اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَهِ وَفي كُلِّ ساعَهٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَناصِراً وَ دَليلاًوَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً     
 
ويژه نامه
 
يادمان استاد خسروشاهي رحمت الله عليه
 
 
 
 
 
 

 نگاهي به ميراث فكري ـ اجتماعي «شيخ حسن البنا» مؤسس و مرشد اخوان المسلمين (بخش اول)

نويسنده : استاد سيد هادي خسروشاهي
موضوع : سياسي


اشاره: سال میلادی 2006، مصادف با یکصدمین سال تولد شیخ حسن البنا مؤسس و مرشد جمعیت اخوان المسلمین مصربود... و به همین مناسبت، علاوه بر مراسم ویژه ای که در مصر و بعضی از کشورهای عربی برگزار شد، در پاکستان نیز از سوی «جماعت اسلامی» مراسم خاصی برگزار و ویژه نامه ای درباره حسن البنا و اخوان المسلمین منتشر گردید.

... چندی قبل که مولانا «قاضی حسین احمد» رهبر و مرشد جماعت اسلامی پاکستان برای شرکت در سمیناری به تهران آمده بود، از اینجانب خواستند که برای ویژه نامه جماعت، درباره شیخ حسن البنا، با توجه به شناخت و آشنایی هایی که در این زمینه دارم، مقاله تهیه و ارسال کنم تا به زبان های «اردو» و «انگلیسی»، در آن ویژه نامه درج گردد...

... این مقاله به این مناسبت تهیه و برای «جماعت اسلامی» پاکستان ارسال شد و اینک بی مناسبت نیست که متن فارسی آن، جهت آگاهی بیشتر مردم مسلمان ایران منتشر گردد. سید هادی خسروشاهی

                                                                              ***
مقدمه: میان تولد حسن البنا (1949 ـ 1906) تا روز شهادتش چهل و چهار سال تلاش، کوشش، جهاد و حیات پرجنبش و جوش و ثمربخش، فاصله است. با روحیه یک «صوفی جهادگر» وارد عرصه سیاست و جامعه شد و با فیض شهادت مجاهدی نستوه، به ظاهر از آن صحنه خارج گشت ولی تأثیر معنوی و فرهنگی او در جهان اسلام و عرب، همچنان باقی و میراث فکری او همچنان راهنمای «اخوان» است...

شیخ حسن البنا که به حق یکی از بیدارگران اهل قبله در عصر ما بود، در حقیقت نمونه نادری از رهبران سیاسی و اندیشمندان دینی است که در نشر و ترویج اندیشه و معارف اسلامی، خستگی ناپذیر بوده است. حسن البنا مصلح اجتماعی و رهبر مردمی، که محور فکر و حرکت قشرها و طیف های مختلف جوامع اسلامی ـ عربی بود، در اندک زمانی یک سازمان و تشکیلات اسلامی را تأسیس نموده و بنیان گذاشت که هنوز هم به عنوان عامل اصلی و مؤثر، در جریانات سیاسی و فکری جهان و اسلام و عرب به شمار می رود... سازمانی که همچنان عنصر قابل توجهی در معادلات سیاسی کشور مصر می باشد.

حسن البنا در بسیج و سازماندهی مردم مسلمان مصر قدرت فوق العاده ای داشت و یک الگوی ستودنی از یک عالم اسلامی و رهبر فکری و جنبشی بوده و اغلب معاصرین وی و پژوهشگران سیاسی و تاریخی به نبوغ و قدرت فوق العاده رهبری کاریزماتیک او اذعان دارند. از دوران نوجوانی، تجربیات حضورش در عرصه فرهنگی و سازمان های اجتماعی و جمعیت های خیریه و مذهبی، از او یک رهبر و زعیمی نستوه، روشن، بیدار و آگاه ساخت که در تحولات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی کشورش اثربخش و تحول زا بوده است.

سوابق حضور وی در «جماعت السلوک و الاخلاق»، «جماعت النهی عن المنکر» و «طریقت اخوان الحصافیه» با تجربیات ارزنده ای همراه بود که تأثیر بسزایی برای تکوین شخصیت البنا به عنوان یک رهبر و مؤسس داشت... در دوران نوجوانی، حسن البنا «جمعیت الحصافیه للبر» را رهبری کرد، تا اصول اخلاق اسلامی را در جامعه مسلمانان مصر پاس بدارد و با فعالیت های میسیونرهای مذهبی غربی، که برای تبشیر مسیحیت به بلاد عربی گسیل شده بودند، مقابله کند. در سال 1927 نقش کلیدی را در تأسیس «جمعیت جوانان مسلمان» داشت و در سن بیست و دو سالگی، با شش نفر از یارانش «جمعیت اخوان المسلمین» را بنیان نهاد.

