اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَهِ وَفي كُلِّ ساعَهٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَناصِراً وَ دَليلاًوَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً     
 
ويژه نامه
 
ويژه نامه بهاييت
 
 
 
 
 
 
مصاحبه شونده  :  استاد سيدهادي خسروشاهي
موضوع مصاحبه : سياسي
خلاصه  :  اگر دولت سوريه، به درخواست اخوان المسلمين سوريه، براي شركت در انتخابات و همكاري در اداره كشور پاسخ مثبت مي‌داد، و تظاهرات مسالمت آميز هواداران آن را سركوب نمي‌كرد و قتل عام به وقوع نمي‌پيوست، بي ترديد باهم آهنگي عقلاني، حوادث طور ديگري رقم مي‌خورد و به يقين، «جبهة النصرة» براي جنگ با سوريه، به وجود نمي‌آمد و زمينه براي تولد مولود نامشروع جديدي به نام داعش مساعد نمي‌گشت...


دفتر مرکز بررسی های اسلامی قم مصاحبه ای با استاد سیدهادی خسروشاهی، کارشناس ارشد حرکت های اسلامی و پژوهشگر معاصر، درباره ماهیت گروه تکفیری داعش انجام داده است که در ادامه می خوانید:
 
داعش ساخته و پرداخته چه نوع تفکری است؟ و پدیدآورندگان این تفکر چه کسانی هستند؟

داعش یعنی: «دولت اسلامی عراق و شام» پدیده ی نوظهور یا ایدئولوژی جدید نیست. داعش در واقع چکیده تفکر سلفی وهابی قرون وسطائی است که افکار اصلی خود را از ابن تیمیه گرفته‌ که در دوران‌های بعد، توسط محمد بن عبدالوهاب اجرائی و عملیاتی گردید و در دوره سلطنت «سعود» بزرگ خاندان آل سعود فعلی، به اوج رسید و دژخیمان آن با قتل عام مردم جزیرة العرب و سپس قبایل موجود در منطقه، به سوی بین النهرین و عراق آمدند و باز همه مردم را قتل عام کردند و مراکز عبادی و مراقد ائمه شیعه را چه در حجاز ـ مدینه منوره ـ و چه در عراق ویران ساختند.

پس پدید آورنده واقعی و اصلی این نوع تفکر جامد و بی منطق و بربری، پس از ایدئولوک اصلی «ابن تیمیه»، محمد بن عبدالوهاب بود که به همین دلیل هم این فرقه «وهابی» نامیده می‌شود.

مرکز نفوذ نخستین این فرقه در جزیرةالعرب  منطقه «نجد» بود که با توجه به شرایط جغرافیایی و ژئوپولتیک یک منطقه خشک و بی روح و جامد، خشن و متکی به شمشیر به شمار می‌رفت... در جنگ بین قبائل منطقه، نجدی‌ها حتی اگر با قبیله ای پیمان می‌بستند و در مراحل بعدی احساس می‌کردند که آن قبیله در جنگ‌های محلی شکست خواهد خورد، بلافاصله پیمان شکنی کرده و خود به قتل و غارت افراد و اموال آن قبیله متحد می‌پرداختند و معتقد بودند به جای آنکه دشمن مشترک! اموال آنها را به غارت ببرد و افرادشان را به قتل برساند، ما باید خود این کار را انجام بدهیم.

و اکنون نیز ما شاهد هستیم که هر چندی یکبار، داعشی‌ها گروهی از هم پیمانان خود را قتل عام می‌کنند و این جنایات را در حق اعضاء و رهبران «جبهة النصره» ـ با گرایش اخوانی ـ و «احرار الشام» و «ارتش آزاد» چندین بار در سوریه انجام داده اند.

