اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَهِ وَفي كُلِّ ساعَهٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَناصِراً وَ دَليلاًوَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً     
 
ويژه نامه
 
ويژه نامه بهاييت
 
 
 
 
 
 

 سيد جمال و حركتهاي اسلامي معاصر

نويسنده : استاد سيد هادي خسروشاهي
موضوع : سياسي


به مناسبت برگزاري همايش بين‌المللي بررسي زندگي و آثار و انديشه‌هاي سيد جمال‌الدين حسيني اسدآبادي

اشاره: با تلاش نمايندگان جمهوري اسلامي ايران و افغانستان در يونسكو، بزرگداشت يكصد و پنجاهمين سالگرد <حيات فعال>، سيد‌جمال‌الدين حسيني اسد‌آبادي (معروف به افغاني) در فهرست هزاره مشاهير علم و ادب و رويدادهاي فرهنگي - علمي جهان، براي سال 2008 ميلادي به ثبت رسيد.به همين مناسبت سمينارها و همايش‌هاي متعددي در بعضي از كشورها، از جمله ايران و افغانستان، با شركت دهها نفر از شخصيت‌ها و مشاهير علم و ادب و فرهنگ و تاريخ برگزار گرديد.
در ايران، دانشگاه بين‌المللي امام خميني(ره) در <قزوين> ميزبان اين همايش بين‌المللي بود كه با همكاري بعضي از نهادهاي علمي - فرهنگي كشور از جمله: وزارت علوم و تحقيقات، مجمع جهاني تقريب بين‌مذاهب اسلامي، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، سازمان ملي يونسكو در تهران، دانشگاه بوعلي سينا همدان و... به مدت دو روز برگزار گرديد.

در اين همايش بين‌المللي، علاوه بر دهها نفر از مشاهير و شخصيت‌هاي علمي --- فرهنگي ايران، نمايندگاني نيز از كشورهاي: هند، افغانستان، پاكستان، مالزي، انگلستان، تركيه، اندونزي، فرانسه، آلمان و روسيه دعوت شده بودند كه گروهي از آنها در اين همايش شركت نمودند و بعضي ديگر مقاله خود را به همايش ارسال كردند.متاسفانه برخلاف انتظار، در رسانه‌هاي جمعي ايران - مطبوعات و تلويزيون سراسري - اين همايش انعكاس مطلوبي نداشت و در واقع حق مطلب را ادا نكردند. در صورتي كه بسيار بجا بود كه رسانه‌هاي جمعي، با اعزام خبرنگار و گزارشگر، اين همايش بين‌المللي را مانند افغانستان، تحت پوشش خبري قرار مي‌دادند.

در روز افتتاح كنفرانس كه با حضور آقاي دكتر طاهائي (استاندار قزوين)، آقاي دكتر حسن غفوري‌فرد (رئيس دانشگاه بين‌المللي امام خميني(ره)، نماينده يونسكو در ايران، سفير ايران در يونسكو و جمعي از اساتيد محترم دانشگاهها و حوزه‌ها و انبوهي از دانشجويان دختر و پسر دانشگاه برگزار گرديد، حجت‌الاسلام والمسلمين ‌سيد هادي خسروشاهي كه مجموعه آثار سيدجمال الدين را در قم و سپس در قاهره در نه جلد و سه هزار و پانصد صفحه منتشر كرده و خود نيز داراي آثار بسياري در اين زمينه هست، پس از مراسم افتتاحيه و سخنان مسئولان، به ايراد سخنراني پرداخت كه متن اصلاح شده آن هم اينك در اختيار علاقه‌مندان قرار مي‌گيرد. به اميد آنكه مجموعه كامل همه مقالات ارائه شده از سوي دانشگاه و دبيرخانه همايش چاپ شود و در اختيار عموم قرار گيرد.
                                                                                ***
سخن درباره انديشه‌ها و آثار فكري سيدجمال‌الدين حسيني اسدآبادي، معروف به افغاني، و نقش آن در بيداري ملل مشرق زمين، بي‌ترديد در يك سخنراني، با مدت زمان محدود، نه مقدور است و نه معقول! و به همين دليل در اين مختصر، فقط به عناوين و محورهاي مورد نظر و سپس فهرست آثار مكتوب وي كه تاكنون به دست آمده است ، اشاره مي‌شود. البته اساتيد محترم به خوبي مي‌دانند كه تاريخ‌نويسان پيشين و معاصر و همه پژوهشگران عرصه مسائل سياسي - اجتماعي، حتي آنهايي كه با انديشه و روش و مبارزه سيد موافق نيستند، تصديق مي‌كنند كه او طليعه‌دار بيدارسازي مردم مشرق زمين و پيشتاز نهضت‌هاي اسلامي در سرزمينهاي مسلمان‌نشين و پرچمدار جنبش‌هاي ملي - ضد استعماري كشورهاي عربي و اسلامي بود و در واقع بنيان‌گذار و آموزگار نخستين حركتهاي اصلاحي و اسلامي يك قرن ونيم گذشته، سيد‌جمال‌الدين حسيني بود.

