اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَهِ وَفي كُلِّ ساعَهٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَناصِراً وَ دَليلاًوَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً     
 
ويژه نامه
 
يادمان استاد خسروشاهي رحمت الله عليه
 
 
 
 
 
 
نوع خاطره : علما و مراجع


آيت اللَّه‏العظمى آقاى ابوالقاسم موسوى خوئى در نيمه ماه رجب 1317 ه ق در شهر خوى - در آذربايجان غربى - در يك خانه علم و تقوا، فضيلت و روحانيت به دنيا آمد. پدر بزرگوارش مرحوم آيت اللَّه آقا سيد على اكبر خوئى از علماى برجسته و از شاگردان مرحوم آيت اللَّه مامقانى در نجف بود كه پس از فراغت از تحصيل به زادگاه خود بازگشته و به ارشاد مردم و تبليغ دين اشتغال داشت، ولى پس از آغاز حركت مشروطيت زادگاه خود را به عزم سكونت در نجف ترك گفت و پس از دو سال آيت اللَّه خوئى به همراه برادر خود در نجف به پدر پيوست و در آنجا اقامت گزيد.

آيت اللَّه خوئى به هنگام ورود به نجف سيزده سال بيشتر نداشت و در مدت كوتاهى آموزش ادبيات عرب و منطق و سطوح عالى را به پايان رساند و در حدود بيست سالگى شايستگى آن را يافت كه در درس خارج استاد بزرگ حوزه نجف يعنى مرحوم آيت اللَّه شيخ الشريعه اصفهانى، حاضر شود و به همين دليل وى را در سال 1338 هجرى قمرى، در جرگه شاگردان آن مرد بزرگ مى‏بينيم. آيت اللَّه خوئى از اساتيد و مشايخ بزرگ خود در فقه و اصول در كتاب «معجم رجال الحديث » چنين ياد مى‏كند:

من در نزد اساتيد و مشايخ زيادى علم و دانش فرا گرفته‏ام ولى در ميان آنها پنج نفر را نام مى‏برم كه عبارتند از:
1- آيت اللَّه شيخ فتح اللَّه معروف به شيخ الشريعه اصفهانى (متوفى 1338 ه ق).
2- آيت اللَّه شيخ مهدى مازندرانى.
3- آيت اللَّه شيخ ضياء الدين عراقى -1361-1289).
4- آيت اللَّه شيخ محمد حسين اصفهانى معروف به كمپانى (1361-1296).
5- آيت اللَّه شيخ محمد حسين نائينى (1355-1273).

من از دو استاد اخير بيش از همه استفاده كرده‏ام. نه تنها در درس آن دو حاضر مى‏شدم بلكه درس آنان را براى ديگران تقرير مي­نمودم ودر جلسه تقرير، گروهى از فضلا شركت مى‏كردند. مرحوم نائينى آخرين استاد من است كه تا آخر عمر ملازم محضر او بودم و از وى اجازه روايت نيز دريافت كرده‏ام. او به من اجازه داد كه كتب اربعه را از ايشان نقل كنم كه ايشان نيز از شيخ خود محدث نورى (1320-1254) و او از شيخ انصارى نقل مى‏كرده‏اند و طريق شيخ انصارى در نقل روايات واضح است.

علاوه بر اساتيد و مشايخ در فقه و اصول، آيت اللَّه خوئى در نزد مشايخ و استاتيد ديگرى به تلمذ علوم و فنون ديگر اسلامى پرداخته است كه به نام چند نفر از آنها اشاره‏اى مى‏كنيم:

1- آيت اللَّه شيخ محمد جواد بلاغى (1352-1282ه) وى استاد علم كلام عقايد و تفسير بود و در عصر خود در حوزه نجف اشرف بى‏نظير به حساب مى‏آمد. آثار علمى ايشان در پاسخ مسيحيان و ماديگرايان همچنان مورد استفاده اهل تحقيق است و مرحوم آيت للَّه خوئى در علم كلام و عقايد و تفسير، از شاگردان برجسته اين استاد بزرگ به شمار مى‏روند.
2- آيت اللَّه سيد ابوتراب خوانسارى. وى در علم رجال و درايه تبحر خاصى داشت و در حوزه علميه نجف، طليعه دار اين علم بشمار مى‏رفت و يكى از اساتيد مرحوم آيت اللَّه خوئى در اين رشته از علوم اسلامى است.
3- آيت اللَّه سيد ابوالقاسم خوانسارى كه رياضى دان عصر خود بود و در رياضيات عالى، استاد آيت اللَّه خوئى محسوب مى‏شود.
4- آيت اللَّه سيد حسين بادكوبه‏اى كه استاد بلامنازع فلسفه و عرفان در نجف اشرف بود و آيت اللَّه خوئى دو رشته مزبور را در نزد وى آموخته است.
5- آيت اللَّه سيد على قاضى. عارف و سالك عصر، كه شاگردان ممتازى را پرورش داد و بى شك نقش عمده و اساسى در مراحل سير و سلوك آيت اللَّه خوئى بعهده داشت...