یعنی می‌فرمایید که هسته‌های نخستین وهابی در شبه جزیره و بلاد عربی دیگر هم، مرتکب چنین جنایاتی می‌شدند؟

بلی! این را تاریخ می‌گوید. ده‌ها کتاب درباره نجد و پیروان وهابیگری و تاریخ عرب نوشته شده که من به نام یکی از آنها اشاره می‌کنم که توسط یک محقق و مورخ مصری به نام حافظ وهبه تحت عنوان «تاریخ جزیرة العرب فی القرن العشرین ـ تاریخ جزیرة العرب در قرن بیستم» در قاهره و بیروت چاپ شده است. او در کتاب قطور خود توضیح می‌دهد که وهابیان نخستین، در دوره سلطه فکری محمد بن عبدالوهاب و سلطه ملک سعود، دردو قرن گذشته، به هر نقطه ای از بلاد عربی که حمله کردند، همه را قتل عام نمودند و همه جا را به آتش کشیدند و شهرها را ویران نمودند. مثلاً پیش از سقوط مکه و مدینه توسط افراد این سازمان وهابی در دوران عبدالعزیز مردم شهر طائف را،به طور کامل، اعم از زن و مرد و کودک و پیر و جوان را قتل عام کردند و سپس کلّ شهر را به آتش کشیدند و در شهرهای عراق نیز همین جنایات را تکرار کردند... کربلا و نجف را ویران نمودند و همین وحشیگری و بربریت بی حساب و کتاب، باعث شد که مردم دیگر شهرهای عربی منطقه، تسلیم شوند، چون در حمله وحوش وهابی، اصول جنگی مراعات نمی‌شد و هدف، در واقع هر وسیله ای را توجیه می‌کرد... همانطور که امروزه، شاهد تکرار این روش توسط وحوش داعش، یا نوادگان و بازماندگان بنی امیه و بنی سعود، هستیم.

رهبری فکری این گروه و سازمان به عهده چه کسانی است؟

البته باید اشاره کنیم که قبل از پیدایش رسمی وحوش داعش، گروه‌های تکفیری و افراطی متعدد ولی کوچکی، در گوشه و کنار جهان اسلام، به وجود آمده بود که تمویل آنها عمدتاً به عهده بنی سعود و دلارهای نفتی بود... و در همین رابطه، طالبان در افغانستان به وجود آمد. البته با همکاری سازمان جاسوسی امریکا ـ و بعد سازمان‌های کوچک، توسط بن لادن وهابی، متحد شدند و سازمان القاعده به وجود آمد که تشریح تاریخ و حوادث مربوط به آنها نیازمند تألیف چندین جلد کتاب است.

پس از ماجرای یازده سپتامبر و حمله امریکا به افغانستان و متلاشی شدن تشکیلات القاعده در این کشور، افراد و اعضای برجسته و فعال آن، از کشورهای خود و یا دیگر مناطق کوچ کردند و جریان‌های تکفیری، باز باکمک مالی بنی سعود و سازماندهی سازمان سیا و غرب امپریالیسم و رهنمودهای صهیونیسم بین المللی، در بلاد مختلف، و رهبری های متفاوت و گوناگون، به وجود آمدند و جنایات بیشماری را به نام اسلام! در کشورهایی چون: الجزایر، صومال، سنگال، نیجریه، پاکستان و غیره... مرتکب شدند ـ و می‌شوند ـ تا اینکه نوبت به خاورمیانه عربی رسید.

یعنی در عراق و سوریه و مصر و لبنان...

البته به این صورت سازمان توسعه نیافت، بلکه به تدریج و پس از آموزش‌های نظامی لازم، با هزینه ارتجاع عرب در منطقه خلیج فارس، نخست به صورت سازمان یافته در سوریه و سپس عراق به فعالیت و خرابکاری پرداختند... و به علت سیاست‌های غلط و زورگویانه بعضی از سران دول عربی، دامنۀ عدم رضایت گسترش یافت و سرخوردگی مردم از به اصطلاح بهار عربی! باعث شد که نیروهای منفعل به این سازمان‌ بپیوندند و ثروت هنگفتی هم به دست آنها رسید و دامنه اقدامات توسعه یافت.
 
