اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَهِ وَفي كُلِّ ساعَهٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَناصِراً وَ دَليلاًوَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً     
 
ويژه نامه
 
يادمان استاد خسروشاهي رحمت الله عليه
 
 
 
 
 
 

 احياگر جهاني يا مهدي منتظر(بخش پاياني)

نويسنده : سيد ابوالاعلي مودودي
مترجم : استاد سيد هادي خسروشاهي
موضوع : فرهنگي


شما باید به خوبى درك كنید كه خدا بیان مسائلى را كه كفر و اسلام بر محور آن مى چرخد و نجات انسان به آن بستگى دارد، خود بر عهده گرفته است و این امور جملگى در قرآن ذكر شده، نه با ابهام و كنایه، بلكه به كاملترین و روشن ترین وجه بیان گردیده است. خداى متعال مى فرماید: «ان علینا للهدى».1

بنابراین لازم است موضوعى به این اهمیت و كیفیت در نظام دین، در قرآن آمده باشد، امّا حدیث به تنهائى نمى تواند موضوعى را كه كفر و ایمان بر محور آن مى چرخد اثبات كند. زیرا احادیث تنها از طریق زبان از مردم به مردم نقل شده است و در نهایت چیزى كه از آن مستفاد مى شود، گمان به صحّت است نه علم یقین!

در واقع خداى متعال هرگز دوست نمى دارد كه بندگانش را در معرض این خطر قرار دهد كه مسائلى دینى به غایت مهم كه ممكن است اختلاف نظر اساسى میان انسان ها بهوجود بیاورد و ایمان و كفر مسلمان به خدا، به آن بستگى داشته باشد را بر احادیث آحاد واگذارد، بلكه اهمیت این مسائل مهمّ به خودى خود اقتضا مى كند كه خداوند متعال در كتاب خود به طور روشن و بى ابهام، آن را بیان فرماید و پیامبر(صلى الله علیه وآله) به طور عمومى آن را تبلیغ نماید و آن را جوهر اصلى وظیفه رسالت خود بشمارد، تا بدون هیچ شائبه اى به یكایك مسلمانان گوشزد شود.2

مسئله مهدى (عج)

پرسش: گروهى از علماء كه در دیانت و اخلاص آنان تردیدى نیست، نسبت به آنچه درباره امام مهدى موعود مرقوم داشته اید، با استناد به روایاتى در كتب حدیث از خروج امام مهدى آمده است، در چند مورد اعتراض نموده اند. اینك به انگیزه احساس به اینكه پاى بندى به شریعت براى هر مبلّغى كه به تبلیغ و اقامه دین مى پردازد واجب است، اعتراضات آنان را با شما در میان مى گذاریم. زیرا لازم است هر آنچه مرقوم مى دارید با احكام شریعت كاملا هماهنگ باشد، و البته اگر از شما عملى برخلاف حقّ سر بزند و دیگران تذكر دهند، در بازگشت به حقّ در خود تردید روا مدارید.

1ـ بخشى از مطالبى كه در كتاب خود: «موجز تاریخ تجدیدالدین و احیائه» مرقوم داشته اید، به نظر ما با آنچه كه در احادیث آمده است، مخالفت دارد. در این خصوص من روایاتى را كه در «جامع ترمذى» و «سنن ابى داود» آمده است بررسى كرده ام و بر این اساس مى گویم كه «رجال» پاره اى از این روایات بى تردید از ما نیستند! ولى در جامع ترمذى، سنن ابى داود و سنن ابن ماجه، روایات صحیح دیگرى وجود دارد كه «رجال» از ثقات راست گویند و در آنها مطالبى وجود دارد كه نظر شما را تأیید نمى كند. از «ام سلمه» همسر پیامبر(صلى الله علیه وآله) نقل شده كه پیامبر فرمود: به هنگام مرگ خلیفه اختلاف پدید مى آید. مردى از اهل مدینه به مكّه فرار مى كند، مردمى از اهل مكّه نزد او مى آیند و به اكراه او را خارج مى سازند و بین ركن و مقام با او بیعت مى كنند.3

اگر به اسناد این روایت نگاه كنید درمى یابید كه همه راویان آن از ثقات راستگوى حدیث اند. «بیهقى» با سند خود از «ثوبان» آورده است: «اگر پرچم هاى سیاه را دیدید كه از سوى خراسان آمده است، به سوى آن بشتابید كه در میانه آن خلیفه خدا مهدى است» آیا این روایت ها، نظر شما را مبنى بر اینكه امام مهدى خود نمى داند كه مهدى موعود است، نفى مى كند؟

مخصوصاً واژه هاى زیر كه در یكى از روایات آمده است، شایان توجّه است: «یارى یا اجابت او بر هر مؤمن واجب است» و در روایت ترمذى: مردى نزد او مى آید مى گوید: یا مهدى! بر من عطا كن، (مهدى) جامه او را به اندازه اى كه بتواند حمل كند، پر مى كند.

2ـ مرقوم داشته اید: مهدى موعود «رهبرى امروزین» خواهد بود!... این جلمه پردازى و عبارت شما از لحاظ احادیث ارزش ندارد، اگر دارد متشكر مى شویم كه ما را به آن ها ارجاع دهید! كسانى كه با نظر شما مخالف اند از واقعیت هاى تاریخ دلیل مى آورند كه هر احیاگرى كه در این امّت آمده است، اغلب اوقات از «صوفیه» بوده اند.

