اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَهِ وَفي كُلِّ ساعَهٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَناصِراً وَ دَليلاًوَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً     
 
ويژه نامه
 
يادمان استاد خسروشاهي رحمت الله عليه
 
 
 
 
 
 


در آغازین روز فروردین ماه 1392 / 10 جمادی ‌الاولی شیخ محمدسعید رمضان البوطی ـ رئیس اتحادیه علمای شامات ـ به هنگام آموزش تفسیر قرآن در مسجد «الایمان» دمشق به طلاب جوان و مردم باایمان و مسلمان، به دست عنصری تباه، وابسته به جریان تكفیری (وهابی، سلفی) به شهادت رسید.

آشنایی این بنده با شیخ ‌الشیوخ شامات به بیش از سی سال قبل و حضور در كنفرانس های متعدد اندیشه اسلامی در الجزایر برمی ‌گردد كه شیخ در آن كنفرانس ها حضور فعال و چشمگیری داشت و در جلسات مستمر و هفت روزه آن بدون احساس خستگی شركت می ‌كرد و علاوه بر سخنرانی، به نقد و بررسی سخنرانی های دیگران می ‌پرداخت.

كنفرانس های اندیشه اسلامی یا «ملتقی ‌الفكر ‌الاسلامی» به همت مرحوم مولود قاسم وزیر امور مذهبی و فرهنگی همه ساله در یكی از شهرهای بزرگ الجزایر منعقد می ‌گردید و ده ها نفر از علما و شخصیت‌ های برجسته جهان اسلام، از همه مذاهب اسلامی، و صدها نفر از اساتید و دانشجویان الجزایری در آن شركت می ‌كردند.

در نوزدهمین كنفرانس كه در شهر «بجایه» الجزایر برگزار گردید، شخصیت ‌هایی چون شیخ محمد غزالی، دكتر عبدالحلیم الجندی و دكتر فهمی هویدی (از مصر)، دكتر عبدالهادی التازی (از مغرب)، دكتر محمد اركون و دكتر روژه گارودی (از فرانسه) دكتر عبدالله الاوصیف (از تونس)، دكتر جابر العلوانی (از امریكا)، دكتر محمدسعیدرمضان البوطی (از سوریه)، دكتر عبدالله النركی (از جزیره العرب)، دكتر سیدجعفر شهیدی و شیخ محمدعلی تسخیری (از ایران) و ده ها نفر از علمای دیگر بلاد از جمله الجزایر، در آن حضور یافته بودند و به مدت هفت روز به ایراد سخنرانی و بحث پرداختند.

موضوع بحث آن سال، «فرهنگ اسلامی و غرب» بود و سخنرانی شیخ رمضان البوطی در باره «مفهوم فرهنگ اسلامی» مورد توجه حضار قرار گرفت. شیخ را در دو سه كنفرانس دیگر الجزایر ملاقات كردم. او از علمای شافعی بود و در دیدگاه های خود كمال عدالت و انصاف و اعتدال را ملحوظ می‌ دانست و در عمل هوادار تقریب بین مذاهب اسلامی بود؛ از جمله در مسئله اجتهاد، افكار او به تفكرات شیعی نزدیك بود. در كنفرانس اندیشه اسلامی قبلی كه در شهر «قسنطیه» برگزار شد، سخنرانی او تحت عنوان «الاجتهاد، حكمه، مجالاته، حجّیته، اقسامه» مطرح شد كه بسیار جالب بود و به یاد دارم برادر عزیزمان آیت ‌الله شیخ محمدعلی تسخیری كه پس از امام موسی صدر، نجم ‌المؤتمرات به شمار می ‌رفت، بحث عمیقی تحت عنوان «حول ‌الاجتهاد فی مدرسه اهل ‌البیت» ارائه نمود كه ایضاً همگی دیدگاه اهل بیت و شیعه درباره اجتهاد بود و برای بسیاری از حضار روشنگر بود.

در كنفرانس هیجدهم نیز كه در پایتخت الجزایر منعقد شد، موضوع كنفرانس «الصحوه ‌الاسلامیه» (بیداری اسلامی) بود و سخنرانی شیخ سعید رمضان تحت عنوان «الغزو الثقافی الحدیث» (جنگ فرهنگی جدید) درباره مقابله با این جنگ ایراد شد.

