اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَهِ وَفي كُلِّ ساعَهٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَناصِراً وَ دَليلاًوَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً     
 
ويژه نامه
 
يادمان استاد خسروشاهي رحمت الله عليه
 
 
 
 
 
 
 خاطرات مستند استاد خسروشاهي درباره: خاطرات مكتوب

موضوع كتاب : كتب فارسي
نوع كتاب : كتابهاي عمومي


نام كتاب: خاطرات مستند استاد خسروشاهي درباره خاطرات مكتوب
نويسنده: سيد هادي خسروشاهي
ناشر: كلبه شروق
سال و نوبت چاپ: اول / بهار 1397
تعداد صفحات: 236
شمارگان: 1000 نسخه
قيمت: 9000 تومان

كتاب «درباره خاطرات مكتوب» از دو بخش تشكيل شده است: بخش اول شامل خاطرات و يادداشت­ هاي استاد در سال­ هاي نخستين انقلاب است و بخش دوم به خاطرات و مقالات و كلنجارها و برخوردهاي مربوط به دوران پيش از انقلاب است. در انتهاي كتاب فهرست اعلام، اماكن و كتب مي­ آيد كه براي محققان و پژوهشگران تاريخ و سياست راهگشاست.

استاد خسروشاهي در مقدمه كتاب مي ‏نويسند: «خاطرات غير مكتوب نوعاً شامل مطالبي است درباره مسائل مختلف كه در زندگي افراد رخ داده و در ذهن آنها باقي مانده و اغلب در مراحل پاياني عمر، به شكل مكتوب براي علاقمندان عرضه شده است، اما اين بار خاطراتي از اينجانب نقل مي شود كه در ساليان نخستين انقلاب و چند مورد پيش از آن، به صورت مكتوب ارائه شده و در روزنامه هاي مختلف آن دوران به چاپ رسيده است. بيشتر اين خاطرات درباره مسائل روز و پس از پيروزي انقلاب و عمدتاً در پاسخ به ديگران و توضيح و تشريح حقايق، مطرح شده است كه البته ضمن بيان حقايقي، نوع برخوردهاي افراد در دوران نخستين انقلاب را هم نشان مي دهد. (ص9)

استاد خسروشاهي در ادامه مقدمه مي نويسد: «هدف از نشر اين «خاطرات مكتوب» ـ البته اگر اصولاً اين عنوان بر اين مكتوبات صدق كند ـ نشان دادن نوع برخوردها درباره مسائل در اوايل انقلاب و تشاجر و مجادله و يا تفاهم و مذاكره بين افراد و گروه هاي سياسي يا اشخاص موافق و مخالف است و حتي اگر عنوان خاطرات با اين نوشتارها تطابقي نداشته باشد، به هر حال مي توان آنها را به عنوان چگونگي تضارب آرا و مناقشات علني و منشور با چپ و راست افراطي، ـ و همگي مسلمان و انقلابي ـ و يا تندروان مدعيان آغاز انقلاب كه خود را به غلط صاحب آن و طلبكار مي دانستند و نوع برداشت هاي نويسنده از مسائل روز و در مراحل مختلف، تلقي كرد.»

بخش اول كتاب كه خاطرات و مقالات استاد خسروشاهي در سال­ هاي نخستين انقلاب اسلامي است از 15 يادداشت و مقاله تشكيل شده است: 1.چگونه همه انقلابي شدند؟، 2.آموزش­ هايي از انقلاب الجزاير؛ هزاران شهيد غيرمذهبي كجاست؟، 3.رهنمودهاي آيت ­الله طالقاني و تأييدي از علي­ اصغر حاج سيد جوادي، 4.سرگشاده نويسي روشنفكران، 5.درباره حركت اسلامي تركيه، 6.تحريف تاريخ؛ عملي ناجوانمردانه، 7.درباره نشريه سازمان به اصطلاح فدايي خلق!، 8.جاما چه مي­ گويد؟، 9.تكفير سياسي روشنفكرانه!، 10.نامه ­اي به بانوان: قضّات دادگستري، 11.چه كساني حسينيه ارشاد را بستند؟ متجددين از متقدمين يا متقدمين از متجددين؟، 12.تاريخ را تحريف نكنيد!، 13.جشن­ هاي سالگرد هجرت پيامبر(ص)، 14.بزرگداشت هجرت نبوي؛ آقاي روابط عمومي صدا و سيما چه مي­ گويد؟، 15.مراكز فرهنگي جذّاب يا مركز فرهنگي طرّاد؟

بخش دوم كتاب كه خاطرات مكتوب و يادداشت­ هاي انتقادي استاد خسروشاهي مربوط به دوران پيش از انقلاب اسلامي است از 8 يادداشت تشكيل شده است: 1.هفته ضدامپرياليستي در پاريس، 2.درباره مسأله فلسطين، 3.با مجله «حقوق امروز»، 4.كلنجار با اميراني؛ مدير مجله «خواندني­ ها»، 5.پاسخ مدير مجله «خواندني­ ها»، جواب­ هاي با امضاي ما، به نامه­ هاي بي­ امضاي شما، 6.نكاتي درباره «خواندني ­ها»، 7.مجله «زن روز»، 8.هشداري به سردبير «رستاخيز».

