اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَهِ وَفي كُلِّ ساعَهٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَناصِراً وَ دَليلاًوَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً     
 
ويژه نامه
 
يادمان استاد خسروشاهي رحمت الله عليه
 
 
 
 
 
 
مصاحبه شونده  :  استاد سيد هادي خسروشاهي
موضوع مصاحبه : سياسي
خلاصه  :  حجت الاسلام و المسلمين سيد هادي خسروشاهي از علماي مبارز و معروف، استاد حوزه و دانشگاه و سفير سابق ايران در واتيكان و مصر و كارشناس ارشد سياسي وزارت امورخارجه در محافل فرهيخته فرهنگي - سياسي به عنوان يك محقق و پژوهشگر، نخبه و سياستمدار برجسته شناخته ميشود. او داراي بيش از 50 جلد كتاب و صدها مقاله و مصاحبه به زبان هاي مختلف پيرامون موضوعات سياسي، اجتماعي، مذهبي، علمي و... است.


حكومت اسلامي از ديدگاه فداييان اسلام

حجت الاسلام و المسلمين سيد هادي خسروشاهي از علماي مبارز و معروف، استاد حوزه و دانشگاه و سفير سابق ايران در واتيكان و مصر و كارشناس ارشد سياسي وزارت امورخارجه در محافل فرهيخته فرهنگي- سياسي به عنوان يك محقق و پژوهشگر، نخبه و سياستمدار برجسته شناخته مي شود. او داراي بيش از 50 جلد كتاب و صدها مقاله و مصاحبه به زبان هاي مختلف پيرامون موضوعات سياسي، اجتماعي، مذهبي، علمي و... است.

فعاليت هاي سياسي استاد از سال 1332 ش پس از آشنايي نزديك با آيت ا... كاشاني، آيت ا... طالقاني و شهيد نواب صفوي، آغاز گرديد و به همين دليل، از همان دوران تا زمان پيروزي انقلا ب اسلامي، بارها در قم، تهران و تبريز دستگير، زنداني و يا تبعيد شده كه آخرين آن تبعيد به «انارك» يزد، به مدت سه سال بود كه با آغاز انقلاب اسلامي، همراه ديگران آزاد شد.

او پس از پيروزي انقلاب اسلامي، نخست به مدت دو سال به عنوان نماينده امام خميني قدس سره در وزارت ارشاد اسلامي فعال بود و سپس به سفارت ايران اسلامي در واتيكان انتخاب شد و به مدت 5 سال در خارج از كشور به فعاليت پرداخت كه تاسيس «مركز فرهنگي اسلامي اروپا» در رم و تاسيس دوماهنامه به انگليسي به نام هاي «انكوائري» و«افريكن ايونتس» و مجله اي هفتگي به زبان عربي «العالم» در لندن- با همكاري وزارت ارشاد اسلامي- از آثار اين دوران است...

در مدت اقامت سه ساله در قاهره به عنوان رئيس ديپلماسي ايران در مصر، نيز علاوه بر حضور در محافل علمي- سياسي و سخنراني و مصاحبه تلويزيوني و مطبوعاتي و ده ها ملاقات با شيخ الازهر و مقامات علمي- سياسي مصر، بالغ بر 50 جلد كتاب و نشريه، درباره انقلاب اسلامي ايران، تشيع و اهل بيت تاليف و يا با همكاري و مساعدت ايشان در مصر منتشر گرديد. استاد كتاب هايي نيز درباره فداييان اسلام منتشر كرده كه از جمله آنها «فداييان اسلام، تاريخ عملكرد و انديشه» است.(صديقه داورزني )

برخي معتقدند كه فداييان اسلام بعد از مشروطيت اولين گروهي بودند كه براي حكومت اسلامي برنامه مدوني داشتند. اين نظريه تا چه حد صحت دارد و حكومت اسلامي مطلوب آنها چه بود؟
 
