اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَهِ وَفي كُلِّ ساعَهٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَناصِراً وَ دَليلاًوَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً     
 
ويژه نامه
 
ويژه نامه بهاييت
 
 
 
 
 
 

 مصر پس از تبرئه مبارك به كدام سو مي رود؟

نويسنده : استاد سيد هادي خسروشاهي
موضوع : سياسي


به قلم : استاد سیدهادی خسروشاهی
 
منبع : هفته نامه صدا - شماره 15 - شنبه 15 آذر ماه 1393
 
انقلاب مصر یک انقلاب ناتمام بود؛ زیرا مردم قیام کردند، نزدیک به 900 نفر توسط رژیم حسنی مبارک کشته شدند، مدتی ارتش حکومت را در اختیار داشت و سپس محمد مرسی به دنبال برگزاری انتخابات روی کار آمد اما عوامل اصلی رژیم در جای خود باقی ماندند. بالاخص ژنرال هایی که اکنون در مصر موجب تبرئه مبارک شده اند همان ژنرال هایی هستند که از آن زمان باقیمانده اند. این ژنرال ها با کودتا حکومت قانونی و منتخب مردم را سرنگون کردند و خودشان قدرت را در اختیار گرفتند.
 
این باند وابسته به حسنی مبارک، رییس جمهوری مصر بوده و هستند. بنابراین تبرئه مبارک و عوامل وابسته به وی مانند حبیب العدلی، وزیر امنیت پیشین و مابقی دست اندرکاران رژیم قبلی توسط رژیم کودتایی کنونی قابل پیش بینی بود. در این باره اشتباهات اخوان المسلمین کم نبود و شاید هم شرایط مصر اجازه نمی داد که آنها به طور قاطع عمل کنند. منظورم این نیست که باید ژنرال ها را اعدام می کردند ولی حداقل می توانستند داخل حکومت را از این افراد پاکسازی کنند.
 
حتی در آن زمان تلویزیون مصر نشان داد که ژنرال السیسی در برابر محمد مرسی سوگند وفاداری خورد ولی کمی بعد همین فرد علیه دولت دست به کوتا می زند. بنابراین مصر پس از تحولات برکناری مبارک در شرایطی بود که عناصر اصلی رژیم سابق در قدرت باقی ماندند و حکومت اخوان المسلمین نیز با برخی اقداماتش زمینه را برای کودتا فراهم کرد. از جمله اشتباهات حکومت مرسی این بود که دیگر احزاب و گروه ها را در ساختار حکومت دخالت نداد.
 
در مصر احزاب سکولار و ملی بسیاری فعالیت می کنند و پس از انقلاب نیز ده ها حزب دیگر تشکیل شد اما اخوان المسلمین با این گروه ها همکاری نکرد و این تمامیت خواهی باعث شد عناصر سیاسی دیگر که با ژنرال ها نیز مخالف بودند، کنار بکشند و با اخوان نیز همکاری نکنند. اما در تونس اسلامگرایان روش بهتری را در پیش گرفتند هم چنانکه مشاهده کردیم راشد الغنوشی رویه تمامیت خواهی را در پیش نگرفت و با سکولارها همکاری کرد، به همین خاطر در تونس زمینه کودتا فراهم نشد، و اگر در مصر نیز حکومت اسلامگرا این روش را در پیش می گرفت شاید این وقایع حادث نمی شد.
 
این مسائل، عمده ترین اشتباهات داخلی مرسی است که آن زمان نماینده اخوان در حکومت بود. در صحنه خارجی نیز اخوان المسلمین در عوض آنکه به جبهه مقاومت بپیوندد بلافاصله به ریاض رفت. از نظر اقتصادی هم که وضعیت مصر فلاکت بار است و نزدیک به 50 درصد مردم زیر خط فقر به سر می برند بنابراین مرسی نتوانست گام مؤثری در این زمینه بردارد و آل سعود که وعده دلار به حکومت مصر داده بود حتی یک دلار هم به آنها کمک نکرد. درباره رأی دادگاه سفارشی در تبرئه مبارک و العدلی و دیگران نیز باید توجه داشت که این رأی نشان دهنده آن است که رژیم کودتایی کنونی استمرار همان حکومت حسنی مبارک است.
 
اتهام اصلی حاکم بر کنار شده مصر و وزیر کشورش کشتار نزدیک به 800 نفر بود که در حوادث قیام علیه رژیم به قتل رسیدند. اما ناگهان می بینیم که این متهمان تبرئه می شوند که تبرئه آنها جز توسط ژنرال های وابسته به مبارک توسط هیچ گروه دیگری نمی توانست اتفاق بیفتد. در بنرهایی که در دستان تظاهرکنندگانی که علیه تبرئه مبارک به خیابان ها آمده بودند دیدم نوشته شده بود: «ما خودمان اینها را کشتیم» که منظور از «ما» همان مردم مصر است. این در حالی است که همین رژیم کودتایی خود نزدیک به چهارهزار نفر را در قاهره، اسکندریه و دیگر شهرها قتل عام کرد و بسیاری را نیز مجروح یا بازداشت کرد. دور از انتظار نبود که حاکم چنین رژیمی حکم تبرئه ژنرال های پیشین و همکاران خود را صادر کند و این مسأله از دیدگاه ناظران سیاسی خیلی بعید نبود.
 