«سخني با همه گروه­ هاي اپوزيسيون انقلاب؛ اشتباه مشروطه تكرار نخواهد شد»

استاد خسروشاهي در يادداشت «آموزش­هايي از انقلاب الجزاير» ضمن توصيف فضاي روزها و ماه ­هاي اول پيروزي انقلاب مي­ نويسد: «اين روزها همه دم از انقلاب و آزادي مي­ زنند... از عمله رسمي و شناخته شده رژيم استبدادي گرفته تا عمله آماتور ظلمه، همه آزادي­ خواه شده­ اند. از اعضاي احزاب دولتي پيشين تا ايدئولوگ­ هاي چپ و راست حزب رستاخيز، جملگي انقلابي دو آتشه از آب درآمده ­اند... آن­ها با تغيير جهت 180 درجه ­اي، امروز نه تنها انقلابي حرفه ­اي و تمام وقت هستند، بلكه خود را پيرو و هوادار سرسخت روحانيت و مرجعيت شيعه هم قلمداد مي­ كنند و در انتظار آن كه مشروطيت جديد به رهبري مرجعيت به پيروزي برسد و مانند مشروطيت سابق، دو دستي تقديم عين ­الدوله­ هاي عصر ما بشود!... اين هشدار را حضرات از ما بپذيرند كه در صورت پيروزي نهايي، اين بار ديگر اشتباه دوران مشروطيت و نهضت ملي، تكرار نخواهد شد.» (صص 17-19)

«سازمان فدايي خلق؛ ارتجاعي­ ترين گروه با ماسك انقلابي»

استاد خسروشاهي در يكي از يادداشت­ هاي اول انقلاب خود در نقد و تحليل مواضع نشريه سازمان چريك هاي فدايي خلق مي نويسد: «شما با همه ادعاهايي كه داريد نه تنها انقلابي نيستيد، بلكه با همكاري عملي با محافل امپرياليستي و كساني كه مي­ خواهند انقلاب را ضربه بزنند، به حق، ارتجاعي ­ترين گروهي هستيد كه مي­ خواهيد از زير ماسك انقلابي بودن چهره كريه و زشت خود را بپوشانيد. مردم مسلمان ايران به شما و ديگر همكاران سياسي­ تان اخطار و هشدار مي­ دهند كه هرگز جايي در ميان ما نداريد و هرگز با نشر اكاذيب نمي ­توانيد پيوند ناگسستني مردم را با مراجع عاليقدر تقليد خود بگسليد و اين سرانجام شما هستيد كه با نشان دادن ماهيت ضد خَلقي خود، خود را رسواي خاص و عام مي ­كنيد. آينده نشان خواهد داد كه خلق ما بر همه نيرنگ­ هاي چپ و راست غلبه خواهد كرد و در راه تحكيم پايه­ هاي پيروزي جمهوري اسلامي همچنان پيش خواهد تاخت.» (ص68)

«تحريف تاريخ توسط نشريه «مردم ايران»؛ ارگان حزب جاما»

استاد خسروشاهي در يادداشت «جاما چه مي­ گويد؟» نامه­ اي خطاب به دكتر كاظم سامي دبيركل حزب جاما نوشته است و به مواضع نشريه حزب جاما در تحليل غيرواقعي شكست دولت مصدق و در انتقاد بي ­مبنا به آيت­ الله كاشاني مي ­نويسد: «آيا واقعاً دوست داشتن آقاي دكتر مصدق ـ با صرف نظر از همه اشتباهات ايشان و ديگر رهبران جبهه ملي و آيت ­الله كاشاني و فدائيان اسلام ـ مي تواند مجوز باشد كه شما در روزنامه خودتان كه گويا آيينه تمام­ نماي افكار مردم است و به همين مقاله آقاي فريدون كشاورز، رهبر حزب توده را هم چاپ مي­ كند و به خيانت­ هاي حزب توده در شكست نهضت ملي اشاره ­­اي نمي­ كند و ناگهان مدعي مي ­شويد كه اولاً علت اصلي شكست نهضت ملي ايران سقوط دكتر مصدق اتحاد شاه و آيت ­الله كاشاني چه بوده است؟