... در اينجا بايد گفت كه آيت اللَّه خوئى وقتى وارد نجف اشرف شد در واقع يك نوجوان 14 ساله بود كه به خواندن مقدمات و سطوح پرداخت ولى از همان آغاز، نبوغ و ذكاوت در سيماى وى آشكار بود و در محافل علمى حوزه، اين نوجوان بعنوان يك طلبه فاضل، خوش فهم، تلاشگر و كوشا، جلوه نمود و به حسن شهرت و فوق العاده بودن، معروف شد. به نوشته استاد سبحانى: او از سه قوه و استعداد روحى فوق العاده برخوردار بود كه كمتر اين سه قوه در يك فرد جمع مى‏شوند:

1- فهم و هوش و دريافتن مطالب به صورت صحيح .
2- حفظ و ضبط مطالب بدون آنكه با مرور زمان فراموش شود.
3- تصرف و موشكافى در مطالب و در نتيجه: نوآورى.(1)

مرحوم آيت اللَّه خوئى از دوران جوانى به نبوغ و استعداد فوق العاده و حفظ و ضبط و تصرف وابتكار و نوآورى معروف بود و همين سه عامل بود كه در سنين سى سالگى او را جزوء مدرسان « خارج » ساخت تا آنجا كه شاگردان آن مرحوم مى‏گويند: وى از سال 1350 ه ق بحث خارج را آغاز نمود كه در آن گروهى از فضلا شركت مى‏كردند. و اين حكايت از اين دارد كه آن مرحوم چه اندازه جودت فهم و استعداد عالى داشته و چه قدر در تحصيل علم و دانش ساعى و كوشا بوده كه توانسته است در جوانى به درجه رفيع اجتهاد مطلق نايل شود و بر عالى‏ترين كرسى تدريس حوزه علميه نجف، تكيه بزند.

بى مناسبت نيست در اينجا اشاره شود كه دوران تحصيل آيت اللَّه خوئى، همراه با رفاه و آسايش و تأمين زندگى مختصر مادى طلبگى نبوده بلكه ايشان، مانند ديگر طلاب و محصلين حوزه‏هاى علميه، و مراجع عظام، دوران طلبگى و تحصيل را با سختى و عسرت گذرانيده و حتى با قبول « نماز استيجارى » و يا انجام « زيارت نيابتى » هزينه تحصيل و زندگى خود را تأمين مى‏كرده است.

در ميان اسناد خانوادگى ما، سندى از هفتاد و دو سال پيش - يعنى در همان اوج شكوفايى تحصيل و تدريس و اجتهاد آيت اللَّه خوئى - وجود دارد كه نشان مى‏دهد كه ايشان با قبول انجام زيارت، بخشى از هزينه تحصيل خود را تأمين مى‏كرده است... قبوض موجود از مرحوم آيت اللَّه مامقانى و سپس از طلاب فاضل ان دوران، نشان مى‏دهد كه عليرغم ادعاهاى دشمنان يا معاندان، تحصيل علوم اسلامى هيچگاه با رفاه و منظورهاى مادى و دنيوى همراه نبوده است...

بهرحال: آيت اللَّه خوئى از همان زمان جوانى كرسى تدريس خارج را در حوزه علميه نجف در اختيار داشت و تا اين اواخر هم، عليرغم اشتغالات مرجعيت، همچنان كار اصلى او تدريس، تأليف و تربيت شاگردان برجسته در علوم اسلامى، بوده است.

ويژگى‏ها و آثار علمى

هر مرجعى در زندگى خويش ويژگيهايى دارد و اين مرجع عاليقدر، علاقه بيشترى به تدريس و تأليف و تربيت استاد و فقيه داشته است، از اين جهت مى‏بينيم كه در اين مدت 70 سال (1410-1340 ه ق) كه قدرت و توانايى تدريس داشت، صدها مجتهد مطلق و استاد ارزنده كه هر يك مى‏تواند حوزه فقهى شيعه را اداره نمايد، در حوزه خود پرورش داد و هم اكنون عده‏اى از آنان در نجف و بلاد عراق و ايران و لبنان و پاكستان و كشورهاى ديگر عهده‏دار وظايف سنگين هستند و برخى از آنان چون شهيد آيت اللَّه سيد محمد باقر صدر به درجه رفيع شهادت نايل آمدند و غالب آنان دروس استاد خويش را به رشته تحرير درآورده‏اند كه شرايط حاكم بر عراق اجازه طبع اغلب آنها را نداده است. اما در عين حال، در قلمرو « اصول » و « فقه » از اين استاد بزرگ آثار زيادى چه به قلم خويش و چه به قلم شاگردانش منتشر شده كه بدون اغراق بايد گفت كه در تاريخ مرجعيت شيعه بى نظير است.

