده  :  استاد سيدهادي خسروشاهي
موضوع مصاحبه : فرهنگي
خلاصه  :  اصولا و در طول تاريخ، هميشه اختلاف نظر بين علما و انديشمندان و روشنفكران ديني وجود داشته است - و دارد - شما در يك قرن اخير از زمان آغاز حركت اصلاحي - انقلابي سيد جمال ‎الدين اسدآبادي تا امروز، اگر تاريخ را بررسي كنيد، شاهد چنين برخوردهايي خواهيد بود. در مورد خود سيدجمال الدين اسدآبادي، ببينيد چه برخوردهايي از طرف بعضي از علماي سنتي، روشنفكران سكولار و حاكمان زر و زور و تزوير به ‎وجود آمده است؟


 اشاره: یكی دو سال قبل از انقلاب، جو سنگینی بر فضای دینی و سیاسی كشور حاكم بود. حساسیت های مردم مسلمان به ادعاها و حرف های دور و اطراف آن زمان، امروز سوژه بسیاری از پژوهش های تاریخی است. ماجرای سخنرانی های دكتر شریعتی در حسینیه ارشاد را شنیده اید؟ كه بعد از مدتی بساط این جلسه ها جمع شد و... علامه عسگری هم از جمله كسانی بود كه نقدهای تندی نسبت به نوشته های دكتر شریعتی داشت. میان این دو نفر جریاناتی اتفاق افتاد كه برای شنیدن اصل و سند آن  ها، خدمت حجت  الاسلام و المسلمین سیدهادی خسروشاهی رفتیم. او هم با حوصله به سئوال های ما پاسخ گفت و تأكید كرد كه نقدهای تند علامه به شریعتی، حاصل بدگویی های اطرافیان بود. علامه عسگری بعدها درباره دكتر شریعتی تجدید نظر كرد، زیرا او كسی نبود كه اصرار بورزد بر چیزی كه صحت ندارد.لیلا صدری

گفته می شود كه علامه عسكری از مخالفان سرسخت مرحوم دكتر علی شریعتی بوده و حتی ایشان را فردی منحرف از اسلام می نامیده است، آیا این طور بوده؟

متأسفانه در ماجرای زنده  یاد دكتر علی شریعتی، از طرف علاقه  مندان و یا مخالفانش، نوعی افراط و تفریط به  عمل آمده است. گروهی او را «قدیسی» تصور كرده  اند كه هیچ  گونه خطا و اشتباهی در آثارش وجود ندارد و گروهی هم به  طور مطلق و بدون تحقیق، آثار و افكار او را انحرافی و به دور از مبانی و تعالیم اسلامی قلمداد كرده  اند .

در صورتی  كه اصولا مطلب این  طور نیست. دكتر شریعتی در وصیت  نامه  ای كه خطاب به فرزانه بزرگوار، حجت  الحق، علامه استاد محمدرضا حكیمی نوشته  اند، از ایشان صریحا، به  طور شفاف خواسته  اند كه به علت ارتجالی بودن اغلب سخنرانی  ها و محاضرات وی كه بعدها به شكل كتاب منتشر می  شد به اصلاح و تكمیل آن  ها بپردازند و آن  چه را كه مخالف یا غیرمفید می  دانند حذف كنند. و این مكتوب به  خوبی نشان می  دهد كه مرحوم شریعتی خود تعصب ویژه  ای بر همه آن  چه كه نوشته یا بیان كرده و سپس منتشر شده است، نداشته و حتی از استاد حكیمی می  طلبد كه آن  ها را اصلاح كند .

البته استاد حكیمی چندین سال قبل كه من فصل نامه «تاریخ و فرهنگ معاصر» را از حوزه علمیه قم منتشر می  كردم، كپی كامل این وصیت  نامه را كه به خط خود دكتر شریعتی است به من دادند كه در مجله چاپ كنم، ولی شرط كردند كه آن را تا ایشان زنده  اند، منتشر نكنم (به علت تعریف و تمجیدی كه در آن مكتوب، دكتر شریعتی از استاد حكیمی به  عمل آورده است) و من به شرط ایشان عمل كردم و آن را منتشر نساختم، اما بعضی از دوستان بعدها این مكتوب را منتشر كردند. و به هر حال با چنین مكتوبی این حقیقت روشن می  شود كه آثار زنده  یاد دكتر شریعتی از دیدگاه او هم قابل  بحث و نقد و بررسی است و صحیح اعلای مطلق نیست .

