اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَهِ وَفي كُلِّ ساعَهٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَناصِراً وَ دَليلاًوَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً     
 
ويژه نامه
 
يادمان استاد خسروشاهي رحمت الله عليه
 
 
 
 
 
 
مصاحبه شونده  :  استاد سيدهادي خسروشاهي
موضوع مصاحبه : سياسي
خلاصه  :  آسيب اساسي و احتمالي انقلاب هاي منطقه، مصادره آن توسط استكبار جهاني و وابستگان امپرياليسم غربي و دوستان شناخته شده رژيم صهيونيستي است... يعني اگر عناصري كه سابقه دوستي و همكاري و روابط نزديك با رژيم صهيونيستي دارند بخواهند در پست هاي جديدي قرار گيرند و يا همچنان در مراكز قدرت باقي بمانند، بي شك انقلاب آسيب جدي خواهد ديد... اما با توجه به عمق بيداري اسلامي در مصر و كشورهاي ديگر، اين گونه آسيب ها قابل دفع و رفع خواهد بود و دشمنان به نتيجه مورد نظر خود نخواهند رسيد، گرچه ممكن است براي مدتي، مشكلاتي بر سر راه پيروزي نهائي و مطلق مردم ايجاد كنند.


گفتگوی حجت الاسلام والمسلمین استاد سیدهادی خسروشاهی با فصلنامه طلیعه؛ فصلنامه خبری، پژوهشی مجتمع آموزش عالی المصطفی(ص) مشهد مقدس
 
ارزیابی جنابعالی از تحولات منطقه با توجه به این که مدتهاست امریکا و کشورهای غربی در پی ساختن خاورمیانه جدید هستند، چیست؟

تحولات اخیر منطقه عربی ـ اسلامی، بنظر بنده درست برخلاف طرح و برنامه آمریکایی ـ صهیونیستی موسوم به «خاورمیانه جدید» است زیرا آن ها می خواستند که در «خاورمیانه جدید» موهوم، همه کشورهای عربی ـ اسلامی منطقه، مانند مصر و اردن، در جناح امپریالیسم و صهیونیسم قرار گیرند و «اسلام گرایی» بطور کلی در منطقه حذف شود و ناسیونالیسم کور و قومی گرائی جاهلی، در کشورهای مسلمان جایگزین آن شود.

اما ما می بینیم که یکی از اصلی ترین عوامل قیام در انقلاب مردم مسلمان در منطقه عربی ـ اسلامی، انگیزه های اسلامی است و بنابراین دو طرح با یکدیگر «تضاد ماهوی» دارند و ربطی به یکدیگر نمی توانند داشته باشند.
 
در کشورهای منطقه بیشتر جنبه اسلامی دارد یا ملی؟

با توجه به توضیح فوق، باید قبول کرد که جنبۀ اسلام گرائی در تحولات اخیر منطقه نیرومندتر و ریشه دارتر و باسابقه تر از جنبه ملی گرائی آنست... همانطور که اهداف اقتصادی ـ اجتماعی و فرهنگی و... در پیدایش و استمرار این تحولات و قیام ها، در مرحله دوم قرار دارند... و البته ملی گرایان و پشتیبانان غربی آنان در این مناطق، تلاش می کنند که جنبۀ قومی و ملی تحولات محور اصلی قلمداد شود و به همین دلیل با پوشش خبری وارونه، آن را انگیزه مردم منطقه معرفی می کنند!.
 
با توجه به نقش مصر در میان کشورهای اسلامی و عربی، همچنین نقش محوری این کشور در معاملات کشورهای غربی، آینده انقلاب مصر چه چشم اندازی دارد؟
 
انقلاب مردم مسلمان مصر در ایجاد تحول بنیادی در کشور و سرنگونی رژیم دیکتاتوری سابق، موفق بود ولی متأسفانه به هدف نهایی خود تاکنون نرسیده است و حاکمان کنونی در مصر، در واقع همان ژنرال های باقیمانده از باند مافیای حاکم قبلی هستند که روابط صمیمانه و دیرینه اغلب آنان با امریکا و رژیم صهیونیستی، بر کسی پوشیده نیست و بیانات و ادعاهای اخیر بعضی از آنان در ضرورت تحکیم روابط با غرب و احترام! به قرارداد ننگین «کمپ دیوید» نشان دهنده ماهیت واقعی و درونی آنان است.
 
اما این روند به نظر من قابل استمرار نیست، بلکه دیر یا زود، حاکمیت کنونی، بطور قانونی و یا با قیام بعدی جوانان مسلمان مصر، باید کنار برود و در انتخاباتی آزاد، دولتی برخواسته از اراده و خواست ملت، روی کار بیاید... و در این صورت است که هم انقلاب به هدف اصلی خود رسیده است و هم چشم انداز آینده مصر، روشن و مطلوب خواهد بود.
 
