اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَهِ وَفي كُلِّ ساعَهٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَناصِراً وَ دَليلاًوَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً     
 
ويژه نامه
 
يادمان استاد خسروشاهي رحمت الله عليه
 
 
 
 
 
 

 ايران و رژيم صهيونيستي در دوره پهلوي دوم(قسمت سوم)

نويسنده : استاد سيد هادي خسروشاهي
موضوع : سياسي


همکاری‌های مشترک نظامی، امنیتی و اطلاعاتی ایران و اسرائیل
شاه و رژیم صهیونیستی به منظور تأمین منافع مشترک و مقابله با تهدیدات مشترک بر ضرورت تماس دستگاه‌های اطلاعاتی دو کشور تأکید داشتند. زمینه‌ها و عوامل دیگری نیز در توسعه ارتباطات امنیتی و اطلاعاتی دو کشور مؤثر بود:
 
1- همکاری ساواک و موساد با سازمان سیا و 6mi – انگلیس - جهت مقابله با عملیات سازمان اطلاعات شوروی K.G.B
2- همکاری ساواک و موساد در زمینه جمع‌آوری اطلاعات. درباره تحرکات قومی‌گرایان عرب در منطقه خاورمیانه و نیز پیرامون تبلیغات کمونیسمم منطقه‌ای.
3- استفاده ساواک از تجربه موساد در زمینه‌های مختلف اطلاعاتی.
4- استفاده ساواک از تخصص و کارآیی کارشناسان اطلاعاتی موساد همچنین استفاده ایران از فناوری تجهیزات فنی موساد جهت جمع‌آوری اطلاعات.
5- توجه خاص شاه به توسعه توان دفاعی و نظامی ایران و گرایش وی به سمت میلیتاریسم، بستر مناسب دیگری برای توسعه همکاری نظامی میان شاه و رژیم صهیونیستی بود... در فاصله سال‌های 1340-1332 ایران بیش از 440 میلیون دلار صرف خرید تسهیلات از آمریکا نمود و در فاصله 1349-1344 شاه به مبلغ یک میلیارد و ششصد میلیون دلار از آمریکا تجهیزات نظامی خرید.
 
البته عوامل چند، نقش مهمی در گرایش شاه به خرید اسلحه و توسعه بنیه نظامی ایران داشت از آن جمله است:
 
1- ناامیدی ایران از کارآیی پیمان سنتو (در جنگ هند و پاکستان در سال 1344 هـ ش آمریکا بی‌طرفی! خود را اعلام و کمک‌های تسلیحاتی خود را به پاکستان قطع نمود.)
2- اعلام تصمیم انگلیس در دی‌ماه 1346 مبنی بر خروج نیروهای انگلیس از خلیج فارس تا پایان 1350 هـ ش بنابراین سرمایه‌گذاری بیشتر شاه در بخش نظامی و تسلیحاتی موجبات ظهور ایران به‌عنوان یک ژاندارم مقتدر بود که قرار شد! امنیت خلیج فارس را تأمین نماید! نقش رژیم شاه وعربستان در پرتو دکترین نیکسون به‌عنوان دو پایه امنیت منطقه خلیج فارس، مشخص شده بود. و شاه به نمایندگی از طرف آمریکا با خرید تسلیحات و تجهیزات نظامی توانست به‌عنوان ژندارم منطقه تثبیت شود.
3- کودتا در 4 مهر1341 ش. در یمن توسط سرهنگ عبدالله سلام که طرفدار قومی‌گرائی عربی بود، کشورهای محافظه‌کار منطقه از جمله ایران را نگران کرد. شاه در این موقع به کمک سلطنت‌طلبان یمن پرداخت تا از پیروزی جمهوری‌خواهان یمن جلوگیری کند.
4- از نظر آمریکا، ایران و اسرائیل دو متحد ارزشمند و راهبردی در منطقه خاورمیانه و اقیانوس هند محسوب می‌شوند.
 