از ابتدای جوانی، حسن البنا در آموزش و پرورش مصر به عنوان معلم زبان عربی و مربی اخلاق و معارف اسلامی حضور داشت و از این رهگذر مهارت ها و فنون تبلیغ و تعلیم آیین و احکام اسلامی را هم تکمیل کرد که تأثیری در تکوین فکری و توان روحی و شخصیتی وی داشت. پس از آشنایی و همکاری با «محب الدین خطیب» و «شیخ رشید رضا»، شخصیت علمی و معرفتی وی تکامل یافت و فنون روزنامه نگاری و آیین کار رسانه ای را با کار کردن در مطبوعات وابسته به جریان اسلامی وقت یاد گرفت و عجیب آن که هرگز تحت تأثیر روش های تندروانه آن دو، درباره مذاهب اسلامی، چه در دوره همکاری با آنها و چه بعد از آن، قرار نگرفت و روش منطقی تقریب بین مذاهب را جزو برنامه حرکتی خود قرار داد.

حسن البنا با سازماندهی دقیق و چاپ و نشر هفته نامه و مطبوعات اسلامی، طلیعه دار و پیشگام رسانه ها و نشریات متعهد اسلامی گشت. نشریات اخوان المسلمین نقش کلیدی در اهتمام به بیداری «زن مسلمان» داشت و سازماندهی زنان مسلمان در تشکیلات «الاخوات المسلمات». خواهران مسلمان ـ توسط حسن البنا ـ که بعدها به دعوت وی، زیر نظر زینب الغزالی اداره می شد، از شاخص های اندیشه نهضتی فراگیر وی بوده است.

در عرصه مبارزه و جنبش مبارزه و ستیزجویی با استعمار انگلیس و فرانسه در کشورهای عربی، حسن البنا و سازمان اخوان المسلمین همواره حاضر و فعال و همیشه در جبهه مقدم بوده است. در ذکاوت و دوراندیشی وی همین کافی است که وی با دوازده کابینه دولت مصر، معاصر بوده و با هر یک از آنها، مطابق مقتضیات زمان، رفتار و تعامل متناسب مختلفی داشته است. قضیه فلسطین و آزادی آن از یوغ سلطه صهیونیست ها، جایگاه محوری در اندیشه سیاسی حسن البنا داشت و او همیشه تأکید داشته که فلسطین قضیه تمامی مسلمانان جهان است و معتقد بود که انگلیس و صهیونیست ها تنها یک زبان می فهمند و آن زبان «انقلاب، زور و اسلحه» است.

حسن البنا به عنوان مرشد اخوان المسلمین در شش مه 1948 م، فتوای «جهاد مقدس» برای آزادی فلسطین را صادر نمود و گردان های مجاهدین را در سراسر جهان عرب ـ به ویژه: مصر، سوریه، اردن و عراق ـ بسیج و سازماندهی نمود و اگر خیانت رهبری و سران رژیم های عرب نبود، مجاهدین مسلمان صهیونیست ها را سرکوب و فلسطین را آزاد می ساختند.

با حضور مجاهدین اخوان المسلمین در نبرد علیه صهیونیست ها و دفاع جانانه آنها از سرزمین اسلامی فلسطین، توطئه ها و دسیسه ها علیه حسن البنا و سازمان وی افزایش یافت. فشار انگلیس ها دولت مصر را وادار ساخت که حکم انحلال اخوان المسلمین را صادر کند و همه نیروهای رزمنده و مجاهد اخوان، از جبهه های نبرد فرا خوانده شده و خلع سلاح شدند و پس از اندک مدتی، حسن البنا در 12 فوریه 1949 توسط ایادی دولت وابسته به استعمار شهید شد. در حقیقت حسن البنا شهید قضیه فلسطین و مبارزه با استعمارگران گردید. البته عناصر وابسته به انگلیس و آمریکا، به ظاهر توانستند شیخ حسن البنا را ترور کنند ولی نتوانستند فکر و اندیشه و سیر جنبش او را از بین ببرند و یا متوقف سازند و درخت مبارکه ای که البنا کاشت، هنوز ثمر می دهد.

جایگاه حسن البنا در جریانات اندیشه اسلامی معاصر

جنبش و نهضت حسن البنا در اصول و مفاهیم مطرح شده آن، در حقیقت مکمل جریان اسلامی پیشین بود که سید جمال الدین حسینی معروف به «افغانی» در اواخر قرن نوزدهم آغازگر آن بوده است. سید جمال الدین دو بار به مصر سفر کرد و در آنجا اقامت یافت و به تدریس و تربیت افراد و ایراد سخنرانی در محافل و مجامع پرداخت و در واقع جنبش فکری بس عظیمی در آنجا برپا نمود و در واقع در تشکیل و یا تحریک محافل روشنفکری در مصر و دیگر کشورهای عربی نقش رهبری را به عهده داشت. اغلب مورخان و پژوهشگران تاریخ نهضت احیاگری اسلامی بر نقش سید جمال تأکید داشته اند. سید با نبوغ فوق العاده خویش در اندک زمانی توانست شاگردان و مریدان زیادی گرد اندیشه های احیاگری اسلامی جمع کند و نهضت پایداری فراگیری را بنیانگذاری نماید.