آيا واقعاً شرم ­آور نيست تازه فرار ژنرال زاهدي را كه حكومت وقت با علم به اين­كه حكم نخست وزيري از شاه گرفته است، او را دستگير نكرده، به حساب رياست مجلس آيت ­الله كاشاني مي­ گذاريد، آخر چرا؟ مگر شما از نامه آيت­ الله در 27 مرداد، به آقاي دكتر مصدق خبر نداريد كه در آن از توطئه خائنانه كودتا، مصدق را آگاه ساخته است؟ آخر اين ناجوانمردي است كه شما به خاطر دوست داشتن كسي، گناه او را هم به گردن ديگري بگذاريد و همه فضايل و خدمات و مبارزات او را هم به دست فراموشي بسپاريد و وارونه جلوه دهيد كه در روزنامه جاما اين چنين تاريخ را تحريف كنيد؟» (صص 69-70)

«رجزخواني و آزادي­خواهي از باب مُد روز در اوايل انقلاب»

استاد خسروشاهي در پاسخ به اعتراضات زنان قضّات زمان شاه پس از پيروزي انقلاب در تاريخ 20 بهمن 1357 مي­ نويسد: «امروز خانم­ ها براي شهيدنُمايي، ناگهان نام زنان مبارزي را مي ­آورند كه زير شكنجه كشته شده اند، ولي تا ديروز شهامت و شجاعت يك قاضي­ آزاده را نداشته ­اند كه در مقابل وزير دادگستري گيتارزن اصفهان! بايستند و فرياد بزنند كه آقاي وزير! جُرم اين­ها سياسي است و بايد زير نظر هيأت منصفه در دادگستري محاكمه شدند، نه در سلّاخ خانه ساواك و كميته مشترك...

شما كه مي­ گوييد ده سال سابقه خدمت داريد، چرا سكوت كرديد؟ چرا شهامت اين را نداشتيد كه به خاطر همان كساني كه اكنون نامشان را مي­ آوريد، حداقل استعفا بدهيد و به دنيا خاطرنشان سازيد كه زنان و دختران اين مملكت را يا به فحشا مي­­ كشانند يا زير رگبار مسلسل و شكنجه قتل عام مي ­كنند؟ پس بايد اعتراف كرد كه شهيدنُمايي و رجزخواني و آزادي­ خواه بودن مصلحتي، از باب «مُد روز» است وگرنه آن­طور هم كه حضرات خانم­ ها ادعا دارند، خيلي هم آزادي­ خواه نبوده ­اند!» (صص87-88)

«چه كساني حسينيه ارشاد را بستند؟»

استاد خسروشاهي در نقد نوشته احمدعلي بابايي درباره تعطيلي حسينيه ارشاد در روزنامه كيهان در ابتداي انقلاب مي نويسد: «اين ظالمانه­ ترين نوع قضاوت ها است كه استعفاي شهيد مطهري از حسينيه ارشاد را «قهر مطهري» بناميم و درد دل­ هاي آن مرحوم را فراموش كنيم كه به صراحت اعلام مي­ داشت: حسينيه ارشاد با پول مردم ساخته شد كه مركز ارشاد باشد نه آن­كه دكّان ويژه ­اي براي كاسب كاراني چند، در لباس هاي مختلف گردد! مرحوم مطهري از تصميم گيري ­هاي فردي در مقابل هيأت مديره و اجراي خواسته­ هاي فردي به نام «شورا» دل پُرخوني داشت و اين ناجوانمردانه است كه ما اين مسأله اساسي (عدم اداره شورايي حسينيه) را نديده بگيريم و بگوييم كه بلي! «مسأله حسينيه مشي فكري و وجود شريعتي بود وگرنه مديريت حسينيه، بهانه بود.» (صص 94-95)

«خاطره­ اي از شهيد مطهري درباره استعفايش از حسينيه ارشاد»

استاد خسروشاهي با ذكر خاطره اي از شهيد مطهري مي ­نويسد: «مرحوم شهيد مطهري همان­طور كه خود در اتاقك دانشكده الهيات براي من تعريف مي­ كرد و به همه دوستانش نيز گفته است، از جريان حاكم بر حسينيه ارشاد به عنوان به اصطلاح «مديريت» رنج مي ­برد و هرچه كوشش كرد كه موضوعات مربوط به حسينيه به شكل شورايي اداره شود، متأسفانه به نتيجه نرسيد و در نهايت مجبور گرديد كه استعفا دهد و دلش هم مي­ سوخت كه همه زحمات او و يارانش را كلاهي­ هاي انقلابي ­نماي ليبرال­ مآب جنت­ مكان خُلد آشيان، اين­ چنين بر باد داده­ اند.» (ص 96)

