اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَهِ وَفي كُلِّ ساعَهٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَناصِراً وَ دَليلاًوَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً     
 
ويژه نامه
 
يادمان استاد خسروشاهي رحمت الله عليه
 
 
 
 
 
 
مصاحبه شونده  :  استاد سيدهادي خسروشاهي
موضوع مصاحبه : فرهنگي
خلاصه  :  مجموعه آثار فارسي استاد علامه به ‎ياري خدا و با كوشش اين ‎جانب، هم اكنون در بيست ‎ودو جلد تنظيم شده و منتشر مي گردد . البته بعضي از اين آثار، ترجمه اساتيد محترم است. آثاري چون: بدايه ‎الحكمه، نهايه ‎الحكمه و رسايل توحيدي و... بقيه را نيز بنده پس از ويرايش به محضر استاد عرضه مي ‎داشتم و در پي بازبيني معظم ‎له، به ‎دست چاپ مي ‎سپرديم.


اشاره: گفت و گو با استاد سیدهادی خسروشاهی در روزهایی صورت گرفت كه در بستر بیماری بود و تقدیر از وی در همایش حكمت سینوی هم در غیابش برگزار شد. اما نام علامه طباطبایی باعث شد تا وی كه سال های زیادی را با ایشان زیست داشته اند، متقاعد كند تا با مجله پنجره هم كلام شود؛ اگرچه این نوشتار، نتیجه پرسش و پاسخی مكتوب است. باید بابت لطف استاد خسروشاهی تشكر كنیم كه در این احوال جسمی ما را یاری داد . (مجله پنجره شماره 23 مورخ 21 آذر 88)

نخستین دیدار جناب ‎عالی با علامه طباطبایی در چه تاریخی بود، آیا خاطره ‎ای از آن دیدار دارید؟

بنده در شانزده سالگی، یعنی در سال 1332، پس از رحلت مرحوم والد «آیت ‎الله سید مرتضی خسروشاهی»، به قم آمدم... از لحاظ تحصیلی در مرحله «سطوح» بودم و به ‎طور طبیعی در درس خارج مراجع و یا درس فلسفه علامه طباطبایی نمی ‎توانستم شركت كنم... اما با توجه به سابقه آشنایی و روابط آقایان عظام قم از جمله مرحوم علامه طباطبایی، با پدرم‏ به محض ورود به «قم» به دیدار بزرگان علما و مراجع عظام، از جمله استاد علامه طباطبایی شتافتم... در نخستین دیدار با علامه طباطبائی وقتی خودم را معرفی كردم، ایشان اولا خیلی خوشحال شدند كه سلسله روحانیت در خاندان ما كه سابقه چهارصد ساله دارد، منقطع نشده است و سپس به ذكر خیر از مرحوم ابوی پرداخته و بنده را مورد لطف و عنایت و محبت قرار دادند...
 
در آن دیدار، سید جلیل ‎القدری هم با كمال تواضع و ادب، در گوشه ‎ای ساکت نشسته بود كه بعدها فهمیدم ایشان آقای «سید محمدحسین حسینی تهرانی» است كه آثار و تألیفات ایشان در فلسفه و عرفان هم ‎اكنون مشهور و در اختیار همگان است... و راز این ادب و تواضع را بعدها فهمیدم و آن راز این بود كه مرحوم آقای تهرانی، در سیر و سلوك عرفانی، از شاگردان خاص علامه طباطبایی بوده است. به هرحال آن نگاه مهرآمیز علامه، با آن چشم ‎های آبی آسمانی، سخت انسان را تحت تأثیر قرار می ‎داد... و درواقع من هرگز این نخستین دیدار را فراموش نمی ‎كنم... البته بعدها كه در مراحل تحصیلی پیشرفت كردم، در درس تفسیر و فلسفه استاد علامه شركت ‎نمودم و به منزلشان هم زیاد رفت و آمد داشتم .
 