در مقابل مشاهده می کنیم که جمعیت اخوان المسلمین با 85 سال سابقه فعالیت ناگهان توسط عبدالفتاح السیسی یک گروه تروریستی نامیده می شود. السیسی پیش از انتخاب شدنش به عنوان رییس جمهوری مصر نیز اعلام کرده بود: «اخوان المسلمین را نابود خواهم کرد». از طرف دیگر ارتجاع عرب در حوزه خلیج فارس اخوان المسلمین را یک گروه تروریستی می نامند. رهبران اخوان هم که اکنون در بازداشت به سر می برند و در حال محاکمه هستند. قسمت جالب ماجرا اینجاست که محمد مرسی، رییس جمهوری مصر که توسط کودتای ژنرال ها برکنار شد نه تنها خائن شناخته شده است بلکه ادعا کرده اند که او جاسوس حماس است. این اتهام آن قدر بی معناست که به خوبی نشان می دهد رژیم درصدد حذف رهبران این گروه برآمده است.
 
از دیگر اتهامات ادعایی نیز این بود که مرسی اطلاعاتی به ایران داده است، این در حالی است که همگان می دانیم محمد مرسی رویه خوبی در قبال ایران در پیش نگرفته بود. چند سال پیش که او برای شرکت در نشست سران عدم تعهد به ایران آمد با هیچ یک از مقامات مسئول و همچنین رهبر ایران ملاقات نکرد. از دیگر سو قاهره یکی از حاضران کنفرانس سلفی ها بود که علیه تشیع اهانت های وقیحانه ای را مطرح کرد و آنها هیچ واکنشی نشان ندادند. همچنین مرسی سفیر مصر را در عوض آنکه به ایران بفرستد به اسراییل فرستاد و در نامه اش نیز شیمون پرز، رییس جمهور سابق اسراییل را پرز عزیز خطاب کرد.
 
با این تفاسیر اتفاقاتی که در مصر پیش آمد یک انقلاب بود اما ناقص و امروز نیز همان حکومت 60 ساله سرهنگ ها و ژنرال ها در مصر بر سر کار است. ولی این اقدامات به معنای مهر پایان بر انقلاب مصر نیست بلکه اکنون ملت های عرب به خصوص مردم مصر که سابقه هشیاری و بیداری را تجربه کرده اند، چشمشان باز است و به مبارزه ادامه خواهند داد؛ مبارزه ای که هزینه های بالایی را در بر می گیرد. همچنین نمی توان گفت که این تحولات و کودتای نظامیان، پایان انقلاب در مصر است. زیرا این رویه ژنرال ها در مصر تداوم نخواهد داشت و نظامیان از ابتدا سابقه خوبی در اداره حکومت نداشته اند.
 
در حال حاضر به دلیل حجم بالای قتل عام مردم توسط حکومت السیسی و ایجاد فضای وحشت و خفقان، مشخص است که مردم فعلا به خیابان ها نمی آیند و منتظر هستند تا فضا کمی بهتر شود. از دیگر سو اکنون رهبران اخوان المسلمین نیز همگی در بازداشت به سر می برند و نمی توانند حرکت های مردمی را هدایت کنند. در این شرایط کمی زمان لازم است تا مردم دوباره به پا خیزند زیرا از یک سو السیسی به شدت آنها را ترسانده است و از دیگر سو رهبری ندارند که آنها را علیه رژیم متحد کند.
 
در نهایت تاثیرات منفی تحولات مصر بر دیگر کشورهای عربی را نیز نباید از نظر دور داشت. پیش تر وقتی در مصر به دنبال روی کار آمدن اسلامگرایان جنبه های مثبتی دیده نشد، در لیبی هم اسلامگرایان نتوانستند قدرت را در دست بگیرند. اتفاقات مصر در کشورهای اسلامی دیگر هم تاثیرگذار بود و بعضاً مشاهده می کنیم که برخی حرکت های اسلامی ممنوع الفعالیت شده اند. در امارات، اخوان المسلمین متهم به انجام اقدامات تروریستی شد در حالی که این جریان برنامه های تروریستی را در دستور کار خود ندارد. وقتی فضا علیه یک جریان شکل می گیرد هرگونه اتهامی به آن وارد می شود و وقتی اخوان المسلمین نتوانست در مصر به خوبی از عهده اداره حکومت برآید اثرات منفی بر کشورهای دیگر باقی گذاشت.

5/5 امتياز (1)
نظرات
نام
نام خانوادگي
نشاني پست الكترونيكي
متن