پس از دوران مشروطيت، بعضي از علما و شخصيت هاي برجسته اسلامي، با توجه به اصول كلي اسلام و مباني سياسي و حكومتي مستند از سيره نبوي(ص) و روش ائمه هدي(ع)، كتاب ها و رساله هاي متعددي كه در راستاي برقراري نوعي حكومت اسلامي مجري احكام شريعت بود، نوشته اند كه بخشي از آنها به كوشش محقق ارجمند جناب رسول جعفريان تحت عنوان «رسائل سياسي-اسلامي دوره پهلوي» دو سه سال پيش در چند مجلد، چاپ شد. ولي اين آثار بيشتر، آثار فردي است و برنامه تدوين شده از سوي يك جمعيت يا حزب و سازمان سياسي اسلامي به شمار نمي رود. البته در نيم قرن اخير ما؛ با توجه به پيدايش ده ها سازمان، گروه، جمعيت و حزب سياسي-اسلامي، رساله ها و نشرياتي كه بيان كننده نظريات و افكار آنها باشد، منتشر گرديده كه باز به شكل يك برنامه مدون نيستند. فقط ميتوان گفت كه قبل از فدائيان اسلام، «حزب برادران» يا حزب نور- كه توسط مرحوم آيت ا... سيدنورالدين شيرازي در شيراز تاسيس گرديد و شعب آن تقريبا در همه شهر هاي استان فارس گسترش يافت، داراي «مرامنامه» معروفي بود كه نشان دهنده اهداف سياسي حزب برادران بود. در كتاب «كسر كسروي» هم كه مرحوم آيت ا... سيد نورالدين آن را تاليف و منتشر كرده اهداف «نوعي حكومت اسلامي» تبيين شده بود كه البته با اهداف عصر ما هماهنگي ندارد، ولي به هر حال به نوبه خود داراي برنامه خاصي براي يك «حكومت ديني» بود. البته بايد پذيرفت كه نخستين جمعيت يا سازمان سياسي - اسلامي كه در عصر ما مانيفست يا بيانيه خود را در رابطه با چگونگي و نوع حكومت اسلامي تدوين و منتشر ساخت «جمعيت فدائيان اسلام» بود كه اين برنامه يا مانيفست را تحت عنوان: «اعلا ميه فدائيان اسلام يا كتاب راهنماي حقايق» در اواخر سال 1327 تنظيم و آماده نمود ولي به علت مشكلات مالي تا اواخر سال 1328 يا اوائل سال 29، نتوانست آن را چاپ و منتشر سازد و سرانجام با جمع آوري مبلغي به عنوان «سهام» از برادران عضو يا هوادار فدائيان اسلام، در ده هزار نسخه چاپ و در سطح وسيعي نخست در تهران و سپس در بقيه بلاد توزيع گرديد...

اما نوع حكومت اسلامي مطلوب فدائيان اسلام، با توجه به شرايط زمان و مكان به طور كامل در اين بيانيه يا كتاب، عنوان شده است.  و در كل و به طور اشاره مي توان گفت كه بيانيه فدائيان اسلام در واقع شامل سه بخش مي شود:

1_ توضيحي درباره گرفتاري ها و بدبختي هاي جامعه بشري و به ويژه مردم مسلمان ايران... كه ناشي از انحراف هاي فكري، فرهنگي، اخلاقي و اعتقادي مردم و دوري آنها از خدا محوري و بسنده كردن به زندگي مادي است و همين امر منشأ همه مشكلات بعدي اقتصادي و اجتماعي است.
2_ شرح وظايف نهاد هاي مذهبي- مدني، اجتماعي و سپس سازمان هاي اداري دولتي- وزارتخانه ها و ديگر ارگان هاي وابسته به دولت.
3_ گزيده اي از اخطار ها، تذكار ها، نصيحت ها و بالا خره: تهديد ها به غاصبان حكومت و شخص شاه. در همين بخش به مساله ضرورت ملي شدن صنعت نفت و اصلا ح جريان هاي هنري، رسانه اي پرداخته شده است. و بدين ترتيب اين بيانيه نشانگر حركت سازمان يافته و با برنامه اي در ميان مردم مسلمان ايران در دهه بيست قلمداد مي شود.