رمضان البوطی

شیخ محمدرمضان البوطی در سال 1347ق در روستایی به نام «جلیكا» كه در كنار دجله قرار دارد، ولی جزء جزیره «یوطان» تركیه به شمار می‌ رود، به دنیا آمد. او در كنار پدرش «ملا رمضان»، در اوایل كودكی به دمشق هجرت كرد و دروس ابتدایی را در نزد پدر و مؤسسه «التوجیه ‌الاسلامی» دمشق به پایان رساند. خود وی می‌ نویسد: «پدرم نقش نخستین را در تربیت فكری و عقیدتی من داشت. او دروس صرف و نحو را به من آموخت و الفیه ابن مالك را داد تا حفظ كنم و من در كمتر از یك سال، تمام هزار بیتش را حفظ كردم و پدرم هر روز چندین بیت آن را برایم شرح می ‌داد. در مدرسه التوجیه ‌الاسلامی، من كوچكترین شاگرد بودم و مدت ها در آن مدرسه به سر بردم و درس خواندم و در اوقات فراغت، پیش پدر می ‌رفتم و منطق و اصول و بلاغت می‌ آموختم. و به سبب كثرت تلاوت قرآن، بخش عمده آن را حفظ كردم...»

مراحل تحصیلی در مركز التوجیه‌ الاسلامی پایان یافت و شیخ كه مدت شش سال تمام در «منجك» نزد شیخ حسن حبنكه تلمذ نموده بود، عازم قاهره گردید و در دانشكده شریعت به تحصیل پرداخت و مدرك عالی دریافت نمود و به دمشق بازگشت و در دانشكده شریعت مشغول گردید. سپس برای اخذ دكتری در اصول فقه و شریعت اسلامی به دانشگاه الازهر رفت و در سال 1965پس از قبول شدن در امتحانات، با درجه عالی از رساله خود تحت عنوان «ضوابط ‌المصلحه فی ‌الشریعه ‌الاسلامیه» دفاع كرد و به دمشق برگشت و نخست به عنوان مدرس و سپس استاد و بعد رئیس دانشكده شریعت انتخاب شد و در همه مراحل به كار علمی ادامه داد. شیخ سعید رمضان به زبان های عربی، تركی و كردی مسلط بود و با انگلیسی هم به میزان كافی آشنایی داشت.

وی عضو مؤسسه «آل ‌البیت للفكر والحضاره» در عمان و عضو «شورای مركزی آكادمی آكسفورد» و مجلس مشورتی مؤسسه فرهنگی «طابه» در ابوظبی و عضو مشاور جلسات «مجمع ‌الفقه الاسلامی» بود و در اغلب كنفرانس ها و همایش های بین‌ المللی شركت می ‌كرد و حضوری فعال داشت؛ به طوری كه تدوین سخنرانی ها و مباحثی كه در آنها مطرح ساخته، مجموعه علمی ـ فرهنگی جالبی خواهد بود.

آثار و تألیفات

شیخ سعید رمضان علاوه بر صدها مقاله منتشرشده در جراید عربی و صدها سخنرانی در سوریه و همایش های بین ‌المللی در بلاد گوناگون، دارای بیش از پنجاه اثر تألیفی است كه اغلب یا همه آن ها به چاپ رسیده و بعضی از آنها به زبان های انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، تركی، كردی و روسی و ملاوی ترجمه و چاپ شده ‌اند. كتاب های زیر از جمله این آثار است:

هذا والدی، البدایات: باكوره اعمالی الفكریه، التعرف علی ‌الذات، المذاهب ‌التوحیدیه و الفلسفات ‌المعاصره، دراسات قرآنیه، مع ‌الناس، فتاوی، هذا ما قلته امام بعض ‌الرؤسا و الملوك، الاسلام و العصر، الحبّ فی ‌القرآن، هذه مشكلاتنا، محاضرات فی ‌الفقه‌ المقارن، اللّامذهبیه، السلفیه لیست مذهب اسلامی، منهج ‌الحضاره الانسانیه فی‌ الاسلام، نقض اوهام المادیه الجدلیه، تجربه التربیه ‌الاسلامیه، قضایا فقهیه معاصر، تحدیدالنسل، الاسلام و الغرب، شرح الحكم ‌العطائیه، فقه ‌السیره النبویه...

