اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَهِ وَفي كُلِّ ساعَهٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَناصِراً وَ دَليلاًوَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً     
 
ويژه نامه
 
ويژه نامه بهاييت
 
 
 
 
 
 
مصاحبه شونده  :  استاد سيدهادي خسروشاهي
موضوع مصاحبه : فرهنگي
خلاصه  :  جرداق، امام علي (عليه السلام) را بزرگمردي مي داند كه نمي توان او را محدود و محصور به يك وطن خاص دانست و براي توضيح آنچه مي گويد به فيلسوف شهيدي اشاره مي كند كه وجهه اي جهاني دارد. جرداق امام علي (عليه السلام) و سقراط را ابرمرداني مي داند كه خورشيد وجودشان نه تنها به سرزمين حجاز و آتن بلكه گرمابخش تمام سرزمين هاي ديگر از هر قوم و نژاد و آيين است...



گفت و گو با استاد سید هادی خسروشاهی، مترجم: امام علی (علیه السلام) صدای عدالت انسانی

جرداق، علی (علیه السلام) را بزرگمردی می داند كه نمی توان او را محدود و محصور به یك وطن خاص دانست و برای توضیح آنچه می گوید به فیلسوف شهیدی اشاره می كند كه وجهه یی جهانی دارد. جرداق علی (علیه السلام) و سقراط را ابرمردانی می داند كه خورشید وجودشان نه تنها به سرزمین حجاز و آتن بلكه گرمابخش تمام سرزمین های دیگر از هر قوم و نژاد و آیین است.
 
جرج جرداق «الامام علی: صوت العدالت الانسانیه» را بیش از ٤٠ سال پیش نوشت و چند سالی طول كشید تا ترجمه كاملی از این كتاب عربی در ایران به چاپ برسد. اول بار مرحوم صدر بلاغی اقدام به ترجمه كتاب كرد اما ترجمه اش به چاپ نرسید و اثر جرداق بار دیگر توسط ابولحسن شعرانی ترجمه شد. اما استاد سید هادی خسروشاهی، سومین مترجم «امام علی صدای عدالت انسانی» كامل ترین ترجمه از این كتاب را ارایه كرد. استاد خسروشاهی این كتاب را سال ٤٢، چند سال پس از انتشار آن در بیروت به چاپ رساند. با او به گفت وگو نشستیم تا از نحوه آشنایی اش با اثر جرداق و فراز و نشیب های ترجمه و چاپ كتاب بگوید. خسروشاهی از مخالفت های رژیم سابق و همچنین برخی علما با انتشار این كتاب می گوید و این مخالفت ها را مساله ای همیشگی در جامعه و نه مختص كتاب جرج جرداق، معرفی می كند.

به باور او اصلی ترین موضوع مطرح در این كتاب، قسط و عدل است و گسترش این آرمان در میان جوامع بشری مهم ترین دغدغه جرداق در تمام عمر بوده است. خسروشاهی اشاره یی هم به همزیستی مسالمت آمیز پیروان ادیان در لبنان می كند و روابط حسنه جرداق با شیعیان لبنان را حاصل همین اصل در زندگی لبنانی ها می داند. به گفته او جرج جرداق هیچگاه آنطور كه باید و شاید نه در ایران و نه دیگر كشورها، مورد تجلیل قرار نگرفته و حتی پس از مرگ هم اندیشه اش همچنان مغفول مانده است. زهرا خندان - روزنامه «اعتماد» مورخ 24/8/93، ص 8
 
نحوه آشنایی شما با كتاب «امام علی: صدای عدالت انسانی» چطور بود و چه انگیزه یی باعث شد شروع به ترجمه این كتاب كنید؟
 
آشنایی من با كتاب «امام علی صدای عدالت انسانی» توسط مرحوم آیت الله سید رضا صدر (برادر بزرگ امام موسی صدر) از نخبگان حوزه علمیه قم صورت گرفت. ایشان با توجه به ارتباطاتی كه با بلاد عربی، به ویژه عراق و لبنان داشت، همواره كتاب های جدید را از دوستان خود دریافت می كرد و در واقع مركز کتاب ها و منشورات جدید بلاد عربی بود.