بنابراین تقویت همه‌جانبه آن دو، از لحاظ آمریکا حائز اهمیت بود. از دیدگاه راهبردی آمریکا ایران و اسرائیل می‌توانند:
 
الف: در مقابل توسعه کمونیزم منطقه‌ای و نفوذ شوروی در خاورمیانه و آفریقا همچون سدی عمل کنند.
ب: این دو کشور می‌توانند نگهبان جریان آزاد نفت از خاورمیانه به‌سوی کشورهای صنعتی غرب باشند. در این میان شاه در زمینه نظامی همکاری‌های گوناگونی با رژیم اسرائیل داشت از جمله:
1- همکاری‌های راهبردی نظامی در صورت حمله یکی از کشورهای عربی به یکی از دو رژیم.
2- استفاده از تجارب صهیونیست‌ها در زمینه مدرنیزه کردن تجهیزات نظامی ایران.
3- بهره‌گیری از مشاورین نظامی رژيم صهیونیستی و خرید برخی اقلام نظامی ساخت رژیم صهیونیستی. ایران در این زمینه نقش رژیم صهیونیستی را به‌عنوان منبع معتبر و قابل اطمینان برای خریدهای تسلیحاتی و مشاوره نظامی پذیرفته بود.

ایران در زمینه خرید تسلیحات از رژیم صهیونیستی چندین قرارداد با آن رژیم منعقد کرد، از جمله خرید اسلحه خودکار «یوزی». قرارداد تعمیر و سرویس هواپیماهای جنگنده از نوع. 16F، خرید توپ 106 ضد تانک، خرید خمپاره سنگین 120 میلیمتری.

در بهار سال 1356 هـ ش زمانی که شیمون پرز وزیر دفاع رژیم صهیونیستی بود، توافقنامه‌ای میان دو رژیم در زمینه پروژه تولید موشک بالستیک با کلاهک 750 کیلوگرمی که دارای کاربردی اتمی نیز بود! به امضا رسید.

پروژه مزبور به «فلاور» یاگل! موسوم بود و ایران هزینه این همکاری را به‌صورت یک میلیارد دلار نفت خام می‌پرداخت و همچنین یک فرودگاه و سایت پرتاپ برای آزمایش دور برد موشکی و همچنین محلی برای سوار کردن موشک در اختیار رژیم صهیونیستی می‌گذاشت. برای پیگیری این موضوع، شاه ارتشبد حسن طوفانیان را در 27 تیر 1356 به فلسطین اشغالی اعزام کرد. طوفانیان با ژنرال عزروایزمین، وزیر دفاع رژیم صهیونیستی و موشه دایان وزیر خارجه وقت آن رژیم ملاقات و مذاکره نمود.

توسعه همکاری‌های فنی، عمرانی و نفتی میان دو رژیم
موفقیت رژیم صهیونیستی در تبدیل زمین‌های لم یزرع به مناطق حاصل خیز و به کارگیری فناوری‌های جدید در زمینه کشاورزی، عامل مهمی در برقراری و توسعه روابط ایران و اسرائیل به شمار می‌آمد.

در سال 1340 هـ ش موشه دایان وزیر کشاورزی صهیونیستی از وزیر کشاورزی ایران دعوت کرد تا هیأتی را برای بازدید تأسیسات زراعی و آبیاری اسرائیل، به آن کشور اعزام دارد. ایران نیز هیأتی را به همین منظور به فلسطین اشغالی اعزام داشت. پس از دیدار موشه دایان وزیر کشاورزی اسرائیل از ایران، تمایل تهران به استفاده از فناوری کشاورزی صهیونیست‌ها افزایش یافت. زلزله هولناک سال 1341، در دشت قزوین وبوئین زهرا، زمینه مناسب دیگری را برای فعالیت صهیونیست‌ها فراهم ساخت.

در این زلزله سیصد روستا ویران گشت و وزارت کشاورزی ایران تصمیم گرفت تا یک برنامه جامع بازسازی و توسعه در این منطقه را به مورد اجرا بگذارد. در این راستا شرکت صهیونیست‌ها «تاهال» در مناقصه مربوط به اجرائی کردن پروژه وزارت کشاورزی ایران برنده شد! پروژه عمرانی قزوین شامل چهار مرحله بود و صهیونیست‌ها توانسته بودند با نفوذ خود در آمریکا، نظر بانک جهانی را برای پرداخت 20 میلیون دلار وام به ایران، برای اجرای طرح مزبور جلب نمایند.