البته اغلب این آثار مورد توجه و استفاده علما و مردم مسلمان قرار گرفته و بارها تجدید چاپ و یا به زبان های دیگر ترجمه شده ‌اند؛ ولی مهمترین و ماندگارترین اثر وی شرح ‌الحكم ‌العطائیه تألیف «ابن عطاء الله‌ اسكندری» است كه در چهار مجلد به چاپ رسیده و مورد استفاده اهل علم و فرهنگ است.

روش شیخ سعید

شیخ سعید رمضان در واقع یكی از پژوهشگران معروف فلسفه بود؛ به طوری كه یك رساله دكتری ‌اش در نقد فلسفه دیالكتیك است. البته او در مسائل فقهی نیز صاحب ‌نظر بود و از فقهای معاصر مذهب شافعی به شمار می ‌رفت و به نوعی، گرایش اشعری در مذهب سنی با حفظ آرای سلفی معتدل داشت و دو كتاب اخیرش تحت عنوان «اللّامذهبیه اكبر بدعه» (سكولاریسم بزرگترین بدعت) و «السلفیه مرحله زمنیّه و لیست مذهباً اسلامیا» این گرایش را به خوبی نشان می ‌دهد.

شیخ سعید از آغاز زندگی، به ویژه دوران حكومت بعثی ‌ها در سوریه، یا سیاست كاری نداشت؛ ولی به علت مخالفت با هر نوع خشونت و اقدام مسلحانه و تألیف و نشر كتاب «الجهاد فی ‌الاسلام» در سال 1993 میلادی، متهم به همكاری با رژیم بعثی شد؛ در صورتی كه وی اقدامات مسلحانه ‌ای را كه به نام جهاد در بعضی از كشورهای اسلامی از جمله الجزایر رواج یافته بود، مورد انتقاد قرار می ‌داد و مفهوم جهاد واقعی در اسلام را در كتاب خود تبیین نموده بود.

در فتنه اخیر كه از ابتدای سال 2011 میلادی در سوریه آغاز شد، شیخ سعید علی ‌رغم دعوت دوست سابقش شیخ یوسف قرضاوی، حاضر به ترك دمشق نگردید و به طور صریح و شفاف از عملكرد كسانی كه تحت عنوان جهاد مسلحانه، به قتل و غارت پرداخته و اماكن عمومی و نهادهای دولتی را تخریب می‌ كردند، به شدت انتقاد كرد و از شیخ یوسف قرضاوی خواست كه با اظهارات و فتاوی از تحریك جوانان بپرهیزد و در یك خطبه جمعه كه پس از شهادتش مجدداً در تلویزیون سوریه پخش گردید، به وی هشدار داد و گفت: «برادر، من و تو در این سن و سال در یك وجبی قبر هستیم و به زودی هر دو از این دنیا خواهیم رفت و حیف است كه در اواخر عمر، عامل كشته شدن بی ‌گناهان بشویم.» البته شیخ همزمان از دولت سوریه می‌ خواست كه به عنوان مبارزه با تروریست ‌ها، نباید منازل مردم تخریب و افراد بی‌ سلاح و بی ‌گناه در شهرها و روستاها كشته شوند؛ ولی خود او به فتوای شیخ دوحه، در دهم جمادی ‌الاول 1434ق در مسجد الایمان كه سالیان دراز در آن به تدریس و تفسیر قرآن برای صدها نفر از طلاب و علاقه‌ مندان می ‌پرداخت، همراه پنجاه نفر از شاگردانش به شهادت رسید.

نقش شیخ فتنه!

شیخ یوسف القرضاوی، چندی قبل در تلویزیون قطر از دوستی سابق خود با شیخ سعید رمضان اظهار تأسف كرد و به طور صریح به قتل همه كسانی كه با حكومت سوریه همراه باشند اعم از ارتشی، علما و شیوخ و یا افراد عادی فتوا داد! عین جملاتی كه شیخ فتنه در دوحه آن را بیان داشت و من آن را هنگام پخش از تلویزیون قطر یادداشت كردم، به قرار زیر است: «... الذین یتعاملون مع الحكومه، یجب ان نقاتلهم جمیعاً: عسكریین، خطباء، علما و غیرهم!»