روزی ایشان چاپ اول این كتاب را كه در یك جلد انتشار یافته بود، به من دادند كه مطالعه كنم و پیشنهاد كردند كه اگر وقت و فرصت دارم آن را ترجمه كنم. در واقع توصیه كننده به ترجمه كتاب، مرحوم آیت الله سیدرضا صدر بود. من این كار را شروع كردم و در مواردی به علت سنگینی جملات و عبارات كتاب از ایشان استمداد می جستم كه با فروتنی و سعه صدر و بردباری كمك می كردند.
   
این كتاب قبلا توسط آقای صدر بلاغی هم ترجمه شده بود. با این وجود چه عاملی شما را به سمت ترجمه دوباره این كتاب سوق داد؟
 
مرحوم سید استاد صدرالدین بلاغی نسخه تک جلدی این كتاب را به توصیه مرحوم آیت الله بروجردی ترجمه كرد و متاسفانه رژیم ضد فرهنگ سابق نسخه خطی ترجمه را قبل از چاپ و نشر از كتابخانه ایشان ربود و به این ترتیب امكان چاپ و نشر آن از بین رفت. روی همین اصل من به ترجمه مجلدات پنچگانه و کامل كتاب پرداختم و البته با وجود تلاش ها كه پس از پیروزی انقلاب اسلامی برای یافتن نسخه های ترجمه ایشان در میان اسناد ساواك به عمل آمد، متاسفانه این نسخه به دست نیامد و بدون تردید توسط ماموران ضد فرهنگ رژیم سابق نسخه ترجمه شده «امحا» شده است.
   
نظر آیت الله بروجردی درخصوص كتاب صدای عدالت انسانی چه بود؟

مرحوم آیت الله بروجردی از نشر كتاب به عربی استقبال كرد و حتی آیت الله بحرالعلوم از طرف ایشان طی نامه یی از جرج جرداق تمجید و تقدیر نمود كه متن آن نامه در چاپ های بعدی كتاب درج شده است. البته پس از انتقادهای برخی از شخصیت های روحانی در بلاد عربی- و سپس ایران- آیت الله بروجردی اصل نسخه كتاب را به آیت الله صافی گلپایگانی كه در آن زمان از شاگردان و اصحاب مبرز آیت الله بروجردی بود، دادند تا ضمن بررسی و مطالعه كتاب، اشتباهات را تذكر دهند تا در ترجمه فارسی، ضمن حفظ محتوای متن، پاسخ یا توضیح لازم داده شود. آیت الله صافی خود می گویند: « من كتاب را به دقت مورد مطالعه قرار دادم و در ١٩ مورد نظر مولف را صائب نیافتم و همه آن موارد را یادداشت كردم تا در موقع ترجمه توضیح لازم داده شود.» تفصیل چگونگی این داستان را خود آیت الله صافی گلپایگانی كه هم اكنون یكی از مراجع عظام در قم محسوب می شوند در كتاب «فخر دوران» آورده اند.
   
این كتاب در زمان انتشار با مخالفت هایی از سوی بعضی از علما و مذهبیون رو به رو شد. از جمله اینكه برخی جرج جرداق را كمونیست معرفی كردند و این مساله با توجه به شرایط زمان و حساسیتی كه نسبت به كمونیسم وجود داشت منجر به مخدوش شدن نسبی چهره او و شدت گرفتن مخالفت ها شده بود. چه خاطره یی از این مخالفت ها دارید؟
 
متاسفانه در هر زمان و دورانی عده یی از روی جهل یا غفلت، از هر پدیده جدیدی در همه زمینه ها از جمله مسائل فرهنگی انتقاد می كنند و فكر می كنند كه حفظ همۀ باورهای پیشین، نوعی سنت نیكو است كه البته این تفكر با اصل اجتهاد و توجه به مساله زمان و مكان كه مورد توجه مرحوم امام خمینی هم بود، سازگار نیست ولی به هرحال این نوع برخوردهای منفی سابقه یی طولانی به قدمت تاریخ دارد. كتاب جرج جرداق هم از این آفت دور نماند و عده یی حتی بدون مطالعه كتاب و تنها با استناد به اقوال دیگران، با نشر كتاب و ترجمه آن مخالفت كردند و متاسفانه مدت زمان درازی افكار را به خود مشغول نمودند. ما علاوه بر كتاب جرج جرداق با این پدیده در مورد آثار و كتاب های شخصیت دیگر اسلامی معاصر هم روبه رو شدیم كه آثار زنده یاد دكتر شریعتی و حتی بعضی از آثار شهید مرتضی مطهری ـ مانند كتاب حجاب ـ دچار این آسیب شدند و همه ما شاهد چگونگی آن بودیم. این مساله متاسفانه در بعضی موارد هنوز هم ادامه دارد، به هرحال مخالفت با كتاب جرج جرداق پدیده تازه یی نبود و این مخالفت ها اكثرا ناشی از جهل یا غفلت بود.

