اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَهِ وَفي كُلِّ ساعَهٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَناصِراً وَ دَليلاًوَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً     
 
ويژه نامه
 
يادمان استاد خسروشاهي رحمت الله عليه
 
 
 
 
 
 
نوع خاطره : شخصيت هاي داخلي


5. در مورد روابط استاد با «کسروی»، روزی تعریف می کرد: «من در 1312، در روزنامه «شفق سرخ» مقالاتی بر ضد اروپایی گری به قلم «احمد کسروی» خواندم که بسیار برایم جالب بود. از بیرجند نامه ای به وی نوشتم و تأکید نمودم که برای نشر این قبیل اندیشه ها، باید نشریه یا مجله ای مستقل منتشر گردد. کسروی در پاسخ، ضمن ارسال یکی دو تا از کتاب هایش، نوشت که به زودی مجله «پیمان» را منتشر خواهد ساخت و از من هم دعوت به همکاری کرد. پیمان در سال 1313 منتشر شد و من هم مقالاتی در زمینه های اسلامی، ترجمه و به آن می فرستادم که چاپ می شد، تا آنکه من به تهران آمدم و او عاشقانه از اسلام صحبت می کرد و یک بار هم مرا برای افطار دعوت کرد... امّا وقتی دو سال بعد، انحرافاتی در مجله پیمان و پرچم و نشریات وی دیدم، روزی به سراغ وی رفتم و پس از مباحثاتی که دیدم تأثیری ندارد، به او اخطار کردم که «هذا فراق بینی و بینک»! و از او جدا شدم.»

کسروی دچار «خود گنده بینی» شد... عضویت در انجمن علمی سلطنتی لندن، انجمن پطروگراد و انجمن علمی واشنگتن، او را سخت مغرور کرد. شذ و ذاتی هم خود داشت که دچار آن انحراف بزرگ شد و آن ظلم را بر اسلام و تشیع روا داشت و خداوند بیامرزد نواب صفوی را که جواب مردانه به او داد و او را از سر راه اسلام برداشت... چون واقعاً راه دیگری برای اصلاح باقی نمانده بود. چقدر مرحوم حاج سراج انصاری و خود مرحوم نواب و دیگران با او بحث کردند، فایده نداشت و اگر کسروی مانده بود، در افساد نسل جوان نقش خاصی را ایفا می کرد که خوشبختانه چنین نشد و یک گلوله نواب، بیشتر از مباحثات اثر داشت...

                                                                               ***
مرحوم استاد سعیدی، بی شک در گسترش اندیشه و فرهنگ اسلامی، در نیم قرن اخیر، نقش خاصی را به عهده داشت. او علاوه بر کتاب ها و مقالات بی شماری که در مجلات و جراید مذهبی می نوشت: (آیین اسلام، پرچم اسلام، ندای حق، مسلمین، نور دانش، مکتب اسلام، وظیفه، مکتب تشیع، فروغ علم، پیکار اندیشه، گنج شایگان و...) در تمامی فعّالیت های فرهنگی ـ اجتماعی ـ سیاسی، حضور عینی داشت. در جلسات «مسجد هدایت»، «حسینیه ارشاد»، «انجمن های اسلامی دانشجویان، مهندسی، پزشکان»، در دیگر مراکز فرهنگی تهران، قم، مشهد، بیرجند، هر گامی که می توانست بردارد، پیشگام بود و خستگی ناپذیر، به کار و کوشش می پرداخت.