این نص فتوای شیخ فتنه در دوحه است و پس از چند ماه كه شیخ سعید به شهادت رسید، باز شیخ فتنه به میدان آمد و ضمن اظهار تأسف از اینكه با شیخ سعید دوست بوده، گفت: «خوشبختانه در این انفجار به مسجد صدمه زیادی نرسید و فقط عده ‌ای به قتل رسیدند؛ اما رژیم اسد نهصد مسجد را ویران كرده است!» و بدین ترتیب روشن شد كه در نظر شیخ دوحه جان انسان ها ارزشی ندارد و البته به تعداد مساجدی هم كه به دست سلفی‌ های تكفیری، تكبیرگویان منهدم شده ‌است اشاره ‌ای نكرد!

وی توضیح نداد كه اعدام خطبا و ائمه جمعه و جماعات در شهرهای حمص و حماه و حلب و حتی دمشق، بدون محاكمه و اثبات جرم، به دست جوانان فریب ‌خورده ‌ای كه از اكناف عالم به سوریه آورده شده ‌اند، از لحاظ شرعی چه مجوزی دارد! آخرین نمونه جنایات تكفیری ‌ها حمله به مسجد الحسین در حلب و به شهادت رساندن امام جماعت آن در داخل مسجد و نیز تخریب آرامگاه صحابی جلیل ‌القدر حجر بن عدی الكندی در نزدیكی دمشق بود كه باز از استنكار شیخ دوحه خبری نشد!

شیخ معاذ الخطیب كه خود از شاگردان شیخ سعید رمضان به شمار می رفت و پیش از ملحق شدن به مخالفان، امام و خطیب یكی از مساجد دمشق بود، پس از شهادت شیخ رمضان البوطی ضمن تقدیم استعفای خود به شیخ قطر، رسماً از اقدام تكفیری‌ ها در به شهادت رساندن شیخ البوطی انتقاد نمود و در ضمن یك سخنرانی كه از ماهواره‌ ها پخش شد، گفت: «روش تكفیری‌ ها با عقاید مردم مسلمان سوریه هماهنگ نیست و من اطلاع دارم كه بعضی از كشورها، میلیون ها دلار خرج می ‌كنند تا این تكفیری ‌ها‌ را برای رهایی از آن ها (للتخلص من هؤلاء) به سوریه گسیل ‌دارند كه اعمال آن ها با عقاید مردم ما سازگاری ندارد.» البته شیخ قرضاوی اكنون می ‌تواند به سؤالات ما پاسخی ندهد؛ ولی اگر به روز قیامت اعتقاد دارد، بی‌ تردید باید در آن زمان پاسخگو باشد، همان ‌طور كه شیخ سعید رمضان شهید قبلاً یادآور شده بود.

دیداری در دمشق

چند سال قبل همایشی بین ‌المللی در پایتخت سوریه با شركت ده ها نفر از شخصیت ‌های معروف و علمای مذاهب گوناگون تحت عنوان «كنفرانس اندیشه سیاسی اسلام» برگزار گردید. در این كنفرانس كه در مركز نمایندگی فرهنگی ایران در دمشق (با همكاری مركز فرهنگی فرانسه، مؤسسه گوته آلمان و مركز فرهنگی اسپانیا در سوریه) برگزار شد، شخصیت‌ های برجسته ‌ای از دانشمندان كشورهای مختلف حضور داشتند و سخنرانی كردند كه از جمله آنان: جان فرانسوا بایگر، فرئزر كلاوس روف، گرخوت روترو، فریبا عادل ‌خواه (از فرانسه)، رضوان دلیر، احمد موصلانی طلال عتریسی (از لبنان)، دكتر ماجد شَدود، دكتر جودت سعید و دكتر جورج جبور (از سوریه)، اندریانس ویك، پروفسور گرنت روتر (از آلمان)، پرفسور انتونیو ورثا (از اسپانیا) و دكتر نجفقلی حبیبی، حمید حیدری و سید هادی خسروشاهی (از ایران) بودند.

ترجمه عربی مجموعه سخنرانی های این سمینار تحت عنوان «الاسلام و الفكر السیاسی» به همت رضوان زیاده تنظیم و از سوی «المركز الثقا فی العربی» در سال 2000 در كشور «مغرب» به چاپ رسید و نسخه‌ ای از آن را برادر ارجمند جناب آقای دكتر نجفقلی حبیبی (رئیس وقت دانشگاه علامه طباطبایی) به این‌ جانب داد.