ادعای «كمونیست» بودن جرج جرداق هم یك تهمت واهی و بی اساس بود كه برای جلوگیری از نشر كتاب و پذیرش آن از سوی نسل جوان، مطرح شد كه بعدا بی پایه بودن آن بر همه روشن شد. اصولاآیا معقول است كه یك «كمونیست» هوادار ماركسیسم و لنینیسم، سال ها با تلاش و كوشش خستگی ناپذیر، فرهنگنامه یی درباره یك شخصیت و رهبر اسلامی تهیه و تنظیم كند؟ مگر ماركس و لنین در آثار خود از عدالت اجتماعی و حقوق طبقه رنجبر و زحمتكش سخن نمی گویند؟ پس چرا انسانی اگر كمونیست باشد، به مبانی فكری ایدئولوژی مورد قبول خود ترجمه و اعتنا نكند و به نشر اندیشه یك رهبر مذهبی در این زمینه ها بپردازد؟
 
از آثار جرداق این طور به نظر می رسد كه او دغدغه های سوسیالیستی داشته، نظر شما در این رابطه چیست؟ آیا این برداشت صحیح است؟
 
استفاده جرج جرداق در تشریح و تبیین بعضی از مبانی عدالتخواهانه امام علی (علیه السلام) از كلمه اشتراكیت ـ سوسیالیسم ـ این شبهه را به وجود آورد كه جرج جرداق گرایش سوسیالیستی دارد. اینجا باید از مخالفین پرسید كه این گرایش اگر با استناد به مبانی فكری شخصیتی چون امام علی (علیه السلام) باشد، چه عیبی دارد؟ مرحوم آیت الله شیخ محمدحسین كاشف الغطاء از مراجع عظام نجف اشرف در مقاله یی مبسوط تحت عنوان «اشتراكیه الاسلام» به شرح نوع سوسیالیسم اسلامی می پردازد و زنده یاد دكتر مصطفی السباعی از رهبران فكری اخوان المسلمین در منطقه شامات، كتابی تحت عنوان: «الاشتراكیه فی الاسلام» دارد كه مبانی سوسیالیسم را با مبانی اسلامی تطبیق می دهد و تضادی بین آن دو نمی بیند. به هر حال جرج جرداق یك مسیحی بود و اگر گرایش سوسیالیستی هم داشت، به نظر من لطمه یی به اهمیت فرهنگنامه علی (علیه السلام) نمی زند.
   
چه شناختی از ویژگی های شخصیتی آقای جرداق دارید؟ آیا او به گروه سیاسی خاصی از جمله گروه های سیاسی شیعی منطقه نزدیك بود؟

جرج جرداق فردی مستقل- البته عرب و مسیحی ـ بود و به طور طبیعی با بعضی گروه های سیاسی در لبنان دوستی و ارتباط داشت ولی عضو رسمی هیچ حزب و گروه سیاسی نبود. جرداق پس از تالیف فرهنگنامه امام علی (علیه السلام) در پنج جلد، همواره مورد احترام و تقدیر جامعه شیعه، چه در لبنان و چه در بلاد عربی و اسلامی دیگر بود و البته روابط حسنه یی هم با شیعیان كشور خود در لبنان داشت. به ویژه اینكه برادران شیعی ما در لبنان خود به ضرورت همزیستی مسالمت آمیز توام با محبت و احترام به اصحاب همه مذاهب، از جمله مسیحیان به عنوان یك ارزش اسلامی و اقدامی مثبت در پیشرفت جامعه نگاه می كنند و به جد و از روی عقیده و ایمان با این روش زندگی می كنند.
   