سيد جمال‌الدين، پس از كسب آموزه‌هاي لازم در زمينه‌هاي علوم اسلامي، در حوزه‌هاي ديني ايران و عراق، و كسب معرفت علمي و معنوي و آگاهيهاي مورد نياز يك مصلح اجتماعي و يك فعال سياسي، به تحقيق و بررسي پرداخت و براي پيشبرد اهداف خود، به كشورهاي مختلف شرق و غرب سفر كرد و به تماس و ديدار و مكاتبه با بسياري از شخصيت‌هاي علمي و سياسي برجسته و تاثيرگذار در عصر خود، اعم از مسلمان و غيرمسلمان، پرداخت و در اين راستا، توانست از علل و عوامل اصلي پيشرفت و ترقي جوامع غربي و در مقابل، انحطاط و عقب‌ماندگي ملل مشرق زمين و مسلمان شناخت عيني و واقعي به دست آورد و آنگاه، در مراحل زماني و مكاني مختلف، به ارزيابي و جمع‌بندي تجربه‌ها و آگاهيهاي به دست آمده، بپردازد و به همين دليل، علل و عوامل عقب‌ماندگي مسلمانان و شكست مشرقيان در برابر هجمه استعمارگران را به مثابه يك بيماري فراگير و مهلك، مورد توجه قرار داد و پس از آن، به بررسي راه‌هاي درمان و اصلاح پرداخت.

سيدجمال‌الدين به شهادت آثار به جاي مانده از وي، براي موفقيت در پيشبرد اهداف و نشر انديشه‌هاي خود از هر وسيله مشروع و منطقي موجود استفاده نمود: بيان و قلم، خطابه و كتاب، تاسيس نهادهاي مردمي، بنيادهاي نيكوكاري، نشر مجله و روزنامه، نوشتن مقالات علمي و سياسي و نامه‌هاي سرگشاده و بيانيه‌ها و افشاگريهاي سياسي با امضاهاي متعدد:< السيد، الحسيني، الافغاني، الاستامبولي، الرومي، السعدآبادي، الطوسي> و گاهي با رمز و استعاره مانند: <كهف> و <قسط> كه با محاسبه حروف ابجدي همان نام سيد است و همچنين انجام مصاحبه‌هاي گوناگون با جرايد و مطبوعات بلاد اسلامي و كشورهاي غربي، و مكاتبه يا ملاقات و گفتگو با رجال سياسي و شخصيت‌ها و مراجع مذهبي، و حتي تاسيس سازمانهاي سياسي مانند: حزب الوطني در مصر و جمعيهالعروه‌`الوثقي در فرانسه - كه نشريه <العروه‌`الوثقي> ارگان آن بود - از جمله اقدامات تاثيرگذار و آگاهي بخش و بيدار‌كننده سيد، در زمان اقامت در هر كشوري بود.

