اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَهِ وَفي كُلِّ ساعَهٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَناصِراً وَ دَليلاًوَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً     
 
ويژه نامه
 
يادمان استاد خسروشاهي رحمت الله عليه
 
 
 
 
 
 
نوع خاطره : شخصيت هاي داخلي


... قرار بود يكبار ديگر به ديدار استاد صدر بلاغى بروم تا گفتارمان را درباره ماجراى توقيف ايشان و كتاب امام على (ع) و سفر تبليغى به اروپا و آمريكا تكميل كنيم و نامه آية اللَّه بروجردى به ايشان را بگيريم تا در شماره آينده فصلنامه « تاريخ و فرهنگ معاصر » چاپ شود... اما كثرت كار و گرفتارى‏هاى روزمره، توفيق ديدار مجدد را از ما سلب كرد و ناگهان در روزنامه‏ها خواندم كه « استاد صدر بلاغى درگذشت »!

چاره‏اى جز تسليم و رضا نبود. روز بعد با برادر عزيز جناب على حجتى كرمانى به مجلس بزرگداشت وى در « حسينيه ارشاد » رفتيم. جمعيت انبوهى آمده بودند، اما اين مجلس در شأن شخصيتى چون استاد صدر بلاغى نبود...
... با استاد بلاغى چندين سفر به حج رفته بودم. همراه شهيد مطهرى، محمد تقى شريعتى، على شريعتى، فخرالدين حجازى و... در طول ساليانى هم ك ه براى تدريس به قم مى‏آمد، با ايشان مأنوس بوديم. مرد وارسته‏اى بود، شوخ و بذله گو... اهل بيان و بنان، علم و آگاهى...
                                                                                * * *
آشنايى من با مرحوم صدر بلاغى شايد به سال 1332 برمى گردد... دورانى كه تازه به قم آمده بودم و با « كتب جديد » علاوه بر « كتب قديم » سر و كار داشتم... « قصص قرآن » كتاب ارزنده و پر بهايى بود كه مرا بيشتر با صدر بلاغى آشنا ساخت... البته پيش از آن كتاب مجموعه سخنرانيهاى راديويى ايشان را ديده بودم كه مانند مجموعه گفتارهاى راديويى آية اللَّه طالقانى چاپ شده بود... ولى شناخت بيشتر با كتاب فوق به عمل آمد و بعد در سفرى به تهران به ديدار ايشان رفتم و سيد را مردى وارسته، آگاه، دانشمند و محقق يافتم كه تعداد اين گونه افراد در آن دوران بسيار كمتر از دوران كنونى بود... و از آن تاريخ آشنايى و رفاقت ما آغاز و تا سال 1373 استمرار يافت...
 
تاريخ حيات
سيد صدر الدين بلاغى در سال 1290 شمسى در نايين در ميان خانواده‏اى روحانى به دنيا آمد و دوران كودكى و نوجوانى را در شهر خود، زير نظر پدر بزرگوارش كه از علماى معروف و مدرسين مشهور نايين بود تربيت شد و تعليم يافت. مرحوم بلاغى در يك يادداشت كوتاه، شرح زندگى پدر خود را چنين مى‏نگارد: « حجة الاسلام عالم جامع اديب فقيه، زاهد رئيس، سيد حسن حسينى پدر نگارنده متولد سال 1288 ه. در قريه مظفر آباد پنج فرسخى نايين و نوزده فرسخى شهر اصفهان.

... در نايين به درس مرحوم ميرزا عباس مجتهد نايينى حاضر و سپس به اصفهان رفته و درس مرحوم ميرزا احمد مدرس و غيره را درك نموده و در زمان توقف در اصفهان بيشتر اوقات خود را در مدرسه « كاسه گران » بسر برده، آنگاه به نجف اشرف تشرف جسته و به حوزه درس آخوند ملامحمد كاظم خراسانى و سيد محمد كاظم يزدى حاضر گرديده و از اين آيات الهيه استفاده كامل نموده. و پس از فراغ در نايين رحل اقامت افكنده به امامت جماعت و انجام امور شرعيه و تدريس پرداخته و بسيارى از وجوه رجال عصر حاضر نزد ايشان تلمذ نموده‏اند. مرحوم والد تأليفات چندى دارد:

1. مشجره‏ى در سهام ارث به نام الفرائض .
2. كتابى در اخلاق به نام كمال مطلوب .
3. كتابى در علم اصول كه در حقيقت خلاصه تقريرات دروس چند تن از اساتيد ايشان است .
4. كتابى در سرگذشت آل رسول اللَّه « ص ».
5. تعليقات متفرقه بر كتب درسى .