اگر دوستان و یا بستگان آن مرحوم، همتی کنند و مجموعه مقالات استاد را ـ به ویژه در روزنامه وظیفه ـ جمع آوری کنند، و به چاپ برسانند، خود چندین مجلّد کتاب قطور خواهد شد... و ای کاش، این شیوه نیک جهان عرب، که «مجموعه آثار» اندیشمندان و نویسندگان خود را، برای استفاده و آگاهی نسل های آینده، در چندین مجلد، چاپ و منتشر می سازند، در ایران اسلامی نیز عملی شود و مثلاً، مجموعه آثار: استاد سعیدی، علامه طباطبایی، استاد محیط طباطبایی، شهید استاد مطهری، عبدالکریم سروش، آیت الله طالقانی، شهید بهشتی، مهندس مهدی بازرگان، محمدرضا حکیمی و دیگر بزرگان علم و پیشگامان نشر فرهنگ اسلامی، در ایران چاپ و در اختیار علاقه مندان قرار گیرد... چون متأسفانه، با مرور زمان، حتی نام کتاب های این گروه از بزرگان، به فراموشی سپرده می شود... تا آنجا که مثلاً پس از درگذشت مرحوم سعیدی، بعضی از مطبوعات، حتی نتوانستند اسامی کامل آثار استاد را ذکر کنند.
 
 البته خود استاد در مصاحبه ای با «کیهان فرهنگی» ـ مهرماه 64 ـ شماره 7 تعداد آنها را 60 جلد اعلام می کند و آقای دکتر شهیدی، در مصاحبه ای مجموع آثار او را حدود 35 جلد گفتند و دوست ناشناخته ای، آنها را بالغ بر 90 جلد نوشته اند؟... و این در واقع نوعی نقص و عیب در «رجال شناسی معاصر» است که ما هنوز، از تعداد قطعی آثار یک شخصیت اسلامی، که تازه به چهلمین روز درگذشت او رسیده ایم، آگاهی قطعی نداریم... و به هر حال، من در اینجا فقط به ذکر نام آن قسمت از آثار استاد سعیدی می پردازم که نسخه ای از آن در کتابخانه ام موجود است... به امید آنکه، مؤسسه ای، نهادی یا ارگانی فرهنگی، به جمع آوری و نشر مجدد دوره کامل این آثار بپردازد:5

فهرست آثار استاد سعیدی:

1 ـ اسلام و طب جدید (عبدالعزیز اسماعیل پاشا)
2 ـ کمونیزم و اخلاق
3 ـ خطر جهود برای ایران و جهان اسلام
4 ـ برنامه انقلاب اسلامی (مودودی)
5 ـ اسلام و جاهلیت (مودودی)
6 ـ جنگ و صلح در اسلام (مجید خدّوری)
7 ـ رسول اکرم در میدان جنگ (پروفسور حمیدالله)
8 ـ پاکستان
9 ـ مسئله کشمیر
10 ـ متجاوز کیست؟
11 ـ قائد اعظم، محمد علی جناح (هکتور بولیتو)
12 ـ عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن ـ کتاب برگزیده سال 38 ـ (جان دیون پورت)
13 ـ اقبال شناسی ـ هنر و اندیشه دکتر اقبال لاهوری
14 ـ مبادی اسلام و فلسفه احکام (مودودی)
15 ـ زندگانی حضرت محمد(ص)
16 ـ فلسفه و تربیت (پروفسور احسان الله)
17 ـ عایشه همسر پیغمبر (نبیا ابوت)
18 ـ منشور جهانی اسلام (دکتر محمد رفیع الدین)
19 ـ ماجرای سقیفه (استاد مظفر)
20 ـ داستان هایی از زندگانی پیامبر (ممتاز احد)
21 ـ فرد و اجتماع (محمد قطب)
22 ـ جلوه حق در اندونزی
23 ـ عمار و یاسر (صدرالدین شرف الدین)
24 ـ اول اخلاق ما ـ بعد تمدن آنها (مودودی)
25 ـ پیمان جوانمردان
26 ـ وظیفه روشنفکران و دگرگونی ایدئولوژی ها
27 ـ فریاد فلسطین (پانزدهمین نشریه مؤسسه بعثت 1350)!
28 ـ منشور نهضت اسلام (مریم جمیله)
29 ـ جمال عبدالناصر «محمد حسنین هیکل»
30 ـ فلسفه اقبال
31 ـ الجزایر پیروز
32 ـ مسائل اسلامی (شامل چند رساله که بدون ذکر نام استاد منتشر شده است.)
33 ـ بزرگترین مرد تاریخ
34 ـ پیشرفت اسلام
35 ـ انگیزیسیون یا محکمه تفتیش عقاید
36 ـ ناسیونالیسم و انترناسیونالیسم
37 ـ مبانی اخلاقی برای جنبش اسلامی
38 ـ اسلام و غرب
39 ـ توطئه خاورشناسان
40 ـ مصاحبه (مجموعه گفتگوی محمود حکیمی با استاد)
41 ـ شالوده علوم جدید در اسلام
42 ـ جاذبه اسلام (مریم جمیله)
43 ـ سیّد جمال الدین، مفخر شرق (همین کتاب)