فدائيان اسلام يا شهيد نواب صفوي، چه نوع جامعه و حكومتي را مي خواستند؟ و نظر آنان درباره رژيم شاه و نظام حاكم چگونه بود؟

شهيد نواب صفوي در اين كتاب به صراحت و به آشكار، ضمن غيرقانوني خواندن رژيم حاكم، خواستار برقراري نظام يا دولت اسلامي در ايران، به جاي «حكومت غاصب» شاه مي شود و در اين راستا، به چند موضوع مهم و حياتي تكيه مي كند كه عبارتند از:

1-ضرورت نشر و گسترش اسلام راستين در جامعه
2-حذف فرهنگ و اقتصاد غرب زده حاكم بر كشور و اجراي موازين و قوانين اسلامي در اين زمينه
3-ضرورت تشكيل حكومت اسلامي و مبارزه همه جانبه- حتي مسلحانه- براي برقراري آن...

پس از تعيين هدف هاي اصلي فدائيان اسلام؛ شهيد نواب صفوي در همان كتاب يا بيانيه مي نويسد: «ايران مملكت اسلامي است، بايستي احكام اسلام اجرا شود اگر اجرا مي شد، ايران نورباران مي شد. پس بايد حكومت را به دست خود مسلمين سپرد تا آنها نيز از طريق فقها و بزرگان و انديشمندان غيرتمند و آگاه دين در مسير اصلي سعادت و شرافت خود قدم بردارند. بايستي با انتخابات آزاد نمايندگان پاك و لا يق انتخاب گردند و قوانين پوسيده را لغو نمايند. اعلام ما به دشمنان اسلام و غاصبين حكومت اسلام؛ شاه و دولت و ساير كارگرداناني كه آنان را به خوبي مي شناسيم: اي خائنين، ايران مملكت اسلامي است و شما دزدان و غاصبيني هستيد كه حكومت اسلامي را غصب نموده ايد...»

باز در آخرين صفحات كتاب مي خوانيم: «... براي آخرين بار به دشمنان اسلام و غاصبين حكومت اسلامي، شاه و دولت و ساير كارگردانان ابلا غ مي شود كه چنانچه مقررات اسلامي را مو به مو اجرا ننمايند، به ياري خداي توانا نابودشان مي كنيم و حكومت صالح اسلامي و قانوني تشكيل و احكام اسلام را سراسر اجرا مي نماييم».

بدين ترتيب روشن مي شود كه حكومت مطلوب فدائيان اسلام، حكومتي است كه مجري تمامي احكام اسلامي باشد و چون شاه و اركان او، صلا حيت چنين كاري را ندارند، به عنوان غاصب و خائن، بايد كنار بروند تا حكومت «صالح اسلامي» تشكيل گردد. و همانطور كه قبلا  اشاره شد در اين كتاب يا بيانيه، وظايف همه وزارتخانه ها، نهاد هاي اجتماعي، فرهنگي، هنري و كيفيت برنامه هاي راديو، تلويزيون، سينما و چگونگي وظايف مجلس و بالا خره پاكسازي سازمان روحانيت و حوزه هاي علميه از آلودگي ها و نابساماني ها، مطرح مي شود كه نشان دهنده تدوين يك برنامه كامل براي اداره يك جامعه اسلامي است.

اين كتاب علاوه بر چاپ سال هاي 29 و 32، در سال 57 و قبل از پيروزي انقلاب نيز تحت عنوان «جامعه و حكومت اسلامي» با مقدمه اي از اينجانب منتشر گرديد كه اكنون هم در دسترس همگان است و در مقدمه آن تذكر داده ام كه اين برنامه، مربوط به سالياني پيش است و در شرايط كنوني جامعه ايراني، تكميل و تصحيح آن، براي آنكه مطابق شرايط زمان و مكان باشد، ضروري است.

