اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَهِ وَفي كُلِّ ساعَهٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَناصِراً وَ دَليلاًوَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً     
 
ويژه نامه
 
ويژه نامه بهاييت
 
 
 
 
 
 
مصاحبه شونده  :  استاد سيدهادي خسروشاهي
موضوع مصاحبه : سياسي
خلاصه  :  دفاع در مقابل تجاوز عراق و برخورد با مشكلات داخلي و مبارزه با تروريستهايي كه براي نمونه 72 نفر را يكجا قتل عام كردند و مردم بي‏گناه و مسلمان را اعم از زن و كودك و پيرمرد، در خيابانها و مساجد به گلوله مي‏بندند، ما را از مسئله بيت‏المقدس و فلسطين غافل نساخته است. صلح در خاورميانه، بدون آزادي قدس كه مورد احترام مسيحيت و اسلام و يهوديت است و بدون تشكيل ميهني براي مردم آواره فلسطيني امكان‏پذير نخواهد بود .


با توجه به اينكه جنابعالى، پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران، نماينده حضرت امام خمينى قدس سره در وزارت ارشاد اسلامى بوديد، ممكن است اطلاعاتى در اين زمينه و چگونگى انتخاب نماينده در وزارتخانه‏ها توسط معظم له، توضيحى بفرماييد؟
پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران، امام خمينى (قدس سره) براى آنكه بر حسن جريان امور نظارتى باشد، در بعضى از نهادها، نمايندگانى انتخاب فرمودند كه اشراف بر امور داشتند. در ميان وزارتخانه‏ها يادم مى‏آيد كه فقط در دو وزارتخانه نماينده تعيين فرمودند يكى وزارت دفاع بود كه آيةاللَّه خامنه‏اى را به علت صلاحيتهاى ويژه‏اى كه داشتند انتخاب فرمودند و ديگرى وزارت ارشاد ملى بود كه اينجانب را به علت آشنايى به امور مطبوعاتى و تبليغات بين‏المللى - همانطور كه در متن حكم آمده است - انتخاب فرمودند وزارت ارشاد ملى با آن چهار چوب قبلى كه «وزارت اطلاعات و جهانگردى» بود، نمى‏توانست در دوران انقلاب، كارساز باشد. من نخست طرح خاصى براى ايجاد « وزارت ارشاد اسلامى» تهيه نموده و به حضرت امام ارائه نمودم. ايشان فرمودند كه طرح مفصل است و من با اينهمه كار، وقت مطالعه نخواهم داشت، بهتر است كه در جرائد منتشر شود، ديگران هم نظر بدهند تا به مرحله اجرا برسد. به همين دليل طرح در دو سه روزنامه يوميه منتشر شد و اين در واقع نخستين بذر پيدايش و ايجاد يك وزارت در سطح «ارشاد اسلامى» بود.

البته به موازات آن چند مجله: صوت الامة (عربى)، پيام اسلام (فرانسه) و صداى اسلام (انگليسى) و سپس ماهنامه جهاد (اردو) را تأسيس كرديم كه در واقع از سوى دفتر نمايندگى امام در ارشاد، منتشر مى‏گرديد. و يك كتاب مصور هم بنام «اللَّه اكبر» به چهار زبان كه حاوىعكسهاى رنگى بى‏نظير و تاريخى از حركت مردم و امام بود، منتشر ساختيم كه هنوز هم عكسهاى اين كتاب - البته بدون ذكر منبع - در جرايد مورد استفاده قرار مى‏گيرد... و كارهاى ديگرى نيز در رابطه با مطبوعات داخلى و خارجى داشتيم كه ذكر ريز كارها فرصت بيشترى را مى‏طلبد.

مى‏دانيم كه جنابعالى، مدتى در وزارت ارشاد بوديد و بعد به عنوان سفير و نماينده جمهورى اسلامى ايران در واتيكان به خارج رفتيد، علت اين انتخاب و سپس نوع فعاليت شما در خارج چه بود؟ 
پس از روى كار آمدن بنى‏صدر و شرايط خاص حاكم بر اوضاع كشور و در وزارتخانه‏ها، عملاً نمايندگى امام در ارشاد كارى نمى‏توانست انجام دهد... و من هرگز نمى‏توانستم تحمل كنم كه به عنوان «نماينده امام» مسلوب الاختيار! در يك جائى بنشينم و تماشاگر باشم...و متأسفانه اين وضع، پس از سقوط بنى‏صدر هم بنحو ديگرى ادامه يافت، اين بود كه به حاج احمد آقا گفتم استعفا بدهم؟ ولى ايشان صلاح نديدند و گفتند خوب مردم كه از انگيزه درونى شما خبر ندارند، ممكن است حمل بر چيزهاى ديگر بشود. مدتى هم صبر كنيد. پس از مدتى مرحوم آيةاللَّه اشاقى - داماد حضرت امام - پيشنهاد كردند كه من به « واتيكان» بروم كه البته اگر مشكل فوق نبود، شايد نمى‏پذيرفتم، چون با توجه به تضاد عميقى كه با سياست واتيكان داشتم، تحمل آن برايم «مشكل‏تر» بود! اما بعد فكر كردم كه بهتر است بروم واتيكان را از « درون» بشناسم. وين « واتيكان‏ شناسى» ما! تبديل به دو كتاب خوب چاپ نشده گرديد يكى تشكيلات واتيكان را شناسائى مى‏كند و ديگرى بخش فرهنگى و بويژه كتابخانه آن و نسخه‏هاى خطى اسلامى موجود در آن را. 
 