البته همان طور که ملاحظه می فرمایید، اغلب این آثار «ترجمه» است ولی باید یادآور شد که برای استاد سعیدی لقب «مؤلف» بودن مهم نبود، بلکه نشر اندیشه اسلامی، ولو از قلم و بیان دیگران، برای او هدف بود و در «اولویت» قرار داشت. و بعضی از رساله های فوق، نخست در مجله «فروغ علم» یا «مکتب تشیع» درج شده بود که بعداً به طور مستقل به چاپ رسید.

در پایان این «یادواره»؟ و یا مقدمه آخرین اثر مرحوم سعیدی اشاره به این نکته ضروری است که آخرین کتاب استاد: «زندگینامه مفخر شرق: سیّد جمال الدین اسدآبادی»، تاکنون به چاپ نرسیده و تنها نسخه آن با خط خود استاد، در نزد نگارنده موجود بود که هم اکنون برای نخستین بار به دست چاپ سپرده می شود.

پیدایش اندیشه نوشتن آن، از درخواست اینجانب برای اخذ مقاله ای از ایشان، برای جلد دوم «یادنامه سیّد جمال الدین اسدآبادی» (جلد اول آن در سال 1354 توسط دارالعلم قم چاپ شد) ناشی شد و استاد، بحث مفصل «احمد امین» را، ترجمه کرده و به من تحویل دادند تا پس از تکمیل و تنقیح، در یادنامه و یا به طور مستقل منتشر سازم و متأسفانه به علت کثرت کار، از سال 1354 تاکنون، این اثر در «بایگانی»! اینجانب باقی ماند، و درگذشت ایشان، سبب شد که به تصحیح و تکمیل آن بپردازم و به یاری حق همراه مطالب دیگری از ایشان، در این رابطه، یک جا به شکل کتاب مستقلی منتشر می گردد.6