 
یعنی اگر عقلانیتی در کار بود، کار به اینجا نمی‌کشید؟

بی تردید چنین بود! یعنی اگر دولت سوریه، به درخواست اخوان المسلمین سوریه، برای شرکت در انتخابات و همکاری در اداره کشور پاسخ مثبت می‌داد، و تظاهرات مسالمت آمیز هواداران آن را سرکوب نمی‌کرد و قتل عام به وقوع نمی‌پیوست، بی تردید باهم آهنگی عقلانی، حوادث طور دیگری رقم می‌خورد و به یقین، «جبهة النصرة» برای جنگ با سوریه، به وجود نمی‌آمد و زمینه برای تولد مولود نامشروع جدیدی به نام داعش مساعد نمی‌گشت...

و در عراق هم اگر دولت جدیدی! پس از حمله امریکا، برادران اهل سنت را که قرن‌ها با  شیعیان زندگی مسالمت آمیز در کنار هم داشتند، به بازی می گرفت و با توجه به سوابق و حضور آنها در عراق، میدان فعالیت و کار به آنها می‌داد و در اداره کشور به انحصارطلبی نمی‌پرداخت، بسیاری از حوادث تلخ بعدی رخ نمی‌داد.

متأسفانه وقتی زورمداری‌ها جای عقلانیت را بگیرد، وقتی تمامت خواهی و انحصارطلبی به جای پذیرفتن تعدد و کثرت و ایجاد وحدت عمل بین گروه‌ها و اصحاب مذاهب به وجود آید، نتیجه آن می‌شود که اکنون شاهد آن هستیم و با علم به اینکه دشمنان اسلام، در پشت صحنه فعال بودند که به قول امام خمینی ره، نه شیعه را می‌خواستند و نه سنی را.

رهبران داعش چه کسانی هستند؟ مقصد نهایی داعش کجا است؟

بحث درباره عناصر و رهبران این سازمان‌ها در بلاد مختلف به ویژه در سوریه و عراق، نیاز به کتاب مستقلی دارد، ولی ما فقط اشاره می‌کنیم که دواعش در عراق و سوریه، رهبران خاص خود را داشتند ولی با گسترش دادن به فعالیت خودشان در مصر و لیبی و صومال و اخیراً افغانستان، نام «دولت خلافت اسلامی» به خود دادند و این هدف نهایی رهبری  آن را به خوبی نشان  می‌دهد. یعنی مقصد نهایی داعش، سیطره بر کل دنیای اسلام و سپس به قول خودشان، کل جهان است که البته این نوعی تخیل توأم با توهم است.

و البته ما شاهد هستیم که امپریالیسم خبری، هر روز در ماهواره‌ها و مطبوعات و رسانه‌ها، جنایات این‌ها را نه به عنوان «داعش!» بلکه تحت عنوان «دولت اسلامی» و یا حکومت اسلامی به سمع و نظر مردم جهان می‌رسانند.

آیا هدف، اسلام زدایی است یا اسلام هراسی؟

اسلام هراسی که برنامه اصلی تمامی رسانه‌های غربی، اعم از امپریالیستی و صهیونیستی است و از سالیانی پیش، یعنی از زمان پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شده است، که به موازات آن، توطئه هراس از «هلال شیعی» و «ایران هراسی» نیز به راه افتاد! ولی اکنون به وضوح روشن است که هدف نهایی «اسلام زدایی» در سطح جهان است، چون اعمال بربریسم و ارتکاب جرائم قرون وسطائی به نام اسلام، آن هم از نوع جهادی! آن، نمی‌تواند مردم جهان را به اسلام رحمانی و آسمانی دعوت کند، بلکه ریشه و اساس را هدف قرار می‌دهد و نه تنها مردم جهان، بلکه حتی مردم مسلمان را نیز در بلاد اسلامی، نسبت به اساس اسلام، بدبین می‌سازد. چرا که همه این فجایع و جنایات به نام «اسلام» انجام می‌پذیرد.

درباره چگونگی پیدایش داعش توضیحی بفرمایید.