آسیب های احتمالی انقلاب های منطقه چه چیزهایی می تواند باشد؟
 
آسیب اساسی و احتمالی انقلاب های منطقه، مصادره آن توسط استکبار جهانی و وابستگان امپریالیسم غربی و دوستان شناخته شده رژیم صهیونیستی است... یعنی اگر عناصری که سابقه دوستی و همکاری و روابط نزدیک با رژیم صهیونیستی دارند بخواهند در پست های جدیدی قرار گیرند و یا همچنان در مراکز قدرت باقی بمانند، بی شک انقلاب آسیب جدی خواهد دید... اما با توجه به عمق بیداری اسلامی در مصر و کشورهای دیگر، این گونه آسیب ها قابل دفع و رفع خواهد بود و دشمنان به نتیجه مورد نظر خود نخواهند رسید، گرچه ممکن است برای مدتی، مشکلاتی بر سر راه پیروزی نهائی و مطلق مردم ایجاد کنند.
 
آیا می توان خوشبین بود که این انقلاب ها توسط کشورهای غربی و آمریکا از مسیر مردمی خود منحرف نشود؟
 
اشاره کردم که غرب در فکر اجرای توطئه «مصادره انقلاب»های مردمی در این کشورها است و در این رابطه هم بطور همه جانبه و به شکل گسترده ای، فعال است، ولی بی تردید در درازمدت و با استمرار بیداری اسلامی مردم مسلمان، توان به انحراف کشاندن انقلاب را از دست خواهد داد...
 
بهرحال اینجانب با توجه به شناخت عینی شرایط قبلی این کشورها و حاکمیت های آن ها و اهداف اصیل ملت های قیام کننده، کاملاً به آینده این تحولات خوشبین هستم، گرچه این خوشبینی نباید همراه با غفلت و نادیده گرفتن توطئه ها و آسیب ها باشد.
 
تأثیرپذیری ملت های منطقه از انقلاب اسلامی و دیدگاه های حضرت امام خمینی(ره) چه نقشی در ایجاد موج بیداری اسلامی داشته است؟
 
تأثیرپذیری بیداری اسلامی کنونی در بلاد عربی ـ اسلامی از انقلاب اسلامی ایران و افکار و اندیشه های امام خمینی یک واقعیت انکارناپذیر است و جای شک و تردید ندارد. یعنی بهره گیری از این دیدگاه ها و تجربیات انقلاب اسلامی ایران در ایجاد موج بیداری کنونی و تبدیل آن به قیام، نقش اساسی داشته است.. و البته اجرای توطئه های امپریالیسم و حاکمیت های ارتجاعی وابسته در بلاد عربی ـ اسلامی ظهور این تأثیر و نقش را سالیانی به تأخیر انداخت، اما بهرحال سرانجام این نقش به بار نشست و مجموعۀ این تحولات از آموزه های انقلاب اسلامی و صدور اندیشه های امام خمینی و فرهیختگان دیگر، سرچشمه گرفته است، حتی اگر اظهار نشود.. البته در بعضی بلاد، از پیش حرکت های اسلامی فعالی حضور داشته اند ولی به علت «فقدان روش» و «رهبری آگاه» به نتیجه مطلوب نرسیده بودند ولی اکنون، می بینیم که وضع کاملاً فرق کرده است.
 
ارزیابی جنابعالی از تحولات بحرین و دیدگاه های متناقض کشورهای منطقه، کشورهای اسلامی و کشورهای غربی مدعبی حقوق بشر چیست؟
 
در جریان تحولات بحرین، سکوت کامل مجامع بین المللی و محافل و رسانه های ارتجاع عرب ـ که به تعبیر قرآن أشد کفراً و نفاقاً هستند و همکاری عملی باصطلاح حقوق بشری های غربی در این رابطه در عین اینکه شرم آور و تأسف بار است، ولی ماهیت واقعی آنان را به همگان نشان می دهد.
 
... در مسئله «لیبی» «ناتو» برای حفظ منافع نفتی آینده غربی ها، به بهانه «دفاع از مردم بی سلاح»! در برابر حمله های وحشیانه جنایتکار لیبی، سرهنگ قذافی مجنون، به دخالت نظامی دست زد... در مسئله یمن، غرب در کلیت خود، ماه ها است که باز بخاطر منافع خود، در قبال قتل عام مردم مسلمان توسط نیروهای سرهنگ عبدالله صالح ساکت مانده و فقط «ناظر» صحنه است و همین نکته در «بحرین» نیز صدق می کند و امریکا با کمک ارتجاع آل سعود به قتل عام مردم مسلمان و بی سلاح پرداخت تا پایگاه نظامی خود را حفظ کند و همچنان نفت بحرین و دیگر شیخ نشین های حوزه خلیج فارس را به غارت ببرد...
 