استاد سعیدی در 1274 شمسی در اطراف «بیرجند» به دنیا آمد و پس از 94 سال زندگی توأم با پرهیزگاری و ایمان و علم و عمل، در 22 آذرماه 1367، در تهران به رحمت خدا پیوست. رحمه الله علیه رحمه واسعه و حشره الله مع الصدیقین والشهداء والصالحین. سید هادی خسروشاهی - حوزه علمیه قم ـ 30/10/67 
-----------------------------------------------------------------------------------
1. بحث درباره نقش مرحوم علامه طباطبایی، در ایجاد تحول علمی ـ فلسفی، در حوزه علمیه قم، نیازمند فرصت دیگری است.
2. مرحوم حاج سراج انصاری در تمامی حرکت های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دوران خود، حضور داشت و تشکیل «اتحادیه مسلمین ایران» و نشر مجله «مسلمین» در راستای اهداف اسلامی، به ویژه دفاع از مظلومین و مسلمانان دیگر بلاد اسلامی، بخشی از فعالیت های ایشان بود. سه کتاب معروف او تحت عنوان: «شیعه چه می گوید»، «نبرد با بی دینی» و «دین چیست و برای چیست؟» در پاسخ کسرویگری، در زمان خود نقش و تأثیر بسزایی داشت. هر سه کتاب فوق، پس از تجدیدنظر و تکمیل و اضافاتی از اینجانب، چندین بار در تبریز توسط انتشارات هاشمی منتشر شده است. آخرین کتاب مرحوم حاج سراج، «ماتریالیسم یا منشأ فساد» بود که جلد اول آن منتشر شد و بخشی از جلد دوم، در مجله مسلمین، دوره جدید درج گردید که متأسفانه با فوت ناگهانی وی، ناتمام ماند.
3. دکتر عبدالحسین کافی، علاوه بر آشنایی با علوم اسلامی و تألیف کتاب هایی در این رابطه، یکی از متخصصین معروف قلب در ایران و رئیس بخش قلب در بیمارستان جم بود. متأسفانه ایشان نیز در مهرماه 1367 درگذشت.
4. نویسندگان نخستین این دوره از روزنامه «وظیفه» عبارت بودند از: مرحوم آیت الله حاج میرزا خلیل کمره ای، محمد جناب زاده، شریف الدین رحمانی، دکتر سید جعفر شهیدی، سید غلامرضا سعیدی، علی دوانی، حیدرعلی قلمداران و بعدها، اینجانب و برادران گرامی: علی و محمد جواد حجتی کرمانی و ابوذر بیدار، محمد مجتهد شبستری، عباسعلی عمید زنجانی، زین العابدین قربانی و دیگر دوستان، به جمع نویسندگان آن پیوستند.
5. خوشبختانه کلبۀ شروق پذیرفت که مجموعه آثار استاد سعیدی را به تدریج منتشر سازد. هم اکنون نخستین جلد این مجموعه شامل تمامی مطلبی که مرحوم سعیدی درباره سید جمال الدین اسدآبادی نوشته و ترجمه کرده است. پس از تجدیدنظر کامل توسط اینجانب در اختیار علاقه مندان قرار می گیرد و جلد دوم که شامل مجموعه کتاب ها و مقالات استاد سعیدی درباره زندگی و اندیشه اقبال لاهوری است، با مقدمه و بازبینی راقم این سطور به زودی از سوی دفتر نشر ضمیمه همین کتاب منتشر خواهد شد. برای تکمیل و تنظیم بقیه آثار استاد سعیدی دوستان دیگری باید همت کنند تا نشر مجموعه آثار ادامه یابد...
6. مرحوم استاد سعیدی، مطالب را از جلد پنجم «فیض الخاطر» ترجمه کرده است، و البته این بحث استاد احمد امین، بعدها در کتاب فید وی «زعماء الاصلاح فی العصر الحدیث» چاپ قاهره ـ سال 1965 م ـ از صفحه 59 تا 120، نقل شده است. در بازبینی و تکمیل ترجمه استاد، گاهی به اصل مراجعه کردم و در پاره ای موارد، دیدم که مرحوم سعیدی، مطلب را، برای گریز از توضیح و اضافات، به طور ملخص ترجمه کرده است و من نیز به همان دلیل، از افزودن ترجمه آن قسمت ها، خودداری کردم. بخش بعدی کتاب ـ خاطرات ـ باز تاکنون چاپ نشده است. ولی «گفتگو با استاد» قبلاً در کتاب «یادنامه سیّد جمال الدین اسدآبادی» ـ جلد اول، چاپ قم 1354 ـ و کتاب «مصاحبه» درج شده که برای تکمیل بحث، به نقل آن اقدام شد. بخش کوتاه «خاطراتی چند...» در 50 سال پیش، ضمیمه ترجمه دو نامه از سیّد جمال الدین اسدآبادی، چاپ شده بود که به تناسب موضوع و به علت در دسترس نبودن آن رساله به نقل آن مبادرت کردیم. دو نامه مزبور، توسط استاد دکتر سیّد جعفر شهیدی، در آن زمان ترجمه و توسط انتشارات «حافظ» منتشر شده است که نسخه ای از آن در کتابخانه اینجانب موجود است.

صفحات -> 1 - 2

4.7/5 امتياز (3)
نظرات
نام
نام خانوادگي
نشاني پست الكترونيكي
متن