در كل بحث های مطرح شده اساتید، مباحث آكادمیك علمی و دارای محتوای ارزشمندی در زمینه‌ های موضوعات مطرح شده بود. آقای دكتر حبیبی درباره «چگونگی شركت سیاسی مردم در نظام سیاسی ایران» و این جانب تحت عنوان «اشكالیه العلاقه بین الدیمقراطیه و الاسلام» سخنرانی كردیم كه مورد توجه حضار قرار گرفت.

این جانب نسخه تایپ شده بحث خود را توسط نماینده دكتر شیخ البوطی كه در جلسه حضور داشت، برای نامبرده فرستادم و پس از پایان جلسات همایش به دیدار شیخ شتافتم كه ضمن تشكر از حقیر گفت: «بحث جناب ‌عالی بعضی از شبهات مرا درباره رابطه بین دمكراسی و نقش مردم در نظام كنونی ایران برطرف ساخت و اكنون من با دید بهتر و دیگری به این موضوع در ایران می‌ نگرم.» شیخ سعید رمضان یكی دو سؤال طلبگی هم درباره روابط قوا در نظام حاكم بر ایران مطرح ساخت كه توضیح لازم را دادم و شیخ مجدداً سپاسگزاری نمود.

نكته شگفت آنكه وقتی من با شیخ به زبان تركی حرف زدم، تعجب كرد و از اینكه جمع كثیری در ایران به این زبان حرف می ‌زنند، خوشحال شد؛ چون بر اثر تبلیغات دشمنان فكر می‌ كرد كه در ایران اسلامی آذری ‌‌ها، كردها، عرب ها و بلوچ ها و غیره مجبور به ترك زبان مادری خود شده ‌اند و توضیح بنده در كذب محض بودن این موضوع، بر خوشحالی او افزود.

شیخ البته ضمن هواداری از انقلاب اسلامی، از بعضی تصرفات دادگاه های آغاز انقلاب در مسئله سلب اختیارات یا تصرف اموال دیگران نگرانی داشت و معتقد بود این تندروی‌ ها، مردم را دور می ‌سازد و بهتر است كه «تسامح اسلامی» و «عفو نبوی» اجرا شود...

شیخ سعید در ایران

شیخ سعید رمضان با علمای شیعه در ایران و عراق و لبنان و سوریه، روابط حسنه ‌ای داشت و یك بار هم برای شركت در كنفرانس «حقوق بشر اسلامی» كه در ایران منعقد گردید، به تهران آمد و این بار هم دعوت «مجمع جهانی بیداری اسلامی» را برای شركت در كنفرانس بین ‌المللی علمای امت، كه اوایل اردیبهشت ماه 1392 در تهران منعقد گردید، پذیرفته بود و قرار بود در آن سخنرانی كند؛ اما كوردلان عصر حجری با استفاده از دلارهای نفتی، با به شهادت رساندن او در 80 سالگی، مانع از حضورش در كنفرانس علمای امت شدند.

بی ‌مناسبت نیست اشاره شود كه در این كنفرانس پرشكوه «علمای امت»، جای چند نفر از علمای دیگر نیز خالی بود: شیخ برهان ‌الدین ربانی كه در افغانستان به دست طالبان به شهادت رسید، قاضی احمد حسین از پاكستان، شیخ عبدالهادی الفضلی (از عربستان) و شیخ سعید رمضان البوطی (از سوریه).

این جانب در مورد دو برادر گرانمایه: شهید ربانی و قاضی حسین شرحی كوتاه و به عنوان یادبود نوشته بودم كه هر دو در جریده شریفه اطلاعات به چاپ رسید و اینك درباره شهید شیخ رمضان یادی به عمل آمد، به امید آنكه توفیق دست دهد تا در مورد بزرگوار دیگری كه با او از سالیان پیش از نجف اشرف آشنایی داشتم (شیخ عبدالهادی الفضلی)، یادی به عمل آورم و به اقدامات او در اصلاح برنامه‌ ها و دروس حوزه‌ ها و آثار فكری منتشر شده ‌اش، اشارتی بكنم.
 
قم- سیدهادی خسروشاهی
5/5 امتياز (1)
نظرات
نام
نام خانوادگي
نشاني پست الكترونيكي
متن