اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَهِ وَفي كُلِّ ساعَهٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَناصِراً وَ دَليلاًوَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً     
 
ويژه نامه
 
ويژه نامه بهاييت
 
 
 
 
 
 

 روابط ايران و مصر از ديدگاه استاد سيد هادي خسروشاهي

منبع اخبار : روزنامه كارگزاران


مقدمه: پس از امضاي توافقنامه صلح كمپ ديويد بين مصر و اسرائيل رابطه ديپلماتيك ايران و مصر كاهش يافت و تا سطح «حافظ منافع» رسيد. اما ايران و مصر دو كشور مهم خاورميانه و جهان اسلام هستند از اين رو نمي‌تواند ارتباطات ديپلماتيك اين دو كشور كه يكي دروازه آسيا و ديگري دروازه آفريقاست تنها در حد باريكه‌اي حفظ شود. در اين زمينه با حجت‌الاسلام والمسلمين سيد هادي خسروشاهي كه چند سال به عنوان رئيس دفتر سياسي ايران در مصر مأموريت داشت به گفت‌وگو پرداختيم. او در اين گفت‌وگو به مهمترين مانع برقراري مراودات گسترده ديپلماتيك بين دو كشور اشاره مي‌كند. از نظر او سازمان امنيت مصر عامل اصلي اين مشكل است و به تعبير او تمام راه‌ها به رم يا همان سازمان امنيت ختم مي‌شود. (فرشاد قربانپور )

                                                                         ***
مراودات ديپلماتيك گسترده بين ايران و مصر سال‌هاست كه قطع شده است. آيا اكنون نبايد به چنين مسئله‌اي خاتمه داد و ارتباطي مجدد را پي‌ريزي كرد يا اينكه همچنان بايد دوري دو كشور اسلامي از يكديگر را شاهد باشيم؟

در ابتدا بايد اشاره كرد كه قطع رابطه ديپلماتيك بين ايران و مصر به دستور حضرت امام خميني(ره) صورت گرفت. اين مسئله در پي به رسميت شناختن اسرائيل از سوي انور سادات رئيس جمهور مصر صورت گرفت. (انور سادات با امضاي قرارداد صلح كمپ ديويد اولين كشور عربي بود كه اسرائيل را به رسميت شناخت). اين اقدام انور سادات در آن زمان موجب وهن مسلمانان شد از اين رو در آن مقطع دستور حضرت امام خميني مبني بر قطع ارتباط با مصر مصلحت اسلام و مسلمين تلقي مي‌شد اما بايد توجه داشته باشيم كه اين امور در سياست «الي يوم القيامه»! نيست. حتي حضرت امام در وصيت‌نامه خودشان در مورد آل سعود نوشته‌اند: «اگر ما از صدام بگذريم نمي‌توانيم از آل‌سعود بگذريم.» اما بعدها مصلحت اسلام ايجاب كرد كه رابطه با آل‌سعود به آن صورت مطرح نشود. وضعيت مصر هم بايد بر همين اساس باشد. اگر بگوييم كه قطع رابطه با مصر در آن مقطع زماني ضروري بود و در اين نيز شكي نيست، امروز معلوم نيست ادامه همان روند صحيح باشد. از اين رو امروز مي‌توان به خاطر مصالح اسلام و مسلمين به شكل ديگري مطرح كرد.

با توجه به تأكيد مكرري كه از سوي مقام‌هاي ايراني و مصري مبني بر ايجاد زمينه‌هاي رابطه ديپلماتيك عالي بين دو كشور مطرح مي‌شود چرا تلاش‌ها تاكنون ناكام بوده و روابط ديپلماتيك عالي برقرار نشده است؟