داعش علاوه بر جنبه ایدئولوژیک، از لحاظ سیاسی در واقع محصول اندیشه سیاسی حزب بعث میشل عفلق، تئوریسین معروف حزب بعث است که خواستار وحدت همه جانبه عراق و سوریه است. این هدف در دوران حکومت بعثی‌ها مطرح بود و پس ازسقوط رژیم بعثی‌ها در عراق، این گروه با همکاری فراریان رژیم صدام، اعم از کادر رهبری حزبی و ارتشیان، در سوریه تحت عنوان «القاعده» و «نصرة الاسلام» و «احرار الشام» به فعالیت پرداختند و داعش را به وجود آوردند و همزمان بخشی از سنی‌های سرخورده از سیاست‌های یکجانبه دولت آقای نوری المالکی هم در عراق متحد شدند و با حرکت مسلحانه سوریه هم آهنگ ‌شدند و نام‌گذاری دولت اسلامی عراق و شام، نشان دهنده هدف نخستین آنها، قبل از اعلام نظام خلافت! بود.

یعنی در عراق هم داعش فعالیت زیرزمینی داشت؟

بله، همزمان با سوریه، سنی‌های معارض حکومت مرکزی که آن را «حکومت شیعی» می‌نامیدند، متحد شدند تا دولت مستقلی تشکیل دهند. دراین اتحاد بیش از ده گروه و سازمان سنی شرکت داشتند که: جیش الاسلام عراق، نقش بندی‌ها، گروه اسلام گرای وابسته به شیخ حارث الضاری، گردان‌های انتفاضه و مجموعه فراری‌های حزب بعث، از جمله آنها بودند.

وقتی قیام ضد حکومتی آنها رسمی و علنی شد، بسیاری از اعضاء سنی ارتش عراق در موصل، تکریت، سامرا و عده ای در فلوجه و الانبار که جمعاً بالغ بر ده‌ها هزار نفر می‌شدند، به داعش پیوستند و به همین دلیل نیروهای ارتش رسمی، یا متلاشی شده و فرار  کردند ویا به داعش پیوستند... البته در این توطئه عده ای ازارتشیان عالی رتبه هم با دریافت رشوه‌های کلان از بنی سعود، همه تسلیحات جنگی موجود در پادگان‌ها را به داعش تحویل دادند که اخیراً گویا قرار است در عراق این عده «محاکمه» شوند!...

البته گفته می شود که حدود سه هزار نفر از نیروهای داعش در سوریه در حمله به موصل، شرکت داشتند و دومین شهر بزرگ عراق با دو میلیون جمعیت، با فرار جمعی سربازان و ارتشیان، که چندین برابر مهاجمان بودند، در عرض شش ساعت سقوط کرد.

و می دانیم که برای بازسازی ارتش عراق و خرید اسلحه، بیش از 25 میلیارد دلار هزینه شده بود، ولی در عمل معلوم شد که این سلاح نیست که پیروز می‌شود، بلکه اراده و ایمان جهادی لازم است که مقاومت را به هر قیمتی، به وجود می‌آورد و پیروز می شود...

اصولاً علت اینکه حتی بغداد و اربیل در معرض هجوم و سقوط قرار گرفتند، این بود که ارتش رسمی و سربازان موقت روحیه جنگ و مقاومت نداشتند و بی تردید اگر فتوای مرجعیت شیعه در نجف ـ آیت الله سیستانی ـ نبود، بسیج مردمی ـ الحشد الشعبی ـ با همکاری ایران اسلامی تشکیل نمی‌شد، بی تردید بغداد هم سقوط می‌کرد... و داعش برای تخریب اماکن مذهبی شیعه و مشاهد مقدسه اهل بیت در سامراء و جاهای دیگر، حتی بولدزر و وسائل لازم را همراه خود آورده بودند.

به هرحال «داعش» اکنون یک پدیده سرطانی نامیمونی است که توسط بنی سعود و امپریالیسم غربی ـ در  کلیت خود ـ به وجود آمده و هدف نهایی برنامه ریزان، تجزیه و تقسیم بلاد اسلامی ـ عربی است تا با تشکیل حکومت‌های کوچک فرقه ای، منافع خود وامنیت رژیم صهیونیستی را تأمین کنند.