از سوی دیگر و مقابل این گروه از هواداران، عده  ای هم با استفاده از موارد مبهم و اشتباهات غیرعمد دكتر شریعتی در آثارش و یا تحلیل  های جامعه  شناختی وی، كه گاهی با مبانی ظاهری سازگار نبوده، به تكفیر و تفسیق وی پرداختند كه به  هیچ  وجه منطقی و اصولی و مشروع نبود ... و متأسفانه مرحوم علامه عسكری هم در این موضوع، همراه بخشی از علمای سنتی، به مخالفت برخاست. و حتی در نامه تندی، خطاب به مرحوم علامه شیخ محمدمهدی شمس  الدین، قائم  مقام مجلس اعلای شیعیان لبنان، به امام موسی صدر تاخت كه چرا برای بزرگداشت دكتر شریعتی، پس از درگذشت وی، مجلس یادبودی در سوریه و لبنان برگزار كرده است .

نظر كلی خود شما در این رابطه چیست؟

نظر كلی من درباره دكتر شریعتی، نظریه شهید دكتر سیدمحمدحسین حسینی بهشتی و نظریه مقام معظم رهبری آیت  ا ... خامنه  ای است كه دكتر شریعتی را فردی دلسوز و خلاق و آگاه و مبتكر و سازنده و تأثیرگذار در بیداری نسل جوان ایران و سوق دادن آن  ها به سوی «اسلام» و دور ساختن  شان از ایدئولوژی  های رایج آن زمان، به ویژه ماركسیسم می  دانند كه مانند همه ابناء بشر در آثار و تألیفات خود، دچار اشتباهاتی هم شده است كه باید اصلاح شود و یا قابل  اغماض است .

همین نظریه را البته به نحوه دیگری مرحوم آیت  ا... شهید مرتضی مطهری و مرحوم مهندس بازرگان هم در نامه مشترك خود بیان كردند كه متأسفانه در جو حاكم در آن زمان، نتوانستند در اصلاح امور موفق باشند .

البته همه می  دانیم كه خود شهید مطهری از دكتر شریعتی دعوت كرده بود كه از مشهد به تهران بیاید و در حسینیه ارشاد،كلاس درس و سخنرانی داشته باشد... و در كتاب «محمد خاتم پیامبران» كه در دو جلد توسط ایشان چاپ و منتشر شد، دو مقاله از دكتر علی شریعتی را، با تحسین و اعجاب درج كرد... ولی این امر موجب نشد كه ایشان بعدها از بعضی تحلیل  ها و برداشت  های دكتر كه با تكیه بر بینش فلسفه تاریخ مطرح می  شد، انتقاد نكند .

اگر توضیح بیشتری راجع به نامه علامه عسگری درباره اعتراض به امام موسی صدر بفرمایید، بی مناسبت نخواهد بود.

اتفاقا من در یكی از دیدارهای خود با علامه عسكری كه در این زمینه بحث می  كردیم، به لحن نامه منسوب به ایشان كه شنیده بودم، اعتراض داشتم كه خود ایشان كپی آن نامه به علامه شمس  الدین را به من دادند كه من به  عنوان یك سند، در این جا می آورم. با این توضیح كه در این رابطه با ایشان هم  عقیده نبودم و البته ایشان هم بعدها به  ظاهر در این  باره تجدیدنظر كردند و با این شدت و حدت، پی  گیر مسئله نبودند. خلاصه ترجمه متن آن نامه چنین است :

«بسمه  تعالی

فضیله الحجه الشیخ محمد مهدی شمس  الدین المبتجل

السلام  علیكم و رحمت  ا... اعتراضات و اخبار و شكایات و پرسش  های كتبی و شفاهی بسیاری بر من واصل شده است كه چرا آقای موسی صدر در فوت علی شریعتی كه منكر خاتمیت پیامبر و تحریف  گر شریعت وی می  باشد، مجلس بزرگداشت باشكوهی به نام خود و مجلس خود - مجلس اعلای شیعیان لبنان - برگزار كرد و قبلا نیز مجالس ترحیمی برای دیگران تشكیل داده بود؛ و ای  كاش ایشان بزرگترین فاسق روی زمین را مورد تجلیل قرار می  داد و بزرگترین دشمن دین را مورد احترام قرار نمی  داد. در واقع این اقدام وی نوعی تأیید از تحریف اسلام و گسترش میدان گمراهی است و من نمی  دانم كه او برای روز قیامت چه پاسخی آماده كرده است؟ و انالله و انا الیه راجعون. السلام. مرتضی العسكری

سه شنبه 18 ماه رمضان 97هـ (بعضی از تحریفات وی به پیوست ارسال می  شود ).»