به نظر من در مراحل بعدي، ايجاد زمينه‌هاي مراودات ديپلماتيك به رغم رفتارها و برنامه‌هاي قبلي در ايران، طي سال‌هاي اخير موضع ايران تغيير كرد و تمايل خاصي بر برقراري اين روابط به وجود آمد. از نظر سياست جديد ايران كه از چند سال قبل و از زمان آقاي خاتمي مطرح شده بود مصلحت اسلام و مسلمين در ايجاد ارتباط مجدد بين ايران و مصر بود. مصر 70 ميليون جمعيت دارد و كشور تأثيرگذار آفريقاست و همچنين اين كشور با تمام كشورهاي عربي روابط حسنه‌اي دارند و از لحاظ فرهنگي شرايط بسيار ويژه‌اي دارند. به عنوان مثال در دانشگاه «الازهر» از 120 كشور دنيا دانشجو حضور دارند. اگر ايران با جمعيتي معادل جمعيت مصر (70 ميليون) و مصر روابط خوبي داشتند مي‌توانستيم از اين زمينه‌ها استفاده كنيم. به ويژه مصر كشور مهمي در بحث تقريب بين مذاهب اسلامي است. اما با وجود تعامل بعدي ايران، مصري‌ها پيشنهادهاي خاصي كردند كه يكي از آنها تغيير نام خيابان خالد اسلامبولي بود كه بالاخره از سوي ايران پذيرفته شد.
 
 اما پس از اين مسئله، باز هم مصري‌ها بهانه ديگر آوردند. البته در قاهره هم ميداني قرار داشت كه به نام يكي از وابستگان پهلوي نامگذاري شده بود، اما مصري‌ها چند سال قبل اسم آن ميدان را تغيير دادند. البته در اين رابطه من با شخصيت‌هاي برجسته‌اي در مصر گفت‌وگو كردم. تمام اين افراد تأثيرگذار كه تا سطح معاون آقاي مبارك هم بودند، همه تأكيد داشتند كه علاقمند به ايجاد روابط بودند، ولي پرونده ارتباط ايران و مصر در اختيار دستگاه ديپلماسي و وزارت امور خارجه مصر قرار ندارد. حتي سال گذشته آقاي دكتر «حسن فعه» از استادان دانشگاه قاهره در گفت‌وگو با شبكه الجزيره گفت: «مادام كه پرونده از سازمان امنيت خارج نشده است وزارت خارجه هيچ كاري نمي‌تواند انجام دهد.» و مسئول اصلي اين پرونده هم آقاي «عمر سليمان» رئيس سازمان امنيت است. به نظر من آقاي حسني مبارك هم براي ايجاد ارتباطات مجدد ديپلماتيك بين ايران و مصر تمايل داشت، اما در اين مسير دو مشكل وجود دارد. اول اينكه مصري‌ها روابط صميمانه‌اي با اسرائيل و آمريكا دارند كه اين موضوع بر مسئله رابطه با ايران تأثير مي‌گذارد. مصري‌ها از اين زاويه منافع خود را در اين ديدند كه در شرايط فعلي اقدامي براي بهبود رابطه با ايران صورت ندهند. همچنين مشكل ديگر اين است كه پرونده رابطه با ايران در بخش مصري، در موضع اصلي خود قرار ندارد. پرونده مصر و ايران هم بايد در دستگاه‌هاي ديپلماتيك يكديگر بررسي شود نه در دستگاه سازمان امنيت مصر.
 
البته نيروهاي امنيتي مصر هم نگراني‌هايي در مورد ايران دارند. يكي از اين موارد برمي‌گردد به مسئله تروريسم. آنها گمان مي‌كردند كه اتهامات وارده به ايران در مورد نگهداري و كمك به تندروهاي اسلامي صحت دارد. اما ايران چندين بار براي توضيح و روشن شدن قضيه، به مصر پيغام فرستاد. همچنين افرادي از مصر براي تحقيق به ايران آمدند و خلاف ادعاهاي آنان ثابت شد... آنان گمان مي‌كردند برخي تندروها جهاد اسلامي مصر از افغانستان به ايران آمده‌اند و متأسفانه اين مشكل اصلي هنوز پابرجاست و سازمان امنيت مصر در مورد پرونده ملاحظاتي دارد.

شايد اين مشكلات بهانه باشد و درواقع تمايلي براي ايجاد رابطه از سوي طرف مصري وجود نداشته باشد؟

نه خير. تمايل شديدي نسبت به ايجاد اين رابطه وجود دارد. اكثر رجال و نهادهاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي، علمي، احزاب و حتي احزاب سكولار و احزاب ناصري موافق برقراري مراودات ديپلماتيك در سطح عالي هستند. من در مدت مأموريت‌ خود در مصر با همه اين افراد در تماس بودم. آنها مشتاق روابط با ايران هستند. اما اصطلاحاً «همه راه‌ها به رم ختم مي‌شود» كه در آنجا، همان اداره «امن العام» يا سازمان امنيت باشد، گير مي‌كند.

