اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَهِ وَفي كُلِّ ساعَهٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَناصِراً وَ دَليلاًوَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً     
 
ويژه نامه
 
يادمان استاد خسروشاهي رحمت الله عليه
 
 
 
 
 
 
موضوع مصاحبه : سياسي
خلاصه  :  اصرار بر آغاز «گردشگري»؟ و اعزام «توريست»! به مصر، يكي از اشتباهات روشن دستگاه هاي ما است... اگر ما پايبند ارزش ها هستيم، اعزام توريست! براي بازديد از مراكز قديمي و فرعوني مصر!، گسترش چه نوع ارزشي است؟، اگر دولت مصر اجازه نمي دهد كه ايرانيان به زيارت مسجد سيدنا الحسين(ع) و مسجد سيده زينب و سيده نفيسه در قاهره بروند ـ درحاليكه غربي ها و اسرائيلي ها حق بازديد از آنها را دارند ـ چه ضرورتي دارد كه ما اجازه دهيم كه مردم مسلمان ايران براي بازديد از مجسمه هاي عصر فرعوني!، عازم آن ديار بشوند و بعد هم عليرغم واكنش هاي منفي در مصر، باز بر استمرار امر، اصرار بورزيم؟


1) به رغم امیدواری در ابتدای انقلاب مصر و پیروزی های اخوان المسلمین و روی کار آمدن مرسی، دستگاه های رسمی در ایران از این موضوع ابراز خرسندی کرده و آن را پیروزی لقب دادند به چه دلایلی ارتباط ایران و مصر نه تنها رشد نکرد که دچار سکون هم شد؟

پس از پیروزی مردم مصر در قیام بر ضد دیکتاتوری شصت ساله سرهنگ ها، و سپس روی کار آمدن آقای محمد مرسی و اخوان المسلمین، انتظار همگان آن بود که روابط ایران و مصر به حالت طبیعی برگردد و سفارت ها در دو کشور با اعزام سفیر، فعال شوند، ولی در عمل، چنین نتیجه ای به دست نیامد... البته در این امر علل و عوامل گوناگون و متعددی دخیل بوده اند که بررسی همه آنها، در یک یادداشت کوتاه مقدور نیست، ولی علة العلل را می توان در دو نکته اساسی خلاصه کرد: نیاز مصر به دلارهای غربی و عربی و تضاد اساسی در مسئله سوریه... غرب مستکبر و عرب مرتجع، درواقع به یک شرط حاضرند به مصر کمک کنند که اولاً مسئله کمپ دیوید را مورد تجدیدنظر قرار ندهد. ثانیاً روابط کامل با ایران اسلامی نداشته باشد... مصر ورشکسته از لحاظ اقتصادی و مردمی با پنجاه درصد زیر خط فقر، گویا چاره ای جز تسلیم نداشته است... و کمک های میلیاردی آل سعود و آل قطر! و دیگران در همین راستا انجام گرفته است...

از لحاظ سیاسی، علاوه بر اختلافات احتمالی، مسئله سوریه برای «مصر اخوانی» از حساسیت خاصی برخوردار است و سخنرانی آقای مرسی در تهران، نشان دهنده موضع آنها در قبال حکومت فعلی سوریه بود بویژه که طرف عمده «نزاع» در سوریه، نخست سازمان «اخوان المسلمین» آن منطقه بود که از زمان «حافظ اسد» آغاز شد ـ و با قتل عام اخوان در حماه و دیگر شهرها همراه گردید ـ و در زمان بشار اسد هم تظاهرات مسالمت آمیز نخستین آنان، با سرکوب کامل روبرو شد..

بی تردید نقشه های امپریالیسم و صهیونیسم و ارتجاع عرب، در دامن زدن به این امر و مطرح ساختن مسئله اختلاف بین شیعه و سنی، آن هم متأسفانه در سطح وسیع، حتی الازهر، در سردی روابط، از سوی مصر آقای مرسی و اخوان، نقش اساسی را به عهده دارد.
 
2) تحلیل شما از برخورد رادیکال ها با رئیس دفتر حافظ منافع ایران در مصر چیست.

مواجهه گروهی که خود را «سلفی» می دانند یا می‌نامند، با نمایندگی جمهوری اسلامی در مصر، ناشی از اشتباهاتی است که پس از پیروزی قیام مردم، از طرف بعضی از شیعیان عرب زبان خلیج فارس و عناصر داخلی همگام با آنها در مصر، رخ داد..

ساختن حسینیه در قاهره و اقامه مراسم عزاداری و سینه زنی و زنجیرزنی در آن و آغاز تبلیغ «تشیع» توسط برادران شیعه عرب خلیج فارس، باعث شد که نه تنها سلفی ها، بلکه شخصیت های معتدلی مانند شیخ احمد الطیب ـ شیخ الازهر ـ هم همراه عده ای دیگر از شیوخ، از «تبشیر شیعی»! و ضرورت مقابله با آن، سخن بگویند، و از دیگر سو، سخنرانی ها و رهنمودهای الجزیره ای «شیخ فتنه» در دوحه ـ قطر، بر تحریک سلفی ها افزود... و نتیجه مقدماتی آن شد که دیدیم!
 
3) لطفا نظرتان را دربارۀ حواشی سفر مرسی به ایران و سفر احمدی نژاد به مصر و ارتباط آن با میزان شناخت دستگاه دیپلماسی از «مصر جدید» و مضرات «نگاه تبلیغی» به عرصه سیاست خارجی بفرمایید.