البته پرداختن به توضيح و تفصيل درباره هر يك از اين امور نيازمند فرصت ديگري است. در اينجا فقط مي‌توان براي نمونه اشاره كرد كه سيد در مصر، <حزب الوطني> را تاسيس مي‌كند و اقدامات بشردوستانه بسياري را با همكاري اعضاي مصري حزب، در جهت خدمت به مردم محروم مصر انجام مي‌دهد و در همان زمان به ملاقات با رجال و شخصيت‌هاي اجتماعي - سياسي مصر مي‌رود و البته اين اقدامات باعث نمي‌شود كه علماي الازهر را فراموش كند. و به همين دليل سيد با روشن‌انديشان الازهر به بحث و گفتگو مي‌پردازد، به طلاب الازهر درس فلسفه و كلام و هيئت و... مي‌دهد و شاگرداني چون شيخ محمد عبده را - كه بعدها مفتي ديار مصر گرديد - تربيت مي‌كند؛ ولي متاسفانه به همين علت هم با صلاحديد و توصيه سفارت انگليس، سيد به عنوان <يك عنصر نامطلوب و ماجراجويي آشوب طلب كه عده‌اي از اوباش را دور خود جمع كرده بود>(!)، توسط خديوي مصر، از مصر اخراج مي‌گردد.

سيد وقتي به هند مي‌رسد، با پديده نشر انديشه‌هاي سكولاريستي، با حمايت و پشتيباني همه جانبه استعمارگران انگليسي روبرو مي‌شود. در اينجاست كه او به مثابه فرهنگباني بيدار و هوشيار همزمان با فعاليت سياسي، به پاسداري از انديشه‌هاي اصيل و راستين اسلامي مي‌پردازد و در همين رابطه رساله معروف <نيچريه يا ناتوراليسم> را تاليف و منتشر مي‌سازد كه در تمام نقاط شبه‌قاره هند، با استقبال عموم روبرو مي‌گردد. همزمان، سيد به نوشتن و نشر مقالاتي به زبان فارسي، در جرايد فارسي‌زبان هند، اقدام مي‌كند؛ اما از هند نيز به دستور استعمارگران انگليسي حاكم، اخراج و رانده مي‌شود كه اسناد وزارت خارجه انگليس چگونگي اين امر را به خوبي نشان مي‌دهد.

سيد به ايران كه مي‌رسد، نخست به سراغ ناصرالدين شاه مي‌رود و از او <دو گوش شنوا> براي شنيدن حرف حق مي‌طلبد! و سپس مساله <قانون‌گرايي> و اجراي قانون را به جاي خود كامگي مطرح مي‌سازد كه شاه را، طبق معمول، خوش نمي‌آيد! و سيد باز با تبعيد و اخراج محترمانه از موطن خود روبرو مي‌گردد؛ اما مبارزه ادامه مي‌يابد و پس از سفر مجدد به ايران، چون از اصلاح ناصرالدين شاه نااميد مي‌گردد، از حكومت ضد مردمي او به شدت انتقاد مي‌كند كه اين بار در حرم حضرت عبدالعظيم (ع) دستگير و با وضع بسيار شديد و سختي از ايران اخراج مي‌شود، و سيد در عراق - كه به آنجا تبعيد شده بود - از ميرزاي شيرازي خواستار مبارزه منفي در برابر سياستهاي انگليس مي‌گردد و از او مي‌خواهد كه با <تحريم تنباكو> توان اقتصادي انگليس را در ايران تضعيف كند و سپس خواستار خلع ناصرالدين شاه از سلطنت مي‌گردد... و البته همه مي‌دانيم كه سيد در افشاي توطئه استعمار انگليس و ايادي داخلي آن در ايران، نقش اساسي داشت و همين افشاگريها و نامه‌هاي سرگشاده بود كه سرانجام به صدور فتواي ميرزاي شيرازي در تحريم تنباكو و الغاي قرارداد استعماري رژي، منجر مي‌گردد. نامه‌ها و اسناد به جاي مانده از آن دوران، به خوبي نقش پايه‌اي سيد را در اين مبارزه و پيروزي آن نشان مي‌دهد.