اما اكنون نمايندگان مجلس مصر خواستار برقراري اين رابطه شده‌اند؟

اگر نمايندگان مجلس مصر خواستار برقراري اين رابطه شده‌اند و گفته‌اند نمايندگان ايران و مصر بر سر ميز گفت‌وگو بنشينند امري قابل توجه و مثبت است. البته اخيراً آقاي لاريجاني به مصر رفتند و پس از او هم آقاي حداد عادل به مصر خواهد رفت. پيش از اين هم آقاي خاتمي به مصر رفته بودند. اگر آنها واقعاً دنبال برقراري رابطه دوستانه هستند، مي‌توانستند صادقانه و صميمانه بيايند اين مسئله را مطرح كنند. مثلاً در دولت قبلي، آقاي خاتمي و آقاي مبارك در نيويورك ملاقاتي با هم داشتند، اما آقاي مبارك حاضر نشدند در كنفرانس خبري پس از اين ديدار در مورد آغاز روابط ديپلماتيك با ايران سخني بگويد در حالي كه آقاي بوتفليقه، رئيس جمهور كشور همسايه مصر يعني الجزاير پس از ديدار با آقاي خاتمي از همانجا اعلام كرد روابط تهران و الجزيره مجدداً به سطح عالي باز خواهد گشت. اگر آقاي مبارك در همان زمان چنين گامي برمي‌داشت بسياري از مشكلات مرتفع مي‌شد. اما به هر حال در موقعيت فعلي اگر مجلس مصر اين زور و توان را دارد كه سازمان امنيت مصر را راضي كند، از سوي ايران مشكلي ديده نمي‌شود.

به نظر شما سفر آقاي لاريجاني به مصر در راستاي گسترش روابط با مصر بود؟

من پس از اين سفر با آقاي لاريجاني ملاقاتي نداشته‌ام. اما ملاقات‌هايي كه ايشان در خلال سفر به مصر انجام دادند مسئله را از حالت يك سفر شخصي خارج مي‌كند. آقاي لاريجاني يك شخصيت سياسي است و نمي‌تواند سفر ايشان حتي اگر شخصي هم باشد در همان حد ارزيابي شود. ايشان حتي با آقاي «عمر سليمان» كه رئيس سازمان امنيت است، ديدار كرد و ديدار با «مبارك»، «ابوالغيط»، «عمروموسي» و شيخ ازهر نشان مي‌دهد كه مسائل ديگري هم بايد طرح شده باشد كه البته من از آنها خبري ندارم.

شما گفتيد مسئول اصلي پرونده ايران در مصر آقاي «عمر سليمان»، رئيس سازمان امنيت است از اين رو ديدار عضو شوراي عالي امنيت ملي ايران با اين مقام امنيتي مصر مي‌تواند تأثير مثبتي روي پرونده ايران داشته باشد.

من هم چنين تصوري دارم، اما نمي‌دانم اختيارات آقاي عمر سليمان و... در اين مورد به خصوص، تا چه حدي است؟ اما تا جايي كه من اطلاع دارم، آقاي حسني مبارك هم شخصاً متمايل به انجام اين كار هستند. پيش از اين در ضيافت شام اجلاس «دي هشت» كه من و آقاي دكتر خرازي شركت داشتيم آقاي مبارك به من گفتند «ما علاقه بسياري به برقراري روابط با ايران داريم و اي كاش آقاي خاتمي مي‌آمد و اين مشكل حل مي‌شد». (آقاي خاتمي در اجلاس دي هشت شركت نكرده بود). من هم گفتم آمدن آقاي خاتمي براي حل اين مشكل مقدور است كه آقاي مبارك استقبال كرده و گفت كه بررسي مي‌كنيم، اما نتيجه اين بررسي هرگز مشخص نشد، شايد اين بررسي هم به «رم» (سازمان امنيت) رفته و گير كرده باشد.