پس به طور خلا صه بايد گفت، همانطور كه شما در سوال خود مطرح كرديد، فدائيان اسلام پيشگام در ارائه برنامه اي مدون براي تشكيل و اداره يك حكومت اسلامي بودند و اهداف و برنامه هاي خود را به صراحت بيان كرده و خواستار اجراي احكام شريعت، در يك نظام صالح اسلامي ـ مردمي بودند... و خوشبختانه اهداف آنان با پيروزي انقلا ب اسلامي ايران، تحقق يافت و نظام «جمهوري اسلامي» در شكل كامل تر و مترقيتري در ايران به وجود آمد كه مي توان آن را مرحله تكامل يافته تر برنامه حكومت اسلامي مطلوب فدائيان اسلام ناميد.

نگاه علما به حركت گروه فدائيان اسلام چگونه بود؟

بخشي از علماي سنتي كه معتقد بودند تشكيل حكومت اسلامي قبل از ظهور حضرت مهدي(عج) امكان پذير نيست؛ نگاه مثبتي نسبت به حركت فدائيان اسلام نداشتند و حوزه علميه قم هم از اين امر مستثني نبود! ولي علي رغم عدم موافقت بعضي از علما، بزرگان و مراجعي چون آيت ا... سيدمحمدتقي خوانساري، آيت ا... سيد صدرالدين صدر، آيت ا... مرعشي نجفي علا وه بر علماي طبقه دوم مانند آيت ا... شيخ محمد مجاهدي، آيت ا... سيد احمد زنجاني، آيت ا... سيد محمدباقر سلطاني و امثالهم... هوادار سرسخت حركت و مدافع شهيد نواب صفوي بودند. در شهرهاي ديگر ايران نيز وضع به همين منوال بود، عده اي موافق وگروهي مخالف بودند، ولي خوشبختانه اين مخالفت ها در حد تفسيق و تكفير و اتهام زني عقيدتي و تخريب حيثيّتي نبود.

ديدگاه آيت ا... العظمي بروجردي درباره حركت گروه فدائيان اسلام چه بود؟

ديدگاه شخصي و نخستين مرحوم آيت ا... بروجردي مانند بقيه علما و مراجع قم بود. گرچه ايشان مانند آن آقايان، تاييد رسمي و علني نمي كردند، ولي در عمل، موافقت ضمني ايشان روشن بود. اما متاسفانه منافقان و بعضي از وابستگان دستگاه ايشان، زمينه مخالفت را آماده كردند و با توجه به تظاهرات مستمر و يوميه و سخنراني هاي تند رهبري فدائيان اسلام در صحن مطهر حضرت معصومه(س) و يا در مدرسه فيضيه، چنين القا كردند كه اين اقدامات موجب تعطيلي حوزه و به هم خوردن سازمان روحانيت فعلي خواهد شد و همين القائات، همراه با تندروي بعضي از جوانان هوادار فدائيان اسلام، سرانجام باعث گرديد كه ذهن مرحوم آيت ا... بروجردي مشوب گردد و اين عدم رضايت از روش و شيوه فدائيان اسلام موجب گرديد كه چند نفر از شاگردان و يا كساني كه خود را به ايشان منسوب مي كردند (در راس آنها شيخ اسماعيل ملا يري و شيخ علي طاهري) به سخنرانان فدائيان اسلام در مدرسه فيضيه حمله كردند و با چوب و چماق، شهيد سيدعبدالحسين واحدي و مرحوم حجت الا سلا م و المسلمين سيد هاشم حسيني- مرد شماره 3 فدائيان- و عده اي ديگر را مضروب و مجروح و سركوب و از مدرسه بيرون كردند.

شهيد نواب صفوي كه در تهران بود، به سرعت به قم آمد و با مراجع تماس گرفت... و در نهايت تصميم گرفتند كه فعاليت فدائيان اسلام، در حوزه علميه قم، محدود شود و فقط جنبه تعليماتي و فرهنگي داشته باشد. البته ارزيابي كامل و تحليل زواياي اين قضيه نياز به فرصت بيشتري دارد تا حقيقت آن طور كه بود روشن گردد.