این نامه همان  طور كه پیداست، علاوه  بر این  كه اتهام «انكار خاتمیت » پیامبر اكرم توسط دكتر شریعتی را تكرار می  كند و او را «تحریف  گر» می  نامد، خود امام موسی صدر را هم به  خاطر بزرگداشت وی، مورد سئوال قرار می  دهد!

بی  تردید این نامه از روی دلسوزی برای اسلام و تشیع نوشته شده است، ولی باز بی  تردید، مقدمه آماده شدن این نامه، از روی تحقیق و تفحص كامل مجموعه آثار دكتر شریعتی نبوده، بلكه همان اوراق و جزواتی مورد استفاده قرار گرفته كه توسط عناصر مخرب، با سوءاستفاده از بعضی جملات دكتر شریعتی، آن  ها را به هم وصل كرده و با صغری و كبرای باطل، به نتیجه  ای كه می  خواستند رسیده  اند و سپس آن را برای علماء عظام حوزه  ها فرستاده  اند... و نسخه  ای هم به علامه عسكری داده  اند كه ایشان در آخر نامه خود به آن اشاره دادند: «به پیوست بعضی از تحریفات وی را می  بینید .»!

اما در یك تحلیل و تحقیق جامع و منطقی، به  خوبی می  توان دریافت كه دكتر شریعتی هرگز از اصول ثابت اسلام و تشیع دور نشده و نه قصد تحریف حقایق را داشته و نه می  تواند روی باورهای استوار خود، در این مسیر گام بردارد.

به هر حال من در آن ملاقات، كپی مستندات خود را كه درست عكس «بریده  های» مونتاژ شده بدخواهان از آثار دكتر شریعتی بود، به ایشان دادم كه مطالعه كنند و سپس داوری بنمایند، چون علامه عسكری شخصیتی نبود كه داوری منفی او در صورت اثبات عدم صحت مستندات آن، ادامه داشته باشد ...

بعد از این گفت  وگو و دیدار، آیا نظر ایشان نسبت به دكتر شریعتی تغییر كرد یا نه؟

عرض كردم كه من كپی بخش  هایی از آثار دكتر شریعتی را كه همراه خود برده بودم به ایشان دادم. در این نوشته  ها، دكتر شریعتی درباره آسمانی و ابدی بودن قرآن و رسالت و خاتمیت حضرت محمد، به  طور صریح و شفاف سخن گفته است... نمونه  ای از آن كه در جلد اول كتاب «محمد خاتم پیامبران» درج شده است، دیدگاه دكتر شریعتی درباره پیامبر اكرم اسلام را به  خوبی نشان می  دهد. و با این بیان صریح و مكتوب، كه زیر نظر شهید مطهری هم چاپ شده است، هرگونه شبهه  ای درباره اتهام موردنظر برطرف می  شود .

كتاب محمد خاتم پیامبران تألیف چه كسی است؟

این كتاب در دو جلد، زیر نظر استاد شهید آیت  ا... مرتضی مطهری تنظیم و در سال 1347، از سوی حسینیه ارشاد، با همكاری شركت انتشار، چاپ و توزیع شد كه با استقبال گسترده  ای هم همراه بود.

این كتاب مجموعه مقالاتی است از اساتید و فرهیختگان آن روز، كه به درخواست شهید مطهری، هریك به نوشتن بخشی از مسائل آن - مربوط به پیامبر اكرم - پرداخته  اند و اتفاقا از دكتر شریعتی هم دو مقاله تحقیقی در این كتاب آمده است، یكی تحت عنوان: «سیمای محمد» و دیگری «از هجرت تا وفات»؛ از دیگر نویسندگان این كتاب دو جلدی، كسانی چون استاد علامه طباطبایی، دكتر سید جعفر شهیدی، سید ابوالفضل موسوی، محمد تقی شریعتی، شهید مطهری، دكتر شریعتی و اینجانب، و اساتید دیگر بوده  اند .