سيد در افغانستان كه آنجا را نيز وطن خود مي‌دانست، به ديدار اميران حاكم مي‌رود و براي مبارزه و طرد استعمار انگليس از آن ديار، به حاكمان و اميران افغان مشورت مي‌دهد و حتي به نوشته بعضي‌ها، در اين مرحله و براي تحقق هدف، خود در عمليات مسلحانه عليه نيروهاي اشغالگر شركت‌ مي‌كند؛ اما اين بار نيز با انزوا و به گوشه‌ رانده شدن و سپس طرد از افغانستان مواجه مي‌شود؛ ولي باز به مبارزه ادامه مي‌دهد و در دربار خلافت عثماني نفوذ مي‌كند و طرح خاص خود را براي نجات ملل مسلمان و پيشرفت و ترقي آنان، از طريق برنامه وحدت مسلمانان و تقريب بين مذاهب اسلامي، با سلطان عبدالحميد در ميان مي‌گذارد و پس از موافقت وي، دهها نامه به علماي بزرگ شيعه و سني، در ايران و عراق و مصر و افغان و هند و... مي‌فرستد و آنها را به وحدت دعوت مي‌كند. اما ارتجاع جيره‌خوار كه در كنار خليفه عثماني بود، از برچيده شدن دكان عوام‌فريبي و از بين رفتن منافع شخصي خود، كه از ايجاد اختلاف بين مسلمانان شيعه و سني به دست مي‌آمد، نگران مي‌شود؛ بنابراين با نيرنگ و دسيسه، سلطان را به ضد او تحريك مي‌كند و سلطان وظيفه استعمار انگليس را به عهده مي‌گيرد و سيد از استامبول نيز اخراج و تبعيد مي‌گردد.

سيد اين بار با استفاده از فضاي سياسي فرانسه، به نشر مجله <العروه`‌الوثقي> با همكاري شاگردش، شيخ محمد عبده، مي‌پردازد كه اين مجله، بخشي از فعاليتها و اقدامات سيد در فرانسه را نشان مي‌دهد؛ و متاسفانه به علت مكتوم ماندن اسناد آن دوران در آرشيو دولت فرانسه، حقايق بسياري همچنان ناگفته مانده است!

سيد پس از تبعيد به لندن، مبارزه را از آنجا عليه ناصرالدين شاه و دولتهاي وابسته آغاز مي‌كند و مجله <ضياءالخافقين> را منتشر مي‌سازد كه به علت واكنش مقامات انگليس، مجله تعطيل و سيد طبق دعوت و درخواست مقامات عثماني، براي ادامه گفتگو با سلطان عبدالحميد در احياي انديشه وحدت طلبانه به استانبول باز مي‌گردد. همزماني پذيرش اين دعوت با ترور ناصرالدين شاه در تهران - به دست يكي از مريدان سيد - سلطان عبدالحميد و ديگر درباريان عثماني را نگران مي‌كند و از طرفي هم دولت ايران، به عنوان اينكه سيد يك تبعه ايراني است و قاتل شاه را تحريك نموده است، خواستار دستگيري و تحويل او به ايران مي‌گردد؛ ولي سلطان عبدالحميد ترجيح مي‌دهد سيد را در <يلديز سرايي> - يكي از خانه‌هاي خليفه - زيرنظر قرار ‌دهد. بدين ترتيب سيد نخست محصور و سپس ممنوع‌الملاقات مي‌گردد و سرانجام هم پس از بيماري دندان يا مسموميت ناشي از تزريق طبيب ويژه شاه عثماني، به شهادت مي‌رسد و در <شيخ لرمزارلقي> استانبول، به خاك سپرده مي‌شود.