آیا در طول سه دهه گذشته در ایران یا لبنان و دیگر كشورهای عربی از ایشان تجلیل به عمل آمده است؟

متاسفانه در دهه های گذشته مراسم تجلیل و تقدیری كه هم طراز شأن و منزلت جرج جرداق باشد، در بلاد عربی و دیگر كشورها برگزار نشد و البته خود آقای جرج جرداق هم علاقه یی به مسافرت به كشورهای مختلف نداشت و به علت «ایروفوبیا» و ترس از هواپیما حاضر نبود به كشورهای دیگر برود و با وجود دعوت من و دوستان دیگر، در این مدت زمان طولانی به ایران هم سفر نكرد. فقط یك بار به دعوت حجت الاسلام والمسلمین دكتر احمد احمدی، چند سال قبل به ایران آمد و شرط كرده بود كه با اتومبیل به ایران بیاید و وابستگی فرهنگی وقت، جناب حجت الاسلام محمد سالار، او را با اتومبیل از راه سوریه وتركیه به ایران آورد. یكی دو جلسه بزرگداشت برای او برگزار شد والبته خود جرداق اصولاً علاقه یی به این قبیل مراسم نداشت.
 
در این سفر از سوی بنیاد نهج البلاغه هم مراسم ویژه یی به افتخار او در میهمانسرای نیاوران برگزار شد كه عده یی از شخصیت های برجسته مانند آقایان علامه محمدتقی جعفری، دكتر سیدجعفر شهیدی، شهید آیت الله سیدمحمد باقر حكیم، دكتر دینانی، سیدمحمود دعایی، مسیح مهاجری، دكتر رشاد، سید جمال الدین دین پرور، فخرالدین حجازی، محمدحسن رحیمیان و سیدرضا اكرمی و دیگران در آن مراسم حضور داشتند و از او تجلیل كردند... متأسفانه جرداق پس از درگذشت هم در رسانه های رسمی كشور مورد تجلیل و تقدیر، در سطح لازم قرار نگرفت و حتی برخی از جرائد نام او را به غلط «جرج سمان» نوشتند: در حالی كه نام صحیح او« جرج سجعان جرداق» بود. سن او را هم ٨٣ سال نوشتند در صورتی كه جرداق طبق نوشته خود به من، متولد ١٩٢٦ میلادی بود كه با محاسبه دقیق او در ٨٨ سالگی درگذشت.

در واقع رسانه ها به مقام ادبی، فرهنگی و تجلیل افكار و اندیشه های وی نپرداختند و اغلب به ذكر خبر درگذشت وی بسنده كردند. البته نهادهای مستقل و فرهنگی، می توانند در چهلمین روز درگذشت وی، مراسمی را در یكی از مراكز فرهنگی یا دانشگاهی برپا كنند و از اهالی ادب و فرهنگ، به ویژه هموطنان مسیحی دعوت كنند... دعوت از هموطنان مسیحی خود نوعی احترام به مقام علمی و فرهنگی جرداق و گامی در راستای احیای سنت همزیستی مسالمت آمیز با صاحبان ادیان و مذاهب دیگر خواهد بود.

اصلی ترین مساله یی كه در كتاب امام علی (علیه السلام)، صدای عدالت انسانی با آن روبه رو شدید چه بود و به نظر شما مهم ترین ویژگی اثر جرداق چیست؟

اصلی ترین و مهم ترین مساله یی كه دغدغه واقعی و دایمی جرج جرداق بود و تا آخر عمر نیز به آن اهمیت می داد، مساله قسط و عدل و گسترش آن میان همه افراد و جوامع بشری بود. پی گیری و استمرار تحقق این هدف آرزوی اصلی جرداق بود و شاید بتوان جرداق را در این زمینه با استاد بزرگوار حجت الحق محمدرضا حكیمی همطراز دانست چرا كه استاد حكیمی نیز همه جا و همه وقت در فكر نشر اندیشه ضرورت بسط و تحقق بخشیدن به «قسط و عدل» در جامعه بوده و هست و اغلب آثار او نیز در تبیین این دو مفهوم اصیل قرآنی است. و آخرین اثر وی: «منهای فقر» هم در همین راستا منتشر شده و نام کتاب گویای محتوای آن است...
 
چه خاطراتی از جرج جرداق دارید؟
 
دیدارهای مکرر، در بیروت و تهران، و مکاتبات متعددی از بیش از نیم قرن پیش با جرج جرداق داشتم که طبعاً همراه با خاطرات گوناگون و مفیدی است ولی ذکر و نقل آنها نیاز به فرصت و وقت بیشتری دارد که امیدوارم این فرصت، روزی به دست آید. انشاءالله

تهران ـ 17/8/93

5/5 امتياز (1)
نظرات
نام
نام خانوادگي
نشاني پست الكترونيكي
متن