از آثار ديگر ايشان عمران مسجد شيخ مغربى نايين است كه هم در آنجا باقامه جماعت مى‏پرداخت. اواخر به شيراز مسافرت نموده و يكسال در آن جا زيست كرد و دو سال قبل از وفاتش به صوابديد آيتين آقاى ميرزا محمد حسين نايينى و آقاى سيد ابوالحسن اصفهانى طاب‏ثراهما براى دفع شبهات بهائيان به آباده و اقليد رهسپار گرديد و هم در اقليد باقامه جماعت پرداخت و در بيان اصول عقايد جاى شبهه باقى نگذاشت. بعد به نايين مراجعت و چون مريض شده بود به عزم معالجه به تهران مسافرت كرد، ولى چون هر نفسى عتبه و آستان فنا را بوسيدنى و جسم بى‏بقا پوسيدنى و شربت مرگ نوشيدنى است، از اين رو در هفتم خرداد 1312 شمسى مطابق سوم ماه صفر سال 1352 هجرى مرغ لاهوتى روحش از قفس ناسوتى تن پرواز كرد و در امامزاده حسن تهران به خاك سپرده شد. »

سيد صدرالدين بلاغى پس از تحصيل مقدمات در خدمت چنين پدر والامقامى و آشنايى با مبانى علوم اسلامى به اصفهان و شيراز رفت و مدت 20 سال تمام به تحصيل علوم منطق، فلسفه، اصول، فقه و حديث در نزد اساتيد بزرگ مشغول شد و سپس در سال 1318 از شيراز به مشهد مقدس رفت و مدت دو سال در آن سامان ضمن تعليم و تدريس به ايراد سخنرانى در مجامع و محافل مذهبى پرداخت و از سال 1320 به تهران آمد و به تبليغ و ارشاد در مساجد و محافل اسلامى مشغول شد و در همين دوران بود كه همانند مرحوم آية اللَّه طالقانى و ديگران گفتارهاى مذهبى وى از « راديو » پخش مى‏گرديد... از اين هنگام تا آغاز مبارزات سياسى - اجتماعى ملى شدن صنعت نفت به نشر انديشه اسلامى در محافل گوناگون و تأليف و نشر مقالات و كتابهاى آموزنده اهتمام ورزيد و در جريان ملى شدن صنعت نفت، صدر بلاغى در صدر مبارزين در كنار رهبرى مذهبى - ملى نهضت، حركت مى‏كرد و از همان زمان، به عنوان نماينده مرجع عاليقدر مرحوم آية اللَّه بروجردى به فعاليت خود ادامه مى‏داد.

سفر به اروپا و آمريكا
... پس از شكست نهضت ملى، مرحوم استاد صدر بلاغى بيشتر به كار فرهنگى - ارشادى پرداخت و در همين راستا به دستور آية اللَّه بروجردى و به عنوان نماينده ويژه ايشان به اروپا و آمريكا اعزام شد و در آن ديار به تبليغ اسلام همت گماشت.
آية اللَّه بروجردى در نامه‏اى از سفر ايشان به خارج اظهار خوشنودى نموده و مى‏نويسد كه اين قبيل سفرها را موجب توسعه و تقويت ديانت مقدسه اسلام مى‏داند. متن نامه آيةاللَّه بروجردى چينن است:

« بسم الله الرحمن الرحيم
بعرض عالى مى‏رساند، مرقوم محترم كه حاكى از صحت مزاج عالى بود واصل گرديد، مطالبى را كه مرقوم داشته بوديد مكرراً با دقت مطالعه نمودم بى‏اندازه از اين مسافرتى كه به منظور تقويت اسلام انجام داده‏ايد مسرور شدم و از اين كه اظهار رضايت به مسافرت لندن هم فرموده بوديد نيز كمال مسرت حاصل شد، ولكن جمع مابين اين مسافرت فعلاً با انتظار شركت در آكادمى يا معهد كه مرقوم شده بود چه نحو مى‏شود، متحير شدم. هر قسم بنظر خودتان صلاح است و جمع مابين دو مقصد حاصل مى‏شود مرقوم داريد. مكتوبى به يكى از آقايان تجار كه در طهران هستند نوشتم تحقيق كنند وضع عائله جناب مستطاب عالى را بهتر اطلاع دهند. پس از اطلاع اميدوارم رفع نگرانى جنابعالى از اين حيث بشود و چنانچه خودتان هم احتياجاتى داشته باشيد با تعيين آدرس كامل اطلاع دهيد. حقير بى‏اندازه مسافرت امثال جناب مستطاب عالى را بممالكى كه ممكن است موجب توسعه و تقويت ديانت مقدسه اسلام باشد لازم مى‏دانم ولكن تا حال كمتر اشخاصى را واجد اوصاف احراز كرده‏ام. در مواقع توجه و دعاء اميدوارم حقير را فراموش نفرماييد. والسلام عليكم و رحمةاللَّه بركاته، 18 محرم 1380.
حسين الطباطبايى

چنانچه ميسر باشد با جناب مستطاب حجةالاسلام آقاى حاج آقا مهدى حائرى تماس داشته باشيد ولو بمكاتبه گمان مى‏كنم مفيد باشد. »
پس از مراجعت از سفر خارج استاد صدر بلاغى بيشتر به كار فرهنگى و روشن ساختن ذهن و فكر نسل جوان پرداخت و در همين راستا علاوه بر سخنرانيهاى پربها در حسينيه ارشاد و ديگر محافل، تأليفات و آثار پرارجى از خود به يادگار گذاشت كه همواره مورد استفاده خواهد بود.

آثار صدر بلاغى
مجموعه‏اى از آثار مرحوم استاد صدر بلاغى كه چاپ شده عبارتند از:
1. سخنرانيهاى بلاغى
2. قصص قرآن
3. برهان قرآن
4. عدالت و قضا در اسلام
5. جاهليت قرن بيستم
6. ترجمه صحيفه سجاديه
7. پيامبر در صحنه كارزار بدر
8. پيامبر رحمت
9. صلح حديبيه
10. محاكمه گلدزيهر صهيونيست.
از آثار چاپ نشده استاد صدر بلاغى مى‏توان به چند نمونه زير اشاره كرد:
11. مفاهيم قرآن (در سه جلد، كه ترجمه‏اى همراه با تفسير كوتاه است و متأسفانه در جزء 23 قرآن مجيد آخر سوره ص با درگذشت ايشان، به اتمام نرسيد).
12. تاريخ اسلام (متن دروس بر طلاب حوزه علميه قم)
13. فن خطابه (متن دروس بر طلاب حوزه علميه قم)
14. مجموعه سخنرانيها (كه در صورت جمع آورى خود چندين جلد كتاب خواهد بود).
15. مجموع اشعار (در گذشته‏ها سروده‏اند و اغلب چاپ نشده است.)

محاكمه گلدزيهر
... يكى از آخرين آثار استاد صدر بلاغى ترجمه كتاب « دفاع عن العقيده و الشريعه ضد مطاعن المستشرقين » تأليف استاد علامه، شيخ محمد غزالى مصرى است كه تحت عنوان « محاكمه گلدزيهر صهيونيست » منتشر شده است. استاد صدر بلاغى در مقدمه اين كتاب مى‏نويسد:
« بررسى تاريخ اسلام نشان مى‏دهد كه حمله مخالفان و هجوم دشمنان بحريم رسالت و ساحت رسول گرامى آن از همان آغاز بعثت و مطلع دعوت در جبهه‏هاى مختلف گسترش داشته و همچنان استمرار دارد.
و در اين كارزار انواع سلاح‏هاى مادى و معنوى بكار رفته و مى‏رود، و اين جنگى است كه پايانى براى آن فرض نمى‏شود زيرا دشمنان اسلام نشان داده‏اند كه تا اسلام را - بنا به تصور خود - در سراسر جهان به عنوان دعوتى باطل بى‏محتوا و فاقد صلاحيت زيست و توانايى بقاء معرفى نكنند و همگى مسلمين را از محور اين دين پراكنده نسازند دست از اين پيكار نخواهند كشيد. و منطق وحى در اشاره به همين حقيقت پيمبر را مخاطب مى‏سازد كه « و يهود و نصارى از تو راضى نخواهند شد مگر آنگاه كه آيين خود را فروگذارى و پيرو كيش ايشان شوى... » سوره بقره، آيه 120.