سفر چهار ساعته آقای مرسی به تهران نشان دهنده نپختگی سیاسی وی در امور خارجی بود... دیدار شتاب زده با شاه سعودی قبل از سفر، و عدم دیدار با رهبری در ایران، به بهانه «کمبود وقت»! روی دیگر سکه نپختگی سیاسی بود و سخنرانی وی در اجلاس سران در تهران، که با تمجید از خلفای راشدین آغاز شد و با لزوم سرنگونی رژیم کنونی «علوی» سوریه پایان یافت، تکمیل کننده نپختگی‌ ها بود که بعدها، با نوشتن نامه و اعزام هیئتی به تهران برای عذرخواهی توسط آقای رفاعه طهطاوی، مشاور عالی آقای مرسی خواستند آن را «جبران» کنند.

میزان شناخت دستگاه ‌های مسئول ما از مصر جدید و قدیم هم متأسفانه در سطح پائینی قرار دارد و عدم استفاده از نظریات کارشناسان امر، بر این «عدم شناخت» کمک کرد و «مصر» را نگران ساخت و آن را در دور ماندن از ایران، تشویق نمود. موارد و نمونه های اشتباهات ایران در این راستا، متعدد و گوناگون است که در جای دیگری باید به آن پرداخت..

اصرار بر آغاز «گردشگری»؟ و اعزام «توریست»! به مصر، یکی از اشتباهات روشن دستگاه های ما است... اگر ما پایبند ارزش ها هستیم، اعزام توریست! برای بازدید از مراکز قدیمی و فرعونی مصر!، گسترش چه نوع ارزشی است؟، اگر دولت مصر اجازه نمی دهد که ایرانیان به زیارت مسجد سیدنا الحسین(ع) و مسجد سیده زینب و سیده نفیسه در قاهره بروند ـ درحالیکه غربی ها و اسرائیلی ها حق بازدید از آنها را دارند ـ چه ضرورتی دارد که ما اجازه دهیم که مردم مسلمان ایران برای بازدید از مجسمه های عصر فرعونی!، عازم آن دیار بشوند و بعد هم علیرغم واکنش های منفی در مصر، باز بر استمرار امر، اصرار بورزیم؟
 
4) تا چه میزان عنصر مذهب را در واکنش های شیخ الازهر به سخنان آقای احمدی نژاد و همچنین موضع گیری اخیر اخوان المسلمین در خصوص سخنان دکتر ولایتی مبنی بر روابط نزدیک ایران و مصر (اخوان خود را مبلغ مذهب سنی نامید و بر مرزبندی خود با شیعیان ایران تأکید کرد)، دخیل می دانید؟

عنصر مذهب نیز در این رابطه، نقش اساسی دارد. مصر، مرکز فاطمی ها بود و شیخ الازهر ـ مرحوم شیخ محمود شلتوت ـ به «جواز تعبدیه مذهب شیعه» فتوی داد و تقریب بین مذاهب اسلامی را یک ضرورت نامید و این امر ادامه داشت تا اینکه قرضاوی، «شیخ فتنه از دوحه» راجع به تبشیر شیعی! هشدار داد و متأسفانه شیخ الازهر هم از او رهنمود! گرفت.

البته ایجاد اختلاف بین شیعه و سنی که مهمترین و مؤثرترین عنصر ادامه سلطۀ استعمار در منطقه خواهد بود، یک طرح قدیمی است که اکنون متأسفانه اجرا می شود... در سیزدهمین کنفرانس «هرتزلیا» که اغلب به مسائل استراتژیک رژیم صهیونیستی می پردازد، در اسفند ماه 91، «ضرورت تلاش همه جانبه و عمیق تر برای بحران زائی بین شیعه و سنی در منطقه خاور میانه» مطرح شد که برای «حفظ امنیت اسرائیل یک ضرورت است!».

در کنفرانس هرتزلیا در اسرائیل، به صراحت مطرح شد که برای ایجاد تنش بین شیعیان و سنی ها، «باید یک محور سنی، با شرکت مصر، اردن، ترکیه و شیخ نشین های خلیج فارس ایجاد شود» تا ضمن همکاری با امریکا و اسرائیل، بتواند در «مقابل محور شیعی به رهبری ایران مقاومت کند»!

در کنفرانس هرتزلیا که با شرکت عناصر صهیونیست ‌ها و استراتژیست های اروپائی و امریکائی تشکیل شد، اسرائیلی ها تصریح کردند که «تل آویو تاکنون در این زمینه کار عمده ای انجام نداده در حالیکه بهترین بستر برای مقابله با خطر ایران همین مسئله است»! با توجه به این نکات، باید پرسید که طرح ایران برای مقابله با این توطئه چیست؟ و استراتژیست های ما چه گونه می اندیشند؟ آیا نوشتن نامه ای غیرمنطقی با امضا چند نفر، پاسخگوئی به طرح های دشمنان است؟... واکنش های حتی شیخ الازهر به سخنان دوستان در قاهره و موضع گیری رهبری اخوان المسلمین و حتی هواداران انقلاب اسلامی ایران در مصر ـ مانند دکتر فهمی هویدی ـ و سخنان بعضی دیگر از دوستان در ایران، نشان می دهد که متأسفانه بهره نگرفتن از توصیه ها و هشدارهای کارشناسان ارشد در داخل کشور، نتایج معکوسی خواهد بخشید.

هرگونه موضع گیری مصر در برابر ایران بی تردید در کشورهای عربی و افریقائی می تواند تأثیرگذار باشد... ما باید سعی کنیم که با نامه های غیرمفهوم و یا مصاحبه ‌ها و اظهارات و اقدامات نسنجیده خود، آن را از خود «دورتر» نسازیم! هذه تذکرة لمن یتذکّر!

منبع: ویژه نامه شرق، ص 2، مورخ 31 فروردین 92
4/5 امتياز (3)
نظرات
نام
نام خانوادگي
نشاني پست الكترونيكي
متن