ديدگاه حضرت امام خميني(ره) درباره گروه فدائيان اسلام چه بود؟

امام خميني قدس سره شايد قبلاً با بعضي از روش هاي آنان موافق نبودند ولي بي ترديد از بزرگ علمايي بودند كه خواهان موفقيت فدائيان اسلام بودند، اما شرايط اجازه نمي داد كه به طور علني به دفاع بپردازند، به ويژه كه ايشان احترام خاصي به مقام مرجعيت آيت ا... بروجردي داشتند و رنجش ايشان باعث گرديد كه امام نيز نفيا يا اثباتا در اين امر دخالت نكنند البته در جريان محكوميت شهيد نواب صفوي به اعدام در دادگاه نظامي رژيم شاه طبق اظهار منسوبين نزديك و اعضاي خانواده ايشان، حضرت امام قدس سره اقدام لا زم را به عمل آوردند و به نزد آيت ا... بروجردي رفتند، ولي متاسفانه به علت اخلا ل بعضي از پيشكاران! بيت مرجعيت وساطت ايشان به نتيجه مطلوب نرسيد.

من به خاطر دارم كه در همان زمان همراه مرحوم حجت الا سلا م و المسلمين شيخ رضا گلسرخي كه خود از اعضاي فدائيان اسلام بود، در اين رابطه به خدمت امام خميني(ره) رسيديم و موضوع جدي بودن اعدام را مطرح ساختيم، حضرت امام فرمودند: «من به وظيفه خود عمل كرده ام، شما آقايان هم به وظيفه خود عمل كنيد و اقدام نماييد بلكه ان شا ءا... فرجي حاصل شود.» در اينجا مرحوم گلسرخي، با لحن تندي راجع به بيت آيت ا... بروجردي خواست مطلبي را مطرح كند كه امام(ره) بلا فاصله فرمودند: «شما به اين و آن چه كار داريد؟ خودتان اقدام كنيد.» و در واقع اجازه ندادند كه مساله به نوعي برخورد با مرجعيت بكشد! و اين روش كلّي ايشان، نسبت به همه مراجع بود.

درباره روابط آيت ا... كاشاني و گروه فدائيان اسلام نقل قول هاي متفاوتي شنيده مي شود، اين روابط در مقاطع مختلف به چه شكل بوده است؟

فدائيان اسلام و رهبري آن، شهيد نواب صفوي و شهيد سيدعبدالحسين واحدي، با توجه به انگيزه ها و معتقدات ديني خود، حتي قبل از جريان نهضت ملي شدن صنعت نفت، در خدمت آيت ا... كاشاني بودند. عكس ها و اسناد موجود نشان مي دهد كه به اصطلا ح «پاتوق» فدائيان اسلام، بيت آيت ا... كاشاني بود و شهيد نواب صفوي يكي از سخنران هاي اجتماعات سياسي بيت آيت ا... كاشاني به شمار مي رفت.