به نظر شما اشتباهات حکومت‌های عراق و سوریه در این امر نقش داشت؟

بی تردید! اگر آقای مالکی با سنی‌های منطقه موصل و سامرا و فلوجه همکاری عملی داشت و اگر آقای بشار اسد، چند نفر از رهبران اخوان المسلمین سوریه را در دولت خود جای می‌داد، گروه‌های افراطی ـ تکفیری نمی‌توانستند همه آنها را زیر پرچم خود جای دهند...

چرا اکثریت اعضای داعش از نومسلمانان اروپایی هستند؟

نه، چنین نیست. اکثریت اعضای داعش در سوریه و عراق و لیبی، از خود مردم آن کشورها هستند ولی امپریالیسم غربی و صهیونیسم بین المللی، امکاناتی را فراهم ساختند که جوانان مسلمان اروپایی ـ عمدتاً با تبار عربی ـ افریقایی، را بدین دو کشور گسیل دارند و دولت اردوغان هم در این میان «حمالة الحطب» شد و با پول بنی سعود و شیخ قطر! و دیگر مرتجعان وابسته به غرب، این عناصر را به عراق و سوریه انتقال دادند و هدف اصلی آنها، علاوه بر زمینه سازی برای تجزیه و تقسیم این کشورها، دور کردن عناصر افراطی ـ تکفیری از کشورهای خود بود وگرنه سازمان‌های جاسوسی و امنیتی غرب که به قول خودشان به اصطلاح «پشه را در هوا نعل می‌زنند»!! معقول نبود که نتوانند این گروه انبوه از مهاجران تکفیری به منطقه را شناسایی نکرده و مانع از سفر آنها نشوند!!

این عناصر خطر بالقوه برای خود آن کشورها نخواهند بود؟

چرا، بی شک چنین است و از هم اکنون هم ما شاهد هستیم که گروه‌های تکفیری در ترکیه، کویت، عربستان سعودی و ... به اقدامات مشابه دست زده و با انفجار و قتل عام مردم بیگناه، در مساجد و یا در کوچه و بازار، کار خود را آغاز کرده اند و در واقع باید آنها را «خطر بالفعل» نه «بالقوه» نامید که آثار آن در آینده نه چندان دور، بیشتر دیده خواهد شد.

دشمنی آنها با شیعه و تشیع چه انگیزه ای دارد؟

انگیزه آنها ناشی از تعلیمات ابن تیمیه و عبد الوهاب و شیوخ وابسته به بنی سعود است... آنها «شیعه» را «رافضی»! می نامند و قتل عام آنها را هم نوعی «جهاد» و «ثواب» می‌دانند... البته جهاد اینها، در مسئله «جهاد نکاح» رسوائی دیگری است که با سکوت فقها البترول! و مفتیان اهل سنت، متأسفانه به عنوان یک پدیده زشت به نام اسلام، در تاریخ به ثبت رساند!

عجیب است کسانی که «ازدواج موقت» مشروع در زمان پیامبر را، نوعی «زنا» و «حرام» می دانند، استفاده جنسی از بردگان اسیرشده، توسط چند نفر از وحوش داعش در یک روز را تحت عنوان «جهاد نکاح»!، «حلال» می شمارند و فقهای بزرگوار الازهر و بلاد عربی و اسلامی، همچنان در غیبوبت به سر می برند!!

و اکنون به نظرشما چه باید کرد؟

مبارزه با داعش که تا مصر و مغرب عربی ـ لیبی، مراکش و الجزایر ـ نفوذ کرده است، سخت طولانی خواهد بود. اما به علت آنکه این نوع تفکر و عملکرد وحشیانه مورد قبول مردم جهان به ویژه ملت‌های مسلمان منطقه نیست، در نهایت، شکست خواهد خورد و البته با تخریب‌ها و خونریزی‌های بسیار همراه خواهد بود و به نظر من قبل از هر چیزی، روشنگری‌های علما و شخصیت‌های معروف اسلامی در باره ماهیت ضداسلامی ـ ضد بشری تفکر داعشی و نتیجه این پدیده زشت، می‌تواند بستر لازم برای مبارزه همه جانبه و تأثیرگذار و نابودی این فرقه را فراهم سازد.
5/5 امتياز (1)
نظرات
نام
نام خانوادگي
نشاني پست الكترونيكي
متن