اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَهِ وَفي كُلِّ ساعَهٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَناصِراً وَ دَليلاًوَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً     
 
ويژه نامه
 
ويژه نامه بهاييت
 
 
 
 
 
 
نوع خاطره : شخصيت هاي داخلي


شهید عراقی و فرازهایی از تاریخ معاصر
 
درآمد: سابقة طولانی مبارزات سیاسی شهید عراقی که از دوران نوجوانی او آغاز شد، به روزهای اوج فعالیت فدائیان اسلام می رسد، دورانی که او برای سال های خطیر آتی، تجربه های ارزشمندی را اندوخت.
حجت الاسلام خسروشاهی چون همیشه، پژوهش های گرانسنگ خود را با اسناد و مدارک متقنی آراسته و در این گفتگو نیز سیر مبارزاتی شهید عراقی را از فدائیان اسلام تا مؤتلفه، با دقت و صبری محققانه بررسی کرده و بار دیگر یاریگر شاهد یاران در ارائه مصاحبه ای درخور و پربار بوده اند که از ایشان سپاسگزاریم.
 
آشنایی جنابعالی با شهید عراقی چگونه و از کجا آغاز شد؟
آشنائی من با نام «مهدی عراقی» به دورانی بر می گردد که در قم با «فدائیان اسلام» ارتباط پیدا کردم. البته من عضو فدائیان اسلام نبودم، ولی خود را هوادار آنها می دانستم. در آن دوران، فدائیان اسلام قم، شهید نواب صفوی را برای انتخاب به نمایندگی از قم، طی اعلامیه ای کاندیدا کرده بودند و مرحوم نواب صفوی هم، به رغم اینکه به قول خود، پذیرفتن این امر برای او بسیار سخت بود، آن را قبول کرده بود تا بلکه بتواند در سنگر دشمنان، به مصاف آنها برود.
اما این امر، موجب اختلاف در بین فدائیان اسلام قم و تهران گردید. البته چند نفری هم قبلاً به بهانه های واهی، مخالفت خود را با شهید نواب صفوی علنی نموده و حتی اعلامیه ای علیه وی صادر کرده و به اصطلاح خود، «اخراج» شهید نواب صفوی را از جمعیت! اعلام کرده بودند، در صورتی که رهبری یک جمعیت را چند عضو مشکوک الهویه نمی توانند برکنار کنند و اصولاً بدون تصویب کمیته مرکزی و اکثریت اعضا، این امر معقولی نیست. از محتوای بیانیه «طرد» شهید نواب صفوی هم روشن است که چه کسانی پشت پرده قرار دارند. مثلاً در این بیانیه شماره (1) آمده است:
«... نواب صفوی که مدتی او را به رهبری انتخاب نموده بودیم، در اثر لغزش های پی در پی و اسائه ادب هایی که به ساحت مقدس بزرگ ترین و برجسته ترین فرزندان قرآن یعنی آیت الله بروجردی و آیت الله کاشانی و آیت الله خوانساری و آیت الله حجت، یعنی پرچمداران حقیقی اسلام و سایر مبارزین راه حق وارد می کرد و برای اجراء شهوات بی جا و ادعاهای پوچ و بی اساس خود تلاش می کرد، لذا از جمعیت فدائیان اسلام برکنار شد...»!
شایعه این اتهامات در واقع بهانه ای برای اعلام برکناری! شهید نواب صفوی از طرف چند نفر مشکوک الهویه بود، در حالی که همه می دانیم شهید نواب صفوی، همواره به مراجع عظام احترام می گذاشت و در قم به خدمت آنها می رسید و جوانانی که خود را گاهی منتسب به فدائیان اسلام معرفی می کردند و احترام مراجع را مراعات نمی کردند، از خود دور می نمود.
آقای حبیب الله عسکراولادی درباره جدایی یا استعفای بعضی از اعضاء فدائیان اسلام، علاوه بر سند قبول کاندیداتوری ـ نمایندگی از قم ـ از طرف شهید نواب صفوی، به عامل دیگری هم اشاره دارد:
«در مسافرتی که به لبنان و کشورهای اسلامی و مصر داشت، در آن جا موضع گیری هایی کرد که اعضاء فدائیان اسلام آن ها را بر نمی تافتند از جمله شهید عراقی و همفکران او... قضیه این بود که ایشان نوعی تساهل و تسامح نسبت به حرکت سنی ها از خود نشان داد و بچه های فدائیان خیلی ولایتی بودند و یکی دو مورد دیگر، شهید عراقی و عده ای دیگر اعتراض کردند و مرکزیت فدائیان اسلام این ها را اخراج کرد...» ـ شاهد یاران شماره 36 ص 6 ـ
البته در این جا باید به دو نکته اشاره کرد:
اول: شهید نواب صفوی عاشق اهل بیت بود و به تعبیر خود در حبّ و عشق سوزان آل محمد ص می سوخت... و عجیب خواهد بود که برادرانی، خود را «اهل ولایت» بدانند به روش عاشق آل محمد(ص) اعتراض کنند.