ارکان و اصول این نهضت را چنین می توان خلاصه نمود:
 التزام و تعهد به مبادی و آئین مبین دین اسلام و پیروی از سلف صالح امت اسلامی.
 آزادی و رهایی امت اسلامی از استبداد داخلی و خارجی.
 فراگیری علوم و فنون جدید جهت کسب اقتدار امت اسلامی.
 
سید جمال الدین حسینی جهل و خرافات گرایی مسلمانان و دوری جهان اسلام از چرخه تمدن و علوم جدید را اساس و ریشه بیماری و انحطاط این امت می دانست، و به همین دلیل دانشمندان و عقلای این امت را به بسیج و تشویق جامعه اسلامی برای رهایی از جهل و خرافات، دعوت می نمود.

سید در نهضت خود تأکید فراوانی بر مقابله و مقاومت در برابر استبداد داخلی و استعمار خارجی می کرد و در واقع تلاش ها و اندیشه های وی نقش اساسی در تکامل اندیشه سیاسی اسلامی داشته و طرح «اسلام آزاد از قیود تقلید کورکورانه» و تأکید بر باز بودن «باب اجتهاد» و طرح «اسلام سیاسی مبارز و مخالف طغیان و استبداد داخلی و خارجی» از تراوش های فکری او بوده که بر روند جریانات اسلامی بعدی، اثربخش بوده است. شیخ محمد عبده شاگرد همگام سید جمال الدین حسینی به عنوان مصلح اجتماعی و فرهنگی و مکمل مسیر سید پا به عرصه نهضت اسلامی نهاد و با طرح نظریه «اصلاحات فرهنگی و آموزشی» به جنبش اسلامی غنی و تکامل بخشید. شیخ محمد عبده در ابعاد مختلف حیات جامعه مصر و کشورهای شمال آفریقا از جمله: تونس و الجزایر و مغرب و یا سوریه و لبنان حضور فعالی داشته و اندیشه های او در برنامه های اصلاحی دانشگاه الازهر مصر، نتایج سودمند و جاودانه ای به بار آورد.

حسن البنا همانطور که در کتاب خاطرات خود به نام: «مذکرات الدعوه و الداعیه» می نویسد، پس از سید جمال الدین حسینی و شیخ محمد عبده ادامه دهنده نهضت احیاگری اسلامی و راه و روش آن دو بود. او شاگرد محب الدین خطیب و شیخ رشید رضا صاحب تفسیر المنار ـ شاگرد خاص شیخ محمد عبده ـ بود.

حسن البنا و جنبش اخوان المسلمین دو واژه به هم پیوسته هستند که هرگز از هم جدا نمی شوند. البنا به عنوان مرشد، مصلح و آموزگار با ارائه نظریات اسلامی نقش برجسته ای در غنا بخشیدن به نهضت اسلامی و جریانات اسلام سیاسی، داشته است. در واقع و بی هیچ تردیدی اخوان المسلمین به عنوان گروه پیشگام احزاب و سازمان های اسلامی قرن بیستم، نقش ارزنده ای در رشد و نمو نهضت اسلامی و تقویت پایه های فرهنگی و علمی اسلام در مقابل یورش فرهنگ های غربی و سکولار در جهان عرب و اسلام، داشته است.

در تاریخ معاصر جهان اسلام و عرب البنا بزرگ ترین شخصیت اسلامی است که درباره او و آثار و اندیشه های وی کتاب ها و پژوهش های فراوان نوشته شده و هنوز ـ پس از مرور 75 سال از تأسیس حرکت اخوان ـ نویسندگان و پژوهشگران درباره او و اخوان المسلمین مقالات بیشمار و کتاب های بسیار می نویسند.