روزگارى دراز ميسيونهاى مبشرين و جمعيت‏هاى مستشرقين كتبى بسيار و نشرياتى بيشمار دائر بر طعن و تعريض نسبت به اسلام و سوء ادب به مقام حامل اين رسالت منتشر ساختند و بسيارى از اين كتب و نشريات در جعل اكاذيب و هتك حرمت كار خود را به رسوايى كشيدند تا آنجا كه حاميان اسلام را از زحمت دفاع و نوشتن ردّيه بى‏نياز ساختند ولى گروهى از اين قوم در مراحل بعد وقتى در برابر بازتاب هتاكى و بى‏ادبى خود قرار گرفتند به خبط و خطاى خويش واقف شدند براى جبران مافات تاكتيك جديدى به كار بستند به اين معنى كه كتب و نشريات خود را از هتاكى و فحاشى صريح بپيراستند و به كسوت بررسى آزاد و بحث علمى بياراستند و كينه‏هاى ديرينه صليبى و صهيونى خود را در صورت بى‏طرفى و حقيقت جويى عرضه كردند و در اين مرحله « اگناس گلدزيهر » مستشرق يهودى مجارستانى را مى‏توان نمونه‏اى بارز و فردى ممتاز از اين گروه به شمار آورد.

اين مستشرق به سال 1850 ميلادى متولد شده و در سال 1921 در گذشته يعنى افزون از هفتاد سال زندگى كرده است. او در مدارس زبانهاى شرفى برلين، ليپزيك و وين تحصيل كرده و به سال 1873 به سوريه منتقل شده و در آن جا نزد استاد علامه شيخ طاهر جزايرى به كسب علم پرداخته و پس از آن به كشور مصر رهسپار گشته و از محضر شيوخ و اساتيد بزرگ دانشگاه الازهر بهره‏اى سرشار گرفته و در اين ميان بسيارى از تأليفات قديم و جديد اسلامى را مطالعه كرده و از اين رهگذر ذخيره عظيمى از اطلاعات و معلومات اندوخته است، چندان كه اساتيد دانشگاههاى غرب عمق اطلاع و بعد نظر او را گواهى كرده‏اند.

گلدزيهر پيش از آن كه سالهاى عمرش به بيست برآيد دست به كار تأليف شده ولى مهمترين اثر او يكى كتاب « مذاهب مفسرين در تفسير قرآن » و ديگرى كتاب « عقيده و شريعت در اسلام » است كه با روشى رندانه - چنانكه خوى قوم يهودى او است - افكار زهرآگين خود را به صورت نظريه‏هاى بيطرفانه و استنتاجهاى محققانه در فصول و ابواب اين كتاب عرضه كرده و در اين راه از روش خائنانه جعل و تحريف و قلب حقايق تا آخرين حد بهره گرفته و همگى سموم حقد و حسدى را كه از آباء و اسلاف خود به ارث برده - يكجا - در جام و كام اسلام افشانده است. و زير شعار تحقيق بى‏طرف و بررسى آزاد علمى موجى دامنه‏دار از تهمت و افتراء بر ضد اسلام انگيخته است و مجموع شبهاتى را كه علماء اسلام و مفسرين قرآن در طى قرون طرح كرده و براى پيشگيرى از مشوب ساختن اذهان و مسموم كردن افكار به دفع آنها پرداخته و به هر يك از آنها جوابى كافى و شافى داده‏اند، از متون اسلامى استخراج كرده و با حذف جواب‏ها طى ابواب و فصولى گرد آورده و آنها را تحت عنوان تاريخ تطور اعتقاد و تشريع در اسلام به مسلك انتظام كشيده و بر اين گونه راه را براى كاسه‏ليسان و وازدگانى مانند نويسندگان ننگين نامه 23 سال - كه براى تسكين عقده حقارت و به فراموشى سپردن پيشينه سياه و تباه خود جز هتك حرمت بزرگان بشريت چاره‏اى و درمانى نمى‏يابند - گشوده است.

صفحات -> 1 - 2 - 3

5/5 امتياز (2)
نظرات
نام
نام خانوادگي
نشاني پست الكترونيكي
متن