البته این امر برای شناخت حقیقت ماجرا سند شفافی است، گرچه با هزینه بسیاری بدست می آید... نگاه و برخورد دوگانه غرب با مسائل در واقع بیانگر و نشان دهنده اهداف واقعی امپریالیسم صلیبی غربی است که خود عامل مؤثری در قیام مردم خواهد بود.
 
به نظر جنابعالی آیا جمهوری اسلامی از تمام پتانسیل خود برای حمایت از مردم مظلوم بحرین استفاده کرده است؟
 
بطور کلی باید بگویم که جمهوری اسلامی ایران در کل حوادث و تحولات منطقه، از «سونامی» حاصله غافل ماند... و اصولاً دیر به حرکت درآمد و در همۀ موارد هم نتوانست نقش خود را بخوبی ایفا کند و با توجه به مشکلاتی که بعضی ها در داخل کشور ایجاد کرده اند و می کنند، از توجه کامل و جمعی به مسائلی که در منطقه مطرح است، به دور ماند... که امیدواریم به نحوی جبران شود...
 
آینده تحولات بحرین با توجه به تصمیم احتمالی عربستان مبنی بر حضور دائمی در این کشور چیست؟
 
تحولات بحرین گرچه به ظاهر با قتل عام وحشیانه مردم توسط باند آل خلیفه و آل سعود سرکوب شده است، اما حرکت عدالت خواهانه مردم مسلمان بحرین سابقۀ درازمدتی دارد و هر چندی یکبار به شکلی در سرزمین بحرین به ظهور رسیده است. امروز اگر آل خلیفه و وهابیان جزیرة العرب خیال می کنند که با این کشتار جمعی و ارتکاب جنایات جنگی ضد بشری، می توانند مردم بحرین را برای همیشه خاموش کنند، کاملاً در اشتباه هستند.
 
اگر سربازان لباس ببری پوش «کاغذی» آل سعود در دخالت برضد شیعیان «حوثی» در یمن با مقاومت شدید آنان روبرو شدند و صدها کشته و اسیر از خود به یادگار گذاشتند!.، این به آن دلیل بود که حوثی ها مسلح بودند.. و اکنون نیز اگر جوانان بحرین سلاح در دست بگیرند، بی تردید «ببرهای کاغذی» آل سعود، قدرت ماندن در بحرین را از دست خواهند داد... همانطور که سربازان تعلیم دیده رژیم صهیونیستی در برابر گروه رزمنده حزب الله از جنوب لبنان اخراج شدند و یا بعدها پس از جنگ 33 روزه مجبور به عقب نشینی گشتند و شکستی خوردند که در جنگ های قبلی با چند کشور عربی، نشانه و نمونه ای از آن را ندیده بودند.. و یا نیروهای تا دندان مسلح امریکا در عراق و افغانستان در باتلاق فرو رفته و با وضع رقت باری روبرو شده اند که بارها مسئولان نظامی و سیاسی آن به طور آشکار از شرکت در این تجاوزها، اظهار یأس و پشیمانی کرده اند..
 
... مقاومت ملت ها را نمی توان با بمب و سرکوب و قتل عام از میان برد.. بحرین در این میان یک استثناء نخواهد بود، بلکه دیر یا زود جوانان آن سرزمین پاسخ نیروهای اشغالگر و مزدوران آل خلیفه را خواهند داد.
 
در پایان جنانچه دیدگاه خاصی دارید بیان نمایید.
 
دیدگاه خاص بنده در رابطه با مسائل منطقه و تحولات آن ضرورت ایجاد هماهنگی در عملکرد نهادهای مختلف نظام اسلامی، در برخورد با حوادث و چگونگی کمک و یا همکاری با مردم مظلوم آن مناطق است.
 
متأسفانه فقدان شناخت دقیق و عدم هم آهنگی و یا اقدامات تکروانه و گاهی کارشناسی نشده، نتیجه مطلوب به دنبال نخواهد داشت... شتاب زدگی در تماس های گوناگون با افراد مختلف و فرصت طلب، یا گروه هائی که اصالت و ریشه در جامعه خود ندارند و یا نوعی «عجله» برای برقراری «روابط حسنه»! با بعضی از کشورهایی که در آن ها انقلاب شده است، به هیچ وجه به صلاح نظام و یا حتی دوستان هوادار ما در آن بلاد نیست...
 
توجه و اهمیت دادن به نظرهای کارشناسی کسانی که سابقه دیرینه در این زمینه ها دارند، بی شک موجب موفقیت در اجرای اهداف موردنظر خواهد شد!
0/5 امتياز (0)
نظرات
نام
نام خانوادگي
نشاني پست الكترونيكي
متن