اين كتابها چرا چاپ نشده؟ قاعدتاً بايد خواندنى باشند؟
بخشى از آن مربوط به وسواس من مى‏شود كه علاقه دارم يك بار ديگر آنها را ويرايش كنم ولى بخش عمده آن مربوط به دفتر مطالعات سياسى وزارتخارجه است كه علاقه وافرى! بر نشر آنها نشان نمى‏دهد و چون من اين كتابها را- به علاوه چهار كتاب ديگر درباره اخوان المسلمين وركت اسلامى فلسطين - در دفتر مطالعات و براى آن تهيه و ترجمه كرده‏ام، اخلاقاً تاكنون نتوانسته‏ام براى چاپ به مؤسسه ديگرى بدهم! مگر آنكه دوستان دفتر اگر حقى هست « سلب حق»! از كتابها بكنند تا از لحاظ اخلاقى مشكل ما رفع شود و توسط خود ما يا يك ناشر ديگرى، منتششود... البته كتاب سومى هم در اين زمينه داريم تحت عنوان: « واتيكان و امپرياليسم» كه مجموعه مقالات است و ربطى به دفتر مطالعات ندارد و هم اكنون زير چاپ است .
 
موقعى كه شما به واتيكان رفتيد، آيا پيامى هم از حضرت امام قدس سره براى پاپ داشتيد؟
اتفاقاً من براى خداحافظى خدمت امام رفتم و به ايشان عرض كردم: آيا مجاز هستم از طرف حضرتعالى به جناب پاپ سلام برسانم؟! فرمودند: بلى، هم سلام برسانيد و هم پيام... بعد خلاصه پيام شفاهى خود را فرمودند كه اجازه خواستم من پيام ايشان را كه در واقع « وارد» بر آنها هستم با آن صراحت نقل نكنم؟ ايشان فرمودند: هر طور كه صلاح اسلام مى‏بينيد عمل كنيد. و اتفاقاً من در نخستين ملاقات با پاپ كه استوارنامه خود را به ايشان دادم، موقع را مناسب ديدم و پيام امام را هم بطور مستقيم به ايشان ابلاغ كردم.

پيام در همان ايام در روزنامه‏هاى ايتاليا و تهران چاپ شد، ولىL'OSSERVATORE ROMANO روزنامه يوميه واتيكان، فقط به شرح مراسم تشريفاتى ديدار پرداخت و خلاصه سخنان اينجانب و پاسخ عاليجناب پاپ را آورد ولى در جرائد تهران، علاوه بر نقل آن دو خلاصه، به محتواى پام حضرت امام كه توسط اينجانب بطور شفاهى ابلاغ شده بود، اشارتى رفت! كه در آن چنين آمده بود:

«... سيد هادى خسروشاهى سفير جمهورى اسلامى ايران در واتيكان ضمن تسليم استوارنامه خود به جناب پاپ، رهبر كاتوليكهاى جهان، سخنانى به زبان انگليسى بيان داشت و پاپ اعظم نيز در پاسخ به سخنان ايشان، مطالبى بيان داشت كه هر دو پيام در صفحه اول روزنامه « ابزرو اتوره رومانو» روزنامه يوميه و رسمى واتيكان، مورخ 15 نوامبر 81 درج گرديد. اينك خلاصه هر دو پيام، براى آگاهى مردم مسلمان ايران منتشر مى‏گردد. حجت الاسلام خسروشاهى ضمن بيان مقدمه‏اى گفت:

«... ما اميدواريم كه رفع مشكلات در ايران اسلامى، و كوتاه كردن دست دشمنان شرقى و غربى بتوانيم در زمينه عمق بخشيدن به ارتقاء معنوى بشريت و برقرارى صلح و عدا لت واقعى در سراسر جهان، و براى همه مردم، كوششهايى داشته باشيم .