در زمینه تجاری حجم مبادلات بازرگانی میان تهران و تل‌آویو در اواخر دهه چهل(هـ ش) به حدود 250 میلیون دلار بالغ گردید. صدور نفت ایران به اسرائیل برای تأمین امنیت آن رژیم بسیار با اهمیت بود. به‌ویژه در دوران تحریم نفت توسط اعراب، در پی جنگ رمضان 1973 م. رژیم شاه نفت خود را در قبال خرید تجهیزات و تسلیحات نظامی و امنیتی و بهره‌گیری از تخصص‌های مختلف اسرائیل به‌ویژه در زمینه‌های امنیتی و اطلاعاتی، به آن کشور تحویل می‌داد. در سال 1355 رژیم صهیونیستی75 % کل نیاز داخلی خود را که در حدود 150 هزار بشکه در روز می‌شد، از ایران تأمین می‌نمود. روابط نفتی میان دو رژیم از سال1338 آغاز شد و یک شرکت مشترک را به‌نام «ترانس آزیاتیک » متشکل از شرکت ملی نفت ایران و گروهی از شرکت‌های توزیع‌کننده نفت صهیونیست برای حمل نفت ایران تأسیس شد.

نقش شاه در پایه‌گذاری روند سازش اعراب و رژیم صهیونیستی
پس از جنگ و رژیم صهیونیست، اسرائیل به شدت نسبت به برقراری ارتباط با انور سادات رئیس جمهور مصر، احساس نیاز می‌کرد.
 
سلطنت و صهیونیسم در تعامل فرهنگی
صهیونیست‌ها در این مقطع تاریخی و شرایط پس از جنگ رمضان 1352 هـ ش محور موساد - تهران را به شدت فعال کردند. زامیر رئیس دستگاه جاسوسی موساد از سوی نخست‌وزیر دولت صهیونیستی مأموریت یافت تا با ترغیب ساواک، شاه را وادار کند، به‌عنوان واسطه و میانجی به برقراری تفاهم میان قاهره و تل‌آویو تلاش و اقدام کند. زوی زامیر رئیس موساد با نصیری رئیس ساواک، در تهران ملاقات و مذاکره کرد و پس از اشاره به زمینه‌های همکاری و توافقات میان دو رژیم شاه و صهیونیست‌ها و ابراز نگرانی از مواضع شوروی در جهان عرب، تقاضا کرد تا ایران برای دیدار میان مصری‌ها و اسرائیلی‌ها، وساطت کند و شخص محمدرضا پهلوی به‌عنوان دوست واقعی! اسرائیل پیام آن رژیم را به انور سادات رئیس جمهور مصر ابلاغ کند.

رژیم شاه برای ملاقات سادات و بگین نخست‌وزیر صهیونیستی در ابعاد مختلف سرمایه‌گذاری کلان کرد. وام‌های کلان ایران به مصر محصول این وساطت‌ها بود. ژنرال موشه دایان وزیر دفاع صهیونیست‌ها زمان جنگ 1973 م. و وزیر خارجه وقت اسرائیل در 1356 طی سفری به ایران با شاه ملاقات و پیرامون ایجاد سازش میان مصر و اسرائیل مذاکره کرد.

مناخیم بگین در اردیبهشت 1356 از حزب لیکود به نخست‌وزیری دولت صهیونیستی رسید و تلاش‌های محرمانه در قالب دیپلماسی پنهان، برای ایجاد سازش میان اعراب و اسرائیل روز به روز فزونی گرفت و سرانجام سادات در اواخر آبان 1356 سفر ننگین خود را به بیت‌المقدس به مرحله اجرا درآورد. سازش سادات با صهیونیست‌ها پایه‌ای برای روند سازش بقیه حکومت‌های ارتجاعی و دولت‌های عرب وابسته به غرب گردید.

صفحات -> 1 - 2


0/5 امتياز (0)
نظرات
نام
نام خانوادگي
نشاني پست الكترونيكي
متن