دكتر شریعتی در صفحه 472 جلد اول این كتاب، چنین می  نویسد:

«... چنین است سیمای مذهبی كه رسالت رهبری انسان را برای همیشه بر دوش گرفته است و از این است كه جامه خاتمیت بر اندام مذهبی برازنده است كه خدایش، هم سیمای یهود را دارد و هم سیمای تئوس را، كتابش هم حكمت تورات را دارد و هم مواعظ انجیل را و پیامبرش، هم مغز موسی را و هم قلب عیسی را و پروردگانش، هم سیمای پارتیزانی را دارند كه زندگی را جز نبرد به  خاطر آزادی و مردم و زندگی نمی  دانند و آن    را تنها و تنها «عقیده و مبارزه» می  خوانند و هم سیمای سقراط را و هم سیمای بودا را و محمد خود در دو خط زیبا و صریح تصویر آنان را رسم كرده است كه: «پارسایان شب  اند و شیران روز» رزمندگان بی  هراس و شیفته رزمگاه و عاشقان سوخته خلوت محراب!

بدین  گونه است كه تنها محمد و رسالت چند بعدی و دو «جهته»اش شایستگی آن را دارد كه آرزوی بزرگ انسان امروز را تحقق بخشند. تجربه تلخی كه از سرنوشت تمدن  های تاریخ به  دست آورده  ایم، نوسان دائمی جامعه  ها میان دنیا و آخرت، معنویت و مادیت، فردیت و جمعیت، جسم و روح، عظمت اخلاق و قدرت زندگی، غنای فرهنگ و كمال تمدن و احساس و عقل، علم و دین، لذت و تقوی، زیبایی و خیر و بالاخره واقعیت و حقیقت، رئالیسم و ایده  آلیسم است كه همواره بشریت را بیمار و معیوب داشته و از محرومیت و انحراف رنجور ساخته است و اكنون نیز بیش از همیشه در طول حیات درازش بر روی زمین از چنین بیماری    رنج می  برد، به  گونه  ای كه بدبینی تلخ و یأس شوم فلسفی روح و اندیشه قرن ما را تباه ساخته و مذهب عام روشنفكران امروز جهان شده است، تا آن  جا كه منحنی جنون و انتحار هماهنگ با فرهنگ و مدنیت بزرگ انسان امروز به شتاب صعود می  كند و آینده او را هولناك و پریشان و رقت  بار ساخته است.

انسان امروز كه این تجربه بزرگ را از تاریخ آموخته است و بیماری و نقص تمدن امروز جهان را خوب می  شناسد در آرزوی آن است كه روحش با دو بال عقل و احساس پرواز كند، با عقل سقراط بیندیشد و با دل مسیح عشق بورزد، همچون بوعلی «بداند» و همچون بوسیعد «ببیند ». جامعه  ای را پی  بریزد كه نه محرومیت هند را از مدنیت بزرگ و درخشان اروپا داشته باشد و نه محرومیت اروپا را از معنویت عمیق و شگفت هند؛ جامعه  ای اندامش تمدن و روحش مذهب... از میان خدایان جز الله و از پیامبران جز محمد و از كتاب  ها جز قرآن و از شهرها جز «مدینه» و از مكتب  ها جز «مسجد» و از پیشوایان جز علی، كدام مرد و مكتبی است كه چنین انسانی بسازد ...»

به هر حال به  نظر من، مرحوم علامه عسكری پس از مطالعه این نمونه  ها از آثار دكتر، در چگونگی برخورد خود با دكتر شریعتی تجدیدنظر كرد و به نقد منطقی و معتدل پرداخت و البته باید گفت كه انتقاد از اندیشه  ها و آثار دكتر، خواست خود وی بود كه من به آن اشاره كردم، ولی متأسفانه این نوع برخوردهای تند در بین نسل جوان مسلمان كه گرایش ویژه  ای به اسلام پیدا كرده بودند، آثار منفی بسیاری داشت ....

صفحات -> 1 - 2

0/5 امتياز (0)
نظرات
نام
نام خانوادگي
نشاني پست الكترونيكي
متن