عاليجناب! شما كاملاً آگاهى داريد كه سياست جمهورى اسلامى ايران، عدم وابستگى به شرق و غرب و استقلال كامل در مقابل ابرقدرتها است. جمهورى اسلامى مى‏خواهد، براى ملل مستضعف جهان، اعم از مسلمان و يا غير مسلمان، الگويى باشد تا ببينند و بدانند كه بدون تكيه بر امپياليسم غرب يا امپرياليسم شرق، مى‏توان زندگى مستقل آزادى داشت. در همين رابطه، جمهورى اسلامى ايران هرگونه كمك معنوى و سياسى را بر ملل محروم ضرورى و واجب مى‏داند. چرا كه اين يك وظيفه اخلاقى، انسانى ما بوده و ناشى از دستورات مكتب اسلام مى‏باشد.

در سايه اين اصول، طبيعى است كه ما نخست از حق حاكميت واستقلال ميهن خود عليرغم فشار از هر طرفى، دفاع كنيم و با هر تجاوزى، طبق دستور اسلام مقابله كنيم و در همين رابطه هم جنگ ما با عراق ادامه داشته است. عراق با تجاوز خود به ايران اسلامى، ضمن اشغال قسمتى از خاك ميهن ما، شهرهاى بى‏دفاع آن را با موشكهاى بزرگ ويران ساخته و دهها هزار نفر از مردم بى‏سلاح را قتل و عام كرده و نزديك به دو ميليون نفر از مردم عرب خوزستان را آواره ساخته كه هم اكنون در زير چادرها زندگى مى‏كند.

... عراق مسجد و كليسا و بيمارستان و مدرسه را در دزفول و خرمشهر و اهواز و آبادان ويران كرده و هيچ يك از اصول اخلاقى و انسانى بين‏المللى را مراعات نكرده است. 

عاليجناب! دفاع در مقابل تجاوز عراق و برخورد با مشكلات داخلى و مبارزه با تروريستهايى كه براى نمونه 72 نفر را يكجا قتل عام كردند و مردم بى‏گناه و مسلمان را اعم از زن و كودك و پيرمرد، در خيابانها و مساجد به گلوله مى‏بندند، ما را از مسئله بيت‏المقدس و فلسطين غافل نساخته است. صلح در خاورميانه، بدون آزادى قدس كه مورد احترام مسيحيت و اسلام و يهوديت است و بدون تشكيل ميهنى براى مردم آواره فلسطينى امكان‏پذير نخواهد بود .

و با توجه به همين اصول اسلامى ما با تجاوز امپرياليسم شرق و غرب، به كشورهاى ملل محروم جهان سوم كه صلح جهانى را به خطر مى‏افكند، مقابله مى‏كنيم.

عاليجناب! اجازه مى‏دهيد كه خلاصه پيام امام را كه توسط من ابلاغ كرده‏اند، به استحضار برسانم، امام خمينى ضمن ابلاغ سلام به جنابعالى فرمودند: بشريت و مردم سراسر جهان از ما و شما، انتظار ندارند كه فقط به مسائل اخلاقى و دعا كردن بپردازيم، بلكه آنها انتظار داد كه ما به عنوان رهبران مذهبى، به مشكلات اجتماعى آنان توجه كنيم و با استكبار جهانى، در مقابل ملل مستضعف، مقابله كنيم .

در پايان افتخار مى‏كنم كه به عنوان نماينده جمهورى اسلامى ايران در واتيكان انجام وظيفه كنم و از اينكه مرا به عنوان اولين سفير جمهورى اسلامى مى‏پذيريد، متشكرم و اميدوارم كه بتوانيم در راه نجات بشريت از ماده پرستى غرب و الحاد شرق، گامهاى مؤثرى برداريم.. به اميد پيروزى مستضعفين بر مستكبرين جهان».

                                                                                 * * *

بعد از پايان سخنان فوق حضرت پاپ مطالب زير را در پاسخ ايشان اعلام داشت:

آقاى سفير!

گر چه شما قبلاً مأموريت ديپلماتيك خويش را در واتيكان آغاز نموده‏ايد، اينجانب نيز مسرورم كه امروز شخصاً قادر به پذيرفتن جنابعالى شده و استوارنامه شما را به عنوان سفير فوق العاده و نماينده جمهورى اسلامى ايران دريافت دارم. اهميت مراسم امروز با تمام مردم ايران در ارتباط قرار دارد. به كاميابى آنها به جريان تاريخى آنها و به فرهنگ و ميراث آنان مرتبط است. حضور آن جناب در اين مكان نشانه‏ايست از اميد هم ميهنان شما به اينكه آنها هم از مساعى مربوط به ارتقاء صلح حقيقى و شرافت انسانى بهره‏مند خواهند شد. در ميان هموطنان شما، اعضاى جامعه كاتوليك نيز كه از حق كامل يك ملت برخوردارند زندگى مى‏نمايند، آنها مشتاق تلاش براى سعادت حقيقى و ارتقاء ناشى از آن مى‏باشند و آنان مشتاق به كاميابى همراه با برادران و خواهران ايرانى خود مى‏باشند. اينجتمايل عميق خود نسبت به رفاه آنان را در جهت نيل به سعادت و نيز سعادت كامل مردم كشور شما را اعلام مى‏دارم. 