اهداف سيد
اين اشاره‌اي است فهرست‌وار به زندگي و مبارزه سيدجمال‌الدين. متاسفانه در اينجا پرداختن به اين نكته اصلي كه بيان اهداف سيد از اين مبارزه آشتي‌ناپذير بود، به علت محدوديت زماني، مقدور نخواهد بود، اما باز اشاره فهرست گونه به اين اهداف، پس از بررسي آثار به جاي مانده از سيد، بي‌مناسبت نخواهد بود.تشخيص بيماريهاي اجتماعي و عقب‌ماندگي مسلمانان و گرفتاري و فقر و محروميت ملل مشرق‌زمين، مرحله نخستين و مقدماتي و در عين حال اصلي طرح اصلاحي سيد بود. سيد مشكلات عمده و اساسي را در بلاد شرق - اعم از اسلامي و غيراسلامي - در امور زير مي‌دانست:

1- سلطه همه جانبه و كامل نيروهاي استعمارگران اروپايي، به ويژه انگليس و فرانسه، بر همه امور و شئون بلاد و به كارگيري مزدوران محلي يا گماشتگان رسمي نيروهاي اشغالگر، كه بدون چون و چرا دستورهاي اربابان را اجرا مي‌كردند و آنچه كه در اين ميان مطرح نبود، مردم، آزاديهاي فردي و اجتماعي، بهبود وضع اقتصادي و به طور كلي حقوق انساني توده‌هاي مردم بود.
2- استبداد و خودكامگي شاهان يا روسا و اميران حاكم در اين بلاد، كه به طور عمده، وابستگي‌هاي عميقي با اشغالگران خارجي داشتند و چون در واقع از طرف آنان به قدرت و سلطنت رسيده بودند، مجري اوامر آنها بودند.
3- عقب‌ماندگي‌هاي علمي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي و اجتماعي مسلمانان و به دور ماندن آنان از قافله تمدن بشري و پيشرفت‌هاي علمي، كه به علت عدم اهتمام مسئولا‌ن حكومتي و يا تحريم اخذ علوم و فنون توسط ارتجاع حاكم، يك بيماري فراگير و مهلك و نابودكننده زندگي واقعي به شمار مي‌رفت.
4- جنگ و خونريزي ويرانگر در اين بلاد، به بهانه‌هاي واهي قومي و مذهبي و در واقع فقدان وحدت موردنظر تعاليم قرآني و رهنمودهاي پيامبر اكرم (ص) و تفرقه روزافزون بين ملتها و طايفه‌ها و اصحاب مذاهب اسلامي.
5 - دوري از انديشه اسلام راستين نخستين و گسترش عقايد غيرمنطقي و خرافه‌ها و بدعتهاي ساخته‌شده به نام مذهب و دين، در ميان پيروان همه فرقه‌هاي مسلمان.
6 - غرب‌گرايي و وابستگي نسل جوان مسلمان به مظاهر فريبنده تمدن مادي غربي و پيروي از روشهاي كام‌جويي و مصرف گرايي غربي، كه بر اثر سلطه مافياي اقتصادي و سرمايه‌داري استثمارگر، به صورت يك بيماري فراگير، در ميان جوانان ملل مسلمان ريشه‌ دوانيده بود.

اينها چند نمونه از مشكلات اساسي در بلاد اسلامي و مشرق زمين بود كه در بررسي آثار سيد مي‌توان فهميد كه از نظر او در اولويت قرار داشتند. البته بايد توجه داشت كه سيد فقط به شناخت محورهاي آسيب‌پذيري ملل اكتفا نمي‌كرد، بلكه پس از اين شناخت، براي مبارزه و مقابله با ‌آنها، به تناسب موضوع هر كدام، به ارائه راه‌حلها و طرحهاي تاثيرگذار مي‌پرداخت.‌
درباره نكته اول و دوم - سلطه‌ استعمار و استبداد - جمال‌الدين مسئله پيوند دين و سياست را مطرح مي‌كند و آن را يك ضرورت حياتي براي طرد استعمار و اذناب آن مي‌داند و توضيح مي‌دهد كه گرايش به اين انديشه، مسلمانان را براي مبارزه با استعمار و استبداد، آماده مي‌سازد تا آنها درمقام انجام يك وظيفه و تكليف شرعي - دفاع و جهاد - اقدام كنند و همين انديشه به آنها امكان مي‌دهد كه به‌طور مستمر و خستگي‌ناپذير، به اين مسير ادامه دهند.

صفحات -> 1 - 2


0/5 امتياز (0)
نظرات
نام
نام خانوادگي
نشاني پست الكترونيكي
متن