استاد خسروشاهي مي ­نويسد: «كساني كه فكر كردند با زرنگي! روحانيت را از حسينيه ارشاد كنار گذاشته اند و «اسلام منهاي آخوند» را در اين مملكت پياده مي­ كنند، آگاهانه يا ناآگاهانه خيانت كردند و با تضعيف عملي حسينيه ارشاد و با به انزوا كشيدن آن، راه بسته شدن حسينيه ارشاد را هموار كردند و خود مرحوم شريعتي هم دلش از دست اين­ها خون بود كه شمّه ­اي از آن را در نامه ­اي كه در روزنامه «ارشاد» به وسيله فرزندش احسان منتشر گرديد بيان كرده است.» (ص97)

«ضعف صدا و سيما در پوشش اخبار و همايش­ ها و رويكرد جناحي»

استاد خسروشاهي پس از برگزاري هفته بزرگداشت پانزدهمين قرن هجرت رسول اكرم (ص) و سالروز پيروزي انقلاب اسلامي ايران و حضور حدود 250 شخصيت خارجي برجسته در انتقاد از عدم پوشش مناسب و شايسته اين اتفاق مهم، نامه­ اي به روابط عمومي صدا و سيما مي ­نويسد: «هنوز دير نشده است كه واقعاً به راديو ـ تلويزيون تكاني بدهيد. هنوز دير نشده است كه واقعاً به طور انقلابي و اسلامي در راديو تلويزيون عمل كنيد. هنوز دير نشده است كه با احساس مسئوليت و كنار گذاشتن فرقه­ گرايي­ ها، به وظايف خود آن­طور كه لازم است عمل كنيد و هنوز تنها در اين صورت خواهد بود كه مردم با شما باشند و در غير اين صورت همين خلق، به حساب اين­ چنين صدا و سيمايي رسيدگي خواهند كرد و در آن روز ظاهراً برادران بايد از برج عاج تلويزيون پايين بيايند و در پيشگاه مردم به اشتباه خود اعتراف كنند. مردم ما از شما توقع ندارند كه به مفهوم فقهي كلمه «عادل» باشيد تا پشت سر شما به «نماز جماعت» بايستند، ولي اين توقع را دارند كه در دوران پس از انقلاب اسلامي، اگر كاري از شما ساخته نيست، مسئوليت آن را نپذيريد.» (صص143-144)

«اهميت كتاب»

خواندن اين كتاب اطلاعات خوبي از فضاي فرهنگي و مطبوعاتي سال­ هاي قبل از انقلاب و ماه ­هاي اوليه پيروزي انقلاب را بيان مي­ كنند و از تغيير رويكردهاي يك شبه­ و 180 درجه­ اي نشريات سلطنت­ طلب پس از پيروزي انقلاب يا سياست­ هاي خصمانه برخي شخصيت­ ها و نشريات با روحانيت و نهضت اسلامي و تيره و تاريك نشان دادن فضاي اول انقلاب بيان مي­ كند. كه مطالعه آن­ها مي ­تواند براي برون رفت از وضعيت فعلي الهام ­بخش باشد و اين­كه تحت تأثير فضاسازي هاي رسانه­ اي قرار نگرفت و با منطق و استدلال و شناخت كامل و در نظر گرفتن جوانب مختلف موضوع، جامعه­ اي عقلاني­ تر و مردمي واقع ­بين و غيراحساسي داشت تا زمينه سوء استفاده ­ها در جامعه كمتر شود.

براي تهيه كتاب مي توانيد:

در تهران به فروشگاه كتاب مؤسسه اطلاعات واقع در خيابان انقلاب روبروي دانشگاه تهران مراجعه نماييد.
و در قم به فروشگاه كتاب كلبه شروق واقع در ابتداي خيابان شهدا (صفائيه) مراجعه و يا با شماره تلفن ???????? (???) تماس بگيريد.
همچنين براي خريد اينترنتي نيز مي توانيد از طريق لينك هاي زير اقدام نماييد:

پاتوق كتاب فردا:

https://bookroom.ir/book/66594/%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB-%D8%B1%D9%88%D8%B2%DA%AF%D8%A7%D8%B1-24:-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%B3%D8%B1%D9%88%D8%B4%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%85%DA%A9%D8%AA%D9%88%D8%A8

فروشگاه اينترنتي انتشارات اطلاعات:

http://www.ketabettelaat.com/shop/index.php?route=product/product&path=137&product_id=4436
0/5 امتياز (0)
نظرات
نام
نام خانوادگي
نشاني پست الكترونيكي
متن