شما چند سال در قاهره حضور داشتيد و طيف‌هاي مختلف رجال مصري را مي‌شناسيد. به نظر شما كدام طيف از رجال مصري مخالف برقراري مراودات ديپلماتيك گسترده با ايران هستند؟ اساساً در ميان مقام‌هاي مصري، ايران مخالف جدي ندارد. در ميان ملت مصر كه اصلاً هيچ مخالفي نداريم. مصري‌ها ملت دوستدار ايران هستند. مصري‌ها از محبان اهل‌بيت هستند. بسياري از خانواده‌هاي مصري ـ اشراف ـ يعني سادات هستند. اساساً من هيچ مقام مصري مخالف ايران جز مشكلي كه سازمان امنيت مصر ايجاد مي‌كند، نديدم.

پيش از اين وزير امور خارجه مصر اعلام كرده بود مشكل ما با ايران شما در سطح تغيير نام خيابان نيست، بلكه مشكل بزرگ ما در حيطه مشكل اعراب با ايران است و ايران بايد جزاير ايراني خليج فارس را به امارات بازگرداند و از اين دست مسائل. به نظر شما اين نوع خواسته‌هاي شوونيستي عربي تا چه حد در ميان مقام‌هاي مصري طرفدار دارد؟

مسئله‌اي كه ايشان مطرح كرده است چيز جديدي نيست. اعراب هميشه در بيانيه‌هاي خود اين مسائل را مورد تأكيد قرار مي‌دهند. اما طرفداران اين بحث در ميان مقام‌هاي مصري به آن شدت كه ما تصور مي‌كنيم، اصلاً در مصر مطرح نيست. در طول مدت خدمت در مصر، در كل ملاقات‌ها با مقام‌هاي مصري حتي يك نفر هم به من نگفت چرا شما ايراني‌ها اين جزاير را به امارات پس نمي‌دهيد؟ البته آنها در بيانيه‌ها اين مسئله را مورد تأكيد قرار مي‌دهند و اين تنها به خاطر سياست‌هاي كلي عربي است ولي سياست مهم، محوري و راهبري آنها نيست. مسئله جزاير اصلاً براي مصر مهم نيست. چرا كه كنار گوش خودشان شاهد فلسطين اشغال شده هستند. آنها اگر خواستار آزادسازي بلاد عربي هستند اول بايد مشكل فلسطين را حل كنند. از سوي ديگر اختلاف مرزي و جزيره‌اي هم بين همه كشورهاي خليج فارس وجود دارد. كويت با عربستان و همچنين بحرين، امارات، يمن و... با يكديگر اختلافات مرزي دارند. حتي مطلبي را حاكم «شارجه» در روزنامه الاهرام چاپ كرده بود، مبني بر اينكه ما از حق خودمان در مورد جزاير سه‌گانه خليج فارس گذشت مي‌كنيم به شرطي كه ايران سالانه چند هزار پوند به ما پول بدهد. اگر آنها واقعاً حقي در جزاير داشتند كه به چند هزار پوند نمي‌فروختند. به هر حال مسئله جزاير در مصر وجود ندارد و تنها در بيانيه‌ها به دليل سياست عربي و اعلام حضور در اتحاديه عرب تأكيد مي‌شود.
 
ايران و مصر هيچ چاره‌اي جز برقراري مراودات ديپلماتيك گسترده و عالي ندارند. در اين صورت آيا مي‌توان نزديكي بين ايران، مصر و عربستان را مقدمه تشكيل قطب قدرتمند در جهان اسلام تلقي كرد؟

نزديكي و همكاري بين مصر، ايران و عربستان قطعاً در كل منطقه و جهان اسلام تأثير مي‌گذارد. عربستان در كشورهاي عربي حوزه خليج فارس نفوذ دارد و مصر هم با آن قدرت تاريخي و فرهنگي و ارتباط گسترده با كشورهاي آفريقايي و اسلامي، كشور بسيار تأثيرگذاري است. ايران هم با سابقه تاريخي طولاني و اهميت ديني و قرار گرفتن در موقعيت ويژه جغرافيايي، فرهنگي و سياسي مي‌تواند عضو مهم اين قطب باشد. اين سه كشور اگر به هم نزديك شوند يقيناً اوضاع منطقه و جهان اسلام به نفع كشورهاي منطقه تغيير خواهد كرد. تحقق اين امر به گسترش همكاري‌هاي منطقه‌اي، اقتصادي، سياسي، امنيتي و... منتهي خواهد شد.

0/5 امتياز (0)
نظرات
نام
نام خانوادگي
نشاني پست الكترونيكي
متن