جنابعالى رنجيدگيهاى حاصل از جنگ و تعرض به سرزمين ملى را بيان فرموديد جنگ و تروريسم شياطينى هستند كه اينجانب و پيشينيان اينجانب همواره آنرا محكوم نموده‏اند. اعلام استوار و تكرار دائم لزوم عدالت و عشق و علاقه عميق بين اعضاى خانواده انسانى دست كمى از اعلام فوق ندارد.

واتيكان براى نابودى خود جنگ و علل موجد آن در تلاش بوده و در جهت كاهش شدت وحدت برخوردهاست شما در موقعيتى هستيد كه به خوبى مطلع مى‏باشيد كه واتيكان به وجود حاكميت ملى و يكپارچگى سرزمين شما تأكيد دارد و به همان نحو نيز به استقرار عدالت بين‏المللى و آزادى بن تعرض جهانى اعتقاد عميق ابراز داشته است. اعتقاد به اصول مزبور، در بردارنده وحدت در خانواده انسانى بوده و نهايتاً نشانگر اهميت همكارى دوستانه بين ملتها و عمق احترام به حيات بشرى است. از طريق فعاليتهاى ديپلماتيك كه ملهم از اصول مذهبى است كه مى‏توان از پايهگذارى مطمئن سياسى ارزشهاى مقدس، به انضمام عدالت و صلح اطمينان حاصل نمود. و واتيكان تصميم گرفته است آن اهداف را تعقيب نموده و از ابتكارات ارزشمندى كه بر افتخارات حيات بشرى و توسعه آن يارى نمايد پشتيبانى نمايد.

در ارتباط با روح همان كلام است كه اينجانب به حضرتعالى خير مقدم گفته و پيام حضرت امام خمينى را كه آن جناب حامل موثق آن پيام هستيد دريافت مى‏دارم. اينجانب نيز آن پيام را متقابلاً با دعا و استدعاى سلامت و آرامش براى حضرت امام و جناب رئيس جمهور پاسخ مى‏گويماز خداوند مهربان براى كشور شما نيز همان صلح و آرامش را مسئلت مى‏نمايم. و همچنين، براى شما آقاى سفير همكارى خود را در انجام مأموريت ارائه نموده و دعا مى‏نمايم كه اين مأموريت كمك مؤثرى براى ارتقاء بخشيدن به شرافت انسانى و صلح جهانى بنمايد.

البته اين خلاصه‏اى از گفتار پاپ در پاسخ سخنان اينجانب بود. 

اصولاً موضع كلى حضرت امام در مورد واتيكان و پاپ و روحانيت مسيحيت چگونه بود؟
اين امر از نامه‏ها، پيامها و بيانات امام (قدس سره) كاملاً روشن مى‏گردد براى نمونه، حضرت امام قدس سره در مورد مسئله امريكائيان اسير شده در ايران، نماينده اعزامى پاپ را بحضور پذيرفت و مطالبى را بيان داشت كه بيانگر، موضع ايشان در قبال پاپ، واتيكان و كل رونيت مسيح است:

«... مقام روحانيت مسيح و پاپ اعظم احترامى دارند. خوشحال شدم از اينكه ايشان پيام فرستاده‏اند من مطلبى را كه بايد به ايشان تذكر بدهم... ما 50 سال كشته داديم، در حبس بوديم، حبس‏هاى غير انسانى كه بهترين افراد اين ملت را در آنجا شكنجه مى‏دادند، يك ميانجيگرى كار نبود و آقاى پاپ اعظم به اين فكر نيفتادند كه از اين ملت مستضعف پشتيبانى كنند يا لااقل ميانجيگرى كنند. چه شد امروز كه جوانهاى ما رفته‏اند و اين چند نفرى كه در آن لانه جاسوسى بسر مى‏برند و عامل توطئه و جاسوسى بر ضد ملت ما بودند. چه شد كه آقاى پاپ اعظم به فكر اين افتادند كه براى حس انسان دوستى، اينها را آزادشان كنند...

ما ميل داشتيم كه در طول اين مدت از روحانى بزرگ نصارى يك تفقدى به حال ملت ضعيف شده باشد. من نمى‏توانم باور كنم كه واتيكان بى‏خبر بوده است از اين مسائل و نمى‏دانم اين نقطه ابهام را چه بكنم اگر ملت ما از من پرسيد كه روحانيت مسيح موافق است با اين جناياتى كينها كردند من چه جواب بدهم...

صفحات -> 1 - 2

0/5 امتياز (0)
نظرات
نام
نام خانوادگي
نشاني پست الكترونيكي
متن