بی تردید پژوهش و نقد اندیشه ها و بررسی ابعاد شخصیتی حسن البنا نقش مؤثری در تطور و پیشرفت اندیشه سیاسی اسلامی داشته است. علیرغم عمر کوتاه حسن البنا، او در شکل گیری جریانات سیاسی و اسلامی کشور مصر و بقیه بلاد عربی، نقش اثربخشی داشته و تشکیلاتی را که او در سال 1928 م با شش نفر یارانش، سازماندهی نموده بود هم اکنون هم با وجود تمامی سرکوب ها و اعدام ها و فشارها و اختناق ها و استبدادهای دولت های حاکم از زمان ملک فاروق و سپس سرهنگ جمال عبدالناصر، افکار عمومی را در اختیار دارد و حتی رقیب حزب حاکم در پارلمان مصر می باشد و اگر دسیسه های غرب و همکاری استبداد داخلی نبود هم اکنون جریان اخوان المسلمین نه فقط رهبری جامعه مصر را در دست داشت، بلکه در کشورهای عربی و اسلامی دیگر نیز در حاکمیت و اقتدار بود.

اخوان المسلمین که حسن البنا در تشکیل آن نقش اصلی و رهبری داشته هم اکنون با کادرهای ورزیده، توانمندی و قدرت فراهم آوردن مقدمات تشکیل حکومت اسلامی در مصر و برخی دیگر از کشورهای اسلامی و عربی را دارد. حسن البنا در عرصه اندیشه و عمل از خود آثار و افکاری به جای گذاشته که خلاصه آن را فهرست وار به شرح زیر می توان بیان کرد:

مفهوم اصلاح

به نظر حسن البنا «اصلاح» باید شکل و محتوای بومی و محلّی داشته باشد و تقلیدی از غرب و مفاهیم و فلسفه آن نباشد، زیرا به نظر وی نظریات و الگوها و نمونه های غربی در جوامع شرقی، کارائی لازم را ندارد.

مفهوم نهضت

گستره مفهوم نهضت در اندیشه حسن البنا، جایگاه وسیعی داشته و از دیدگاه وی این مفهوم سه رکن اساسی دارد که عبارتند از:

نمونه برتر: از دید البنا این الگو همانا قرآنی است و اساس آن ایمان به خدای متعال است. به نظر البنا امت اسلامی زمانی به سیادت کامل خود می رسد که به خداوند تبارک و تعالی ایمان بیاورد.

قدرت مادی: از دیدگاه حسن البنا، نهضت امت اسلامی متکامل و پیروز نمی شود مگر آنکه به قدرت مادی در ابعاد مختلف آن دست یابد: تا می توانید خود را نیرومند و آماده سازید: «واعدوا لهم ما استطعتم من قوه». این آیه شریفه در آرم اخوان المسلمین به طور برجسته ای نقش بسته است.

اقتدار معنوی: از نظر البنا بدون تغییر درونی و دسترسی به قدرت روحی و معنوی در افراد و رهبری، ارکان نهضت اسلامی کامل نمی گردد. «ان الله لا ما بقوم حتی یغیر ما بانفسهم». پس نخست باید از «خود» شروع کنیم و پس از آن، به فکر تغییر جامعه باشیم.

دین و سیاست

از منظر البنا اسلام جوابگوی مقتضیات زمان و مشکلات معاصر است و به همین دلیل او با نظریه جدائی دین از سیاست به طور آشکار مخالفت می ورزد و می گوید: «ما با نظر دکتر طه حسین و دیگران که به نظریات «جدایی دین از سیاست»، «دین و علم»، و «دین و ملی گرایی» معتقدند، مخالف هستیم، و بر این باوریم که اسلام با سیاست و علم و ملی گرایی هرگز منافاتی نداشته است».

زیرساختارهای سیاسی نهضت

حسن البنا جهت برپایی یک نهضت جهانی اسلامی به جستجوی زیرساختارهای سیاسی این نهضت می پردازد... و به نظر او، پایه های اساسی این نهضت عبارتند از:

رهبری: از دید البنا الگوی این رهبری همانا پیامبر گرامی اسلام است.

وحدت: از نظر حسن البنا «وحدت» پایه اساسی نهضت است و بدون از میان برداشتن عوامل و عناصر تشتت و تفرقه امت اسلامی، پیروزی نهضت اسلامی میسر نیست.

آزادی از سلطه استعمار: البنا از واژه «استخراب» (ویرانخواهی) به جای واژه «استعمار» استفاده می کند و استعمار را عنصر مخرب وحدت امت اسلامی و مانع اساسی ایجاد یک نهضت اسلامی، می داند و به همین دلیل از جوامع اسلامی می خواهد با استعمار مبارزه و از بندهای آن رها شوند تا مقدمات پایه گذاری یک «نهضت فراگیر» را فراهم آورند.

برپایی حکومت اسلامی: از منظر حسن البنا برپایی حکومت اسلامی بر پایه های احکام قرآنی و سنت و سیرت نبوی، یک ضرورت حیاتی و لازم جهت برپا نمودن یک نهضت اسلامی است.

3/5 امتياز (1)
نظرات
نام
نام خانوادگي
نشاني پست الكترونيكي
متن