در جريان اوج مبارزات نهضت ملي شدن صنعت نفت هم باز فدائيان اسلام دربست در خدمت و در اختيار اهداف نهضت بودند كه در واقع از اهداف نخستين خود آنها بود، تا آنجا كه شهيد نواب صفوي در همان سال 27 و در بيانيه يا مانيفست جمعيت فدائيان اسلام، قبل از پيدايش نهضت و ظهور آقاي حسين مكي و شادروان دكتر فاطمي، خواستار ملي شدن نفت مي شود و مي نويسد: «... نفت و هرچيز ديگر ايران سرمايه ملت مسلمان ايران و فرزندان اسلام و ايران بوده و هيچ بيگا نه اي را حق تصرف در آن و تجاوز بدان نبوده و نيست و نخواهد بود... ملت مسلمان ايران بايستي نفت و هر سرمايه ديگر خود را در هر كجاي ايران، غرب و شرق و جنوب و شمال و در هر نقطه از نقاط و طنش ايران يا خانه پيروان آل محمد، باشد خود به بازوي تواناي خود به ياري خداي توانا استخراج و تصفيه نموده و به هر اندازه كه مصرف داخلي دارد برداشته و زيادي آن را به هر مملكتي كه بهتر خريد، بفروشد ...»، بنابراين، فدائيان اسلام، در اين برنامه و در راستاي اهداف ضد استعماري ديگر، هوادار آيت ا... كاشاني و همكار جبهه ملي و ديگران بودند، تا آنجا كه برادر عزيزمان آقاي مهندس عزت ا... سحابي، در مصاحبه اي نقش آنان در ملي شدن صنعت نفت را، بيشتر از همه معرفي مي كند و بعد مي افزايد كه شهيد نواب صفوي، مشكل مملكت را شخص شاه مي دانست و مي خواست او را از ميان بردارد، ولي مخالفت آيت ا... كاشاني و دكتر مصدق و بقيه اعضاي جبهه ملي، مانع از اين كار شد و البته بعدها وقتي دكتر مصدق متوجه اين نكته شد كه متاسفانه دير شده بود! گفته هاي مهندس سحابي مفصل است. براي آگاهي از متن كامل آن به كتاب جديد الا نتشار برادر عزيزمان جناب محمد جواد حجتي كرماني، به نام «آموزگار من نواب» مراجعه شود. به هر حال پس از برطرف كردن مانع اصلي ملي شدن صنعت نفت كه به قول آيت الله طالقاني ژنرال رزم آرا بود، به تنها شرط فدائيان اسلام كه اجراي احكام اسلامي بود، عمل نشد و به تعبير آقاي سحابي، جبهه ملي به وعده خود وفا نكرد! ولي به نظر من حتي بدتر از آن با دستگيري شهيد نواب صفوي و زنداني كردن او- به مدت 20 ماه تمام-! در واقع در جريان مذهبي نهضت كه پشتيبان اصلي جبهه ملي بود، اختلا ف انداخت و فدائيان اسلام ضمن جدايي از جبهه ملي و دكتر مصدق، نسبت به آيت ا... كاشاني هم بدبين شدند، تا آنجا كه بعضي از اعضاي فدائيان اسلام آيت ا... كاشاني را هم در بازداشت شهيد نواب صفوي مسوول دانستند. البته من بعدها اين موضوع را از مرحوم آيت ا... كاشاني پرسيدم، ايشان گفتند: «من بارها براي آزادي نواب صفوي اقدام كردم. وزير كشور دكتر مصدق و آقاي اميرعلا ئي را خواستم و اخطار نمودم، ولي آنها گوش به حرف من ندادند. شايد هم هدفشان آن بود كه جبهه ما را تضعيف كنند و به حكومت خود ادامه دهند، غافل از آنكه بدون پشتوانه مردمي، نمي توان به حكومت ادامه داد.»

بايد گفت كه نخست روابط فدائيان با آيت ا... كاشاني بسيار صميمانه و فداكارانه بود و حتي ايشان را مرحوم نواب «پدر فدائيان» مي ناميد، ولي اخلا  ل گري هاي بعضي از اعضاي جبهه ملي، ـ كه حتي اخيراً در كتاب هاي خودشان هم آمده است ـ، باعث گرديد كه روابط بين آيت ا... كاشاني و فدائيان تيره شود و در واقع بدينوسيله عوامل اصلي و نيروهاي مقتدر آيت ا... كاشاني كنار گذاشته شدند و سرانجام كودتاي ننگين 28 مرداد پيش آمد كه متاسفانه نه از «تاك» نشان ماند و نه از «تاك نشان!»

... آيت ا... كاشاني متهم و منزوي گرديد، رهبران فدائيان اسلام سركوب و اعدام شدند، دكتر مصدق احمدآباد نشين گشت! و رژيم كودتا حاكم...!   من بخشي از اين مسائل را به طور مشروح، با اسناد لا زم در كتاب «زندگي و مبارزه نواب صفوي» كه هم اكنون در مؤسسه اطلاعات زير چاپ است، آورده ام، به اميد آنكه دوستان پس از انتشار آن را مطالعه كنند!

از روزنامه اعتماد ملي - صفحه 8 مورخ 27 دي ماه 1386

0/5 امتياز (0)
نظرات
نام
نام خانوادگي
نشاني پست الكترونيكي
متن