دوم: در رابطه با دیدارهای شهید نواب صفوی در مصر، سوریه، اردن، لبنان و عراق با علمای اهل سنت من به تفصیل و با اسناد در کتاب «زندگی و مبارزه شهید نواب صفوی» توضیح داده ام و این دیدارها، در راه تقریب بین مذاهب اسلامی و ایجاد وحدت و اخوت بیشتر بین مسلمانان، نقش ویژه ای داشت که متأسفانه کسانی که از حقایق امر آگاهی نداشتند به مخالفت برخواستند... هدف شهید نواب صفوی همان بود که مرحوم آیت الله بروجردی با اعزام علامه شیخ محمد تقی قمی و تأسیس «دارالتقریب» در قاهره و جلب همکاری علمای الازهر و مرشد اخوان المسلمین ـ شهید حسن البنا ـ آن را عملیاتی کرد... و آثار پربار (این حرکت از جمله صدور فتوای معروف شیخ شلتوت (شیخ الازهر) در جواز پیروزی از مذهب تشیع بود) در زدودن ریشه های اختلاف و دشمنی بین مسلمانان شیعه و سنی بر همگان روشن است و تاریخ گواه صادقی است که روش شهید نواب صفوی در تساهل و تسامح با اهل سنت، روش کاملاً منطقی و مورد رضایت حق تعالی بود...
این بیانیه سراسر تهمت و کذب و افترا با پنج تبصره به پایان می رسد:
تبصره (1) مسلمانان بدانند که ما فرزندان ایران و فدائیان اسلام، تنفر و انزجار شدید خودمان را از نواب صفوی اعلام داشته و برکناری او را از صفوف مقدس فدائیان اسلام اعلام می داریم.
تبصره (2) ما فرزندان اسلام به یاری خدای توانا در سایه رهبری یکی از فرزندان عزیز اسلام که برای پاره ای مصالح، معرفی او را به بعد موکول کرده، در راه جانبازی و از خودگذشتگی ناظر عملیات وحشیانه و انتشارات خصمانه دشمن اسلام و ایران هستیم و رهبر خائن گذشته را مجازات شدید خواهیم کرد.
تبصره (3) ما به پیشوایان و قائدین فداکار که مبارزات و از خودگذشتگی آنان بر احدی پوشیده نیست، احترام گذاشته و از هیچ گونه فداکاری و جانبازی در راه هدف مقدسشان خودداری نکرده و تا انجام موفقیت نهایی خدمتگزاران خود، از نشر هرگونه اعلامیه و بیانیه خودداری کرده و کلیه نشریاتی را که نواب صفوی به عنوان فدائیان اسلام منتشر می نماید، بی اساس و مجعول دانسته و از طرف دستگاهی که در این موقع باریک برای درهم ریختن برادران عزیزمان به کار افتاده است، می دانیم.
تبصره (4) ما از ورق پاره ای که از چند روز قبل به قلم نواب صفوی و به تحریک خائنین، به نام فدائیان اسلام منتشر شده و نسبت به آیت الله کاشانی اهانت نموده بود، شدیداً متنفریم.
تبصره (5) ما از دولت آقای دکتر مصدق، اجرای دستورات آسمانی و قانون اساسی را هرچه زودتر خواهان و تبرئه و نجات برادران عزیزمان را از زندان انتظار داریم.
تبصره (6) ما خون برادر عزیزمان، مرحوم میرسید حسین امامی را بزرگ ترین موفقیت خود دانسته و برای احقاق حق حضرت خلیل طهماسبی تا آخرین قطره خون ایستادگی خواهیم کرد.
به یاری خدای توانا ـ فدائیان اسلام
همان طور که ملاحظه می نمائید در تبصره (5) بیانیه شماره 1 ـ که شماره دومی هم نداشت ـ چنین آمده است:
« 5 ـ ما از دولت آقای دکتر مصدق اجرای دستورات آسمانی و قانون اساسی را هرچه زودتر خواهان و تبرئه و نجات برادران عزیزمان را از زندان انتظار داریم»! این درخواست به خوبی نشان می دهد که ناشران بیانیه، ارتباط واقعی با فدائیان اسلام نداشته اند، وگرنه نمی بایست توقع اجرای دستورات اسلامی را از دولت آقای دکتر مصدق داشته باشند و اصولاً درخواست آزادی برادران از دولتی که خود مسئول زندانی شدن 51 نفر از متحصنان زندان است، چه مفهومی دارد؟ شهید مهدی عراقی در همان ایام در بین متحصنین زندانی بود و به گفته خود، هشت ماه تمام در زندان دکتر مصدق باقی ماند!
به دنبال نشر این بیانیه و با این محتوا، که در سطح وسیعی از سوی ایادی جبهه ملی در ایران توزیع شد، اعلامیه دیگری با امضای «مدیر انتظامات فدائیان اسلام» در تقبیح این اقدام و پشتیبانی اعضای اصلی و واقعی جمعیت از شهید نواب صفوی منتشر گردید که در آن، ناشران بیانیه شماره یک را «جبهه ملی و وابستگان آنها» می نامد:

هوالعزیز
نام مقدس رهبر عزیز ما با خون ما آمیخته است
سید مجتبی نواب صفوی و فدائیان اسلام که به رهبری ایشان، آنی به یاری خدا قدمی برخلاف حق و راستی برنداشته، اجازه جنایت به هیچ کوچک و بزرگی نمی دهند؛ جبهه ملی و وابستگان آنها را منحرف دیده، پس از نصایحی که به آنان کردند و پذیرفته نیفتاد، با صدور اعلامیه اخیر خود حقایقی از حرکات آنان بیان کردند و گویا ندای سوزانشان مؤثر گردیده که آنان متشبث به هر جنایتی، حتی صدور اعلامیه جعلی به نام مقدس فدائیان اسلام و جسارت های بیجایی به ساحت رهبر عزیز ما که سراپا ایمان بوده، جز با ایمان راسخ قدیم بر