جمع ‎آوری آثار استاد علامه از سوی جناب ‎عالی چه دلیلی داشت و از چه تاریخی آغاز شد؟

تاریخ دقیق آن را به یاد ندارم، ولی از همان اوایل «تلمذ» در محضر استاد، به جمع ‎آوری مقالات و استنساخ رساله ‎های ایشان پرداختم. البته در آن دوران دستگاه فتوكپی و تكثیر نبود. لذا شاگردان مرحوم علامه نوعا آثار و رساله ‎های عرفانی ایشان را استنساخ می ‎كردند. من از روی علاقه خاص، همه آثار و مقالات و نامه ‎ها و نوشته ‎های ایشان را جمع ‎آوری می ‎كردم و استاد هم وقتی كه این علاقه من را دیدند، گاهی یك نامه و یا پاسخ یك سئوال علمی را كه برای دیگران تهیه می ‎كردند، قبل از ارسال به من می ‎دادند تا رونوشت آن را بردارم و بعد آن را بفرستند .

بعضی از این مقالات و رساله ‎ها در زمان حیات استاد علامه، تحت عنوان: «بررسی ‎های اسلامی» (در دو جلد) و «اسلام و انسان معاصر» (یك جلد)، با نظارت خود ایشان چاپ و منتشر شد. این اقدام بنده به نظرم در حفظ، بخشی از آثار علامه، نقش مؤثری داشت؛ چراكه اگر این اقدام به عمل نمی آمد، اغلب این مقالات (منتشر شده در مجلات علمی – فرهنگی آن زمان) و یا نامه ‎ها و پاسخ ‎ها، كم ‎كم فراموش ‎شده و در واقع از بین می ‎رفتند... اما اكنون به یاری خدا این مقالات و نامه ‎ها و رساله ‎ها، جمع شده و در بیش از هزار صفحه در اختیار عموم قرار دارد .
 
ظاهرا جناب ‎عالی مجموعه آثار استاد علامه را هم در دست چاپ دارید؟

مجموعه آثار فارسی استاد علامه به ‎یاری خدا و با كوشش این ‎جانب، هم اكنون در بیست ‎ودو جلد تنظیم شده و منتشر می گردد . البته بعضی از این آثار، ترجمه اساتید محترم است. آثاری چون: بدایه ‎الحكمه، نهایه ‎الحكمه و رسایل توحیدی و... بقیه را نیز بنده پس از ویرایش به محضر استاد عرضه می ‎داشتم و در پی بازبینی معظم ‎له، به ‎دست چاپ می ‎سپردیم. اما متأسفانه بعد از رحلت ایشان، عده ‎ای از علاقه ‎مندان استاد، آن ‎ها را به ‎طور پراكنده و با نام ‎های مختلف، چاپ می ‎كردند كه به ‎نظرم كار صحیحی نبود... به ‎همین دلیل من پس از مراجعت از سفرهای خارج از كشور، به تنظیم و ویرایش مجدد آن ‎ها پرداختم و خوشبختانه توسط مؤسسه بوستان كه یكی از مهمترین مراكز نشر در حوزه علمیه قم می باشد، منتشر می ‎شود .

تاكنون پانزده جلد از آن ‎ها چاپ شده و پنج جلد دیگر نیز زیر چاپ و یا در مراحل نهایی است... و تنها جلد بیست ‎ودوم باقی ‎مانده و شامل : نامه ‎ها، اشعار، اجازه ‎ها و تقریظ ‎ها خواهد بود که به ‎نظرم «جنگ» جالبی می ‎شود! در این ‎جا از دوستان و اساتید محترم می ‎خواهم كه اگر یادداشت، شعر، نامه و یا دست ‎خطی از استاد علامه دارند، كپی آن را در اختیار ما قرار دهند تا در این مجموعه ارزشمند از آن استفاده شود .
 
نقش علامه را در احیای اندیشه فلسفی شیعه چگونه ارزیابی می ‎كنید؟

البته فلسفه و یا به اصطلاح حوزوی «حكمت»، پیش از علامه طباطبایی هم به ‎نحوی در بعضی از حوزه ‎ها مطرح بوده است... از زمان بوعلی سینا تا عصر ملاصدرا و تا دوران حكیم سبزواری و تا امروز، اساتیدی در این رشته وجود داشته ‎اند كه آثار ماندگاری هم از آن ‎ها به یادگار مانده است .