3ـ این عبارات شما كه «امام موعود رهبرى از جدیدترین نوع زمانه خود خواهد بود». بعضى مردم را به این شك انداخته است كه شاید شما خود به زودى ادّعاى مهدویت خواهید كرد؟!...

4ـ در كتاب «نشانه هاى آخرت» نوشته «شاه رفیع الدین» فرزند امام «شاه ولى الله دهلوى» چندین روایت درباره خروج امام مهدى به نقل از بخارى و مسلم وجود دارد، ولى من در «صحیحین» چنین روایت هایى را ندیدم ـ با آنكه در جستجوى آن بسیار تلاش كردم ـ همچنین در كتاب مذكور روایت دیگرى وجود دارد و در آن آمده است وقتى مردم با مهدى بیعت مى كنند سروش آسمانى به آنها ندا مى دهد: «این خلیفه خدا مهدى است سخن او را بشنوید و فرمان برید».4 نظر شما راجع به این روایت چیست؟ این بود خلاصه پرسش ها:

پاسخ: قبلا خلاصه تحقیقات خود را درباره روایات مندرج در كتاب هاى گوناگون حدیث، پیرامون خروج امام مهدى بیان نموده ام و نیازى به تكرار آن نمى بینم. در اینجا به این گفته بسنده مى كنم: كسانى كه در احتجاج خود به روایتى درباره خروج مهدى اكتفا مى كنند كه در یكى از كتب حدیث ذكر شده است، یا پس از بحث و تحقیق، سرانجام به سخن یكى از راویان ثقات یا غیر ثقات اكتفا مى كنند، ایرادى بر آنان نیست اگر جز به آنچه در احادیث و آثار یافته اند، اعتقاد نیابند.

اما كسانى كه تمام این روایات را جمع آورى كرده و تحقیق تطبیقى انجام مى دهند و به موارد بى شمارى از تعارض و اختلاف مى رسند، ـ و نه تنها این، بلكه روایت تاریخ را درباره بنى فاطمه و بنى امیه و ستیز خشن و پیوسته آنها را از نظر دور نمى دارند و بدون تردید و ابهام، مشاهده مى كنند كه در كتب حدیث، روایات متعددى وجود دارد كه هر یك از طرف هاى این كشمكش را تأیید مى نماید ـ به دشوارى مى توانند تمام جزئیات و رویدادهاى جزئى مندرج در این روایات را صحیح بدانند، حتّى روایت هایى كه شما در مطالب خود ذكر كرده اید از «پرچم هاى سیاه» سخن به میان آمده است و در تاریخ معلوم است كه همچنان تلاش هایى به عمل مى آید تا ثابت كند كه مهدى (یكى از خلفاى بنى عباس) همان امام مهدى موعود! بوده است كه علت آن، اختلاف روایات است كه به دروغ و تقلّب آن را به پیامبر(صلى الله علیه وآله) نسبت داده اند. اگر كسى باشد كه به رغم تمام اینها، اصرار دارد بر صحّت استدلال به این روایات دارد، بگذار احتجاج كند و ایرادى ندارد اگر به نظر من درباره چگونگى ظهور امام مهدى كه در كتابم «موجز تاریخ الدین و احیائه» اظهار نموده ام، مخالفت بورزد.

البته لازم نیست نظر من در هر مسئله تاریخى یا علمى یا فقهى، صحیح و مورد قبول همه مردم باشد، ولى در عین حال صحیح نیست اگر كسى نظر مرا درباره مسئله اى از مسائل نپسندند، از همكارى با من در «اقامه دین» امتناع ورزد! زیرا اختلاف علما در مسائل مندرج در احادیث، تفسیر و فقه و دیگر علوم مشابه، تازگى ندارد.

2ـ بله! به نظر من امام مهدى رهبرى از جدیدترین نوع رهبران زمانه خود خواهد بود، ولى این بدان معنا نیست كه او ریشش را بتراشد! و لباس فرنگى بپوشد و از آخرین مد روز پیروى كند! منظور من این است كه او از علوم زمانه، شرایط و پیچیدگى هاى آن كاملا واقف خواهد بود و طبق آنچه این شرایط و نیازها اقتضا مى كند، تدبیرهاى لازم را اتخاذ خواهد كرد و او براى انجام مأموریتش، از تمام وسایل و ابزارهایى كه در زمانه خود بهوسیله كاوش هاى علمى كشف شده است، مورد بهره بردارى قرار خواهد داد.

این، یك امر عقلایى و روشن است كه براى اثبات آن به سند یا گواهى از دلایل شرعى نیازى نداریم، اگر پیامبر(صلى الله علیه وآله) از جدیدترین روش ها و تدبیرهاى زمانه خود استفاده مى كند ـ چون حفر خندق و منجنیق ـ بر چه اساسى مى توان گفت كه شخصى در یكى از زمان هاى آینده اگر به بهترین وجه به وظیفه امر خلافت پیامبر(صلى الله علیه وآله) بپردازد، از تانك و هواپیما و اطلاعات علمى مدرن بى نیاز مى باشد؟ و نسبت به شرایط و اوضاع و پیچیدگى ها و رفتارهاى زمانه خود بى توجّه مى گردد؟

هرگز! تنها راه فطرى براى هر گروهى كه بخواهد به هدف خود برسد، یا حركتى كه تعالى و پیروزى را مد نظر دارد، باید از تازه ترین ابزارها و وسایل علمى بهره جوید و از جدیدترین علوم و فنون و روش هاى كاربردى زمانه خود، استفاده كند.

صفحات -> 1 - 2


0/5 امتياز (0)
نظرات
نام
نام خانوادگي
نشاني پست الكترونيكي
متن