آيت اللَّه خامنه‏اى، مقام محترم رهبرى، در اشاره به اين ويژگى مرحوم آيت اللَّه خوئى مى‏گويند:  « بايد ياد نيكى از عالم بزرگوار و مرجع عظيم الشأنى كه اخيراً رحلت كردند يعنى مرحوم آيت للَّه العظمى آقاى خوئى بكنيم، ما به ايشان نه از ديد يك مرجع، بلكه از ديد يك محقق، مؤلف و مدرس موفق نگاه مى‏كنيم. آنچه كه درباره اين بزرگوار و امثال ايشان غالباً بعد از وفات صحبت مى‏شود، جنبه‏هاى مربوط به مرجعيت اين بزرگواران است، در حالى كه آنچه در زندگى اين افراد و شخصيتهاى برجسته، اهم است خصوصياتى است كه مستقيماً به مرجعيت آنها، مربوط نيست بلكه مى‏شود گفت مرجعيت آنها ناشى از آن خصوصيات است و آن همان جنبه علمى، تحقيقى تدريسى و كار موفق و پيگير آنان در اين زمينه است. اگر شما به زندگى اين بزرگوار نگاه كنيد مى‏بينيد حداقل در سه رشته علمى و درس مهم، داراى فرآورده‏هاى تحقيقى هستند كه يكى فقه، ديگرى اصول و سومى رجال است. اين همه كتابهاى فقهى و اصولى كه شاگردان ايشان نوشته‏اند، همه از كلمات ايشان است و شما به اينها اضافه كنيد آنچه را كه از قلم خود ايشان مستقيماً صادر شده است. كتاب بزرگ كم نظير رجالى ايشان كه ظاهراً آن در سالهاى اواخر عمرشان نوشته‏اند - چون ذكر مى‏كنند كه من اين كتاب را با اشتغال زياد و در دوران پيرى مى‏نويسم - يك فرآورده علمى عظيم است. حال شما ببينيد يك عالمى كه اين مقدار فرآورده علمى دارد چقدر مى‏تواند تأثير در حوزه‏هاى علمى نه فقط در زمان خود، بكله حتى بعد از زمان خود بگذارد. »

اينك، ما در اين فرصت كوتاه، به بررسى اجمالى بخشى از آثار گرانبها، تقريرات و تأليفات ارزشمند اين مرجع بزرگوار مى‏پردازيم:

1- التنقيح: تقرير استاد، شيخ على غروى تبريزى، از دروس آيت اللَّه خوئى است كه تاكنون 9 جلد از آن - در مباحث اجتهاد، تقليد، طهارت و صلاة - به طبع رسيده است.
2- مستند العروة الوثقى: نگرش استاد حاج شيخ مرتضى بروجردى . اين كتاب نيز تقريرات استاد اعظم آيت اللَّه خوئى به موازات كتاب « التنقيح » است، ولى چون مباحث مربوط به اجتهاد و تقليد و طهارت در كتاب « التنقيح » آمده است، وى انتشار تقريرات خود را از كتاب « صلاة » آغاز نموده و تاكنون 5 جلد آن را منتشر ساخته و همچنين مباحث مربوط به « صوم » را در دو جلد و « اجاره » را در يك جلد منتشر كرده است.
3- معتمد العروة الوثقى: نگارش استاد سيد رضا خلخالى . اين عالم بزرگوار كه هم اكنون در زندان بعثيها به سر مى‏برد، مباحث استاد خود را در رابطه با مسائل « حج » در 5 مجلد منتشر نموده است.
4- مبانى العروة الوثقى: از فرزند دانشمند آن فقيد سعيد آقاى سيدمحمد تقى است كه درسهاى فقهى والد خود را درباره « نكاح »، « مساقات »، « مضاربه »، « مزارعه »، « غصب » و... در چهار جلد به نام فوق، منتشر ساخته است.
5- فقه الشيعه: از سيد مهدى خلخالى. اين مرد دانشمند نيز تقريرات درس استاد خود را در مباحث مربوط به « اجتهاد و تقليد و طهارت » و... در 5 جلد منتشر ساخته است.
6- منهاج الصالحين: يك دوره متن فقهى است كه به قلم خود حضرت آيت اللَّه خوئى است و تاكنون چندين بار در دو مجلد، به زيور طبع آراسته شده است.
7- تكلمة المنهاج: اين كتاب حاوى مسائلى است كه در منهاج الصالحين نيامده است.
8- مبانى التكملة: در اين كتاب، مسائل « تكملة المنهاج » به صورت استدلالى مطرح شده و قسمتى از احكام مربوط به « حدود وديات و قضا و شهادات » كه متن آنها در منهاج الصالحين نيست، نقل شده است.
9- حاشية العروة الوثقى: در اين كتاب حواشى معظم له، به طور مستقل با متن عروة الوثقى، چاپ شده است.

صفحات -> 1 - 2

0/5 امتياز (0)
نظرات
نام
نام خانوادگي
نشاني پست الكترونيكي
متن