در زمان ما در حوزه علمیه قم، بیشتر منظومه مرحوم ملاهادی سبزواری در منطق و حكمت تدریس می ‎شد، ولی متأسفانه تدریس اسفار ملاصدرا، چه توسط امام خمینی و چه علامه طباطبایی با عكس ‎العمل ‎های منفی، تا مرز تكفیر(!) و آب كشیدن لیوان فرزند امام (به ‎خاطر تدریس اسفار توسط پدر!)، روبه ‎رو شد... حتی یکی از شاگردان سابق علامه طباطبائی کتابی تحت عنوان: «حول المیزان» نوشت و منتشر ساخت که در آن علامه طباطبائی «منکر ضروریات»! معرفی شده بود.

ولی به ‎تدریج گرایش ‎ها در حوزه تغییر یافت و علامه طباطبایی هم با توجه به پشتكار و علاقه و احساس مسئولیتی كه در ترویج تفسیر قرآن و فلسفه در حوزه ‎ها احساس می ‎كرد، به تدریس ادامه داد تا آن ‎كه حكمت و فلسفه در حوزه جایگاه خود را پیدا كرد. البته مرحوم علامه طباطبایی پس از ورود به حوزه علمیه قم، نخست به تدریس دروس رسمی فقه و اصول پرداخته بود و به ‎گفته شخصیت برجسته علمی – فقهی معاصر، آیت ‎الله آقارضی شیرازی كه خود در فقه و اصول تخصص كامل دارند، اگر علامه طباطبایی این رشته را ادامه می ‎داد، مرجعیت ایشان قطعی بود... اما خود علامه این روش را ادامه نداد و یك ‎بار به ما فرمود: «من دیدم كه در حوزه درس فقه و اصول متصدیان لازم وجود دارند و به اصطلاح «من به الكفایه» هست، اما تفسیر و حكمت، متولی ندارد و درواقع هر دو مهجورند و این بود كه تفسیر قرآن و تدریس فلسفه را شروع كردم»...

البته ایشان مدتی به تدریس «شفا» پرداخته بودند و پس از آن، علاوه ‎بر درس ‎های خصوصی در فلسفه و عرفان، تدریس رسمی و عمومی اسفار را آغاز کردندو شاگردان ایشان در این رشته معروف ‎تر از آن هستند كه نامشان را بیاوریم؛ هرچند ذكر نام همه ‎شان هم مقدور نیست و تنها می ‎توان به اسامی اساتید محترم: شهید مرتضی مطهری، جلال ‎الدین آشتیانی، ناصر مكارم شیرازی، جعفر سبحانی، جوادی آملی، مصباح یزدی، حسن حسن ‎زاده آملی و شیخ یحیی انصاری شیرازی، دکتر غلامحسین دینانی و... اشاره كرد. پس بی ‎تردید نقش علامه در احیای فلسفه شیعی، یك نقش اساسی و بنیادی است و این یادگار ایشان در حوزه ‎های علمیه جاودانه خواهد ماند .
 
نقش علامه در احیای سنت تفسیر قرآن در تشیع را چگونه می ‎بینید؟

متأسفانه مدت ‎های مدیدی عمده ‎ترین دروس حوزه ‎ها، فقط ادبیات، منطق، اصول و فقه بود. یعنی تدریس تفسیر و حكمت نه ‎تنها مرسوم نبود، بلكه تا حدی هم غیرمطلوب به ‎شمار می ‎رفت !
البته، تألیف كتاب ‎ها در تفسیر قرآن در عالم شیعه همیشه وجود داشته، ولی تدریس رسمی آن در حوزه ها مطرح نبود. علامه طباطبایی با آغاز رسمی درس تفسیر در مسجد مدرسه حجتیه و درس حكمت در مسجد سلماسی، آن ‎ها را بین دروس رسمیت داد .

تفسیر بیست جلدی «المیزان»، در واقع محصول این جلسات تفسیری بود و در آن جلسات، اساتید تفسیری بزرگی تربیت یافتند كه امروز، آثار و تفاسیر آن ‎ها، در حوزه ‎ها مورد استفاده همگان است . البته تحولی كه علامه در این رابطه ایجاد كرد، تدریجی بود. چون اصولا روش علامه جنجال و هیاهو نبود، بلكه برای ایشان هدف مطرح بود كه به آرامی به آن پرداختند و به یاری حق آن را تثبیت كردند .
 
دلیل اقبال ایشان در حیات فكری و اجتماعی به قرآن چه بود؟

شاید بتوان گفت که دلیل عمده توجه ایشان به قرآن مجید و تدریس و تفسیر آن، ناشی از فطرت پاك و سلیم و صفای درونی و روح عرفانی علامه بود كه اصالت قرآن و نقش آن در احیای نفوس و بیداری امت مسلمان را دریافته بود. یعنی علامه طباطبایی وقتی می ‎بیند كه از دیدگاه قرآن، عامل محرك تاریخ و ایجاد تحول در میان ملل و جوامع اسلامی، تغییر و تحول معنوی و درونی انسان است، چنان ‎كه قرآن به صراحت از آن یاد می ‎كند: «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بأنفسهم»، به آن تمسك جست و حیات فكری و اجتماعی خود را با آن پیوند زد. این اقبال به ‎طور طبیعی در دل شاگردان ایشان هم جوانه زد و ریشه دوانید؛ تا این ‎كه امروز شاهد پیدایش و تولید تفاسیر بی ‎شمار در حوزه ‎های علمی شیعه و تهیه دانش ‎نامه ‎ها و انتشار مجلات تخصصی قرآنی هستیم كه بی ‎تردید بخشی از ثمره احیای اندیشه قرآنی توسط علامه طباطبایی است .
 
ظاهرا علامه توجه جدی به تولید در حوزه فلسفه هم داشتند .

در واقع علامه طباطبایی نخست با تشكیل جلسات ویژه دروس فلسفی برای فضلای نامدار حوزه، سپس تربیت شاگردانی برجسته و فرهیخته در این رشته، به تولید فلسفه پرداخت و نسل جوان و طلاب جدید حوزه را كه ما هم جزو آن ها بودیم، وارد عصر حكمت ‎خوانی و فلسفه ‎دانی كرد .

در همین راستا علامه به تدریس و تألیف مباحث «اصول فلسفه و روش رئالیسم» و سپس چاپ و نشر مجموعه آن، با توضیحاتی از شهید مرتضی مطهری، اقدام كردند كه علاوه ‎بر حوزه ‎ها، آثار مثبت فراتری در دانشگاه ‎ها هم یافت و در قبال توسعه و نشر ادبیات و فلسفه ماتریالیستی در كشور، خوش درخشید و نسل جوان دانشگاهی را از پیمودن كژراهه بازداشت... از جمله این هدایت ‎شدگان حتی در سنین بالا، احسان طبری، ایدولوگ و فیلسوف حزب توده بود كه به خود من گفت پس از مطالعه آثار علامه طباطبایی و استاد مطهری و شهید محمدباقر صدر از «كژراهه» دور شد و به خویشتن خویش بازگشت .

علاوه ‎بر «اصول فلسفه و روش رئالیسم»، علامه رساله ‎های فلسفی عمیق دیگری هم دارد كه در نجف یا تبریز آن ‎ها را نوشته اند ‎ و سرانجام به پیشنهاد اساتید حوزه، به تألیف «بدایه ‎الحكمه» و «نهایه ‎الحكمه» اقدام كردند كه هم ‎اكنون از كتب درسی رسمی حوزه ‎های علمیه است و از آثار ماندگار ایشان به ‎شمار می ‎رود. پس تولید مستقیم توسط خود ایشان و غیر ‎مستقیم توسط شاگردان تربیت ‎یافته در مكتب ایشان، یكی دیگر از تولیدات باقیمانده از علامه طباطبایی است .

صفحات -> 1 - 2

0/5 امتياز (0)
نظرات
نام
نام خانوادگي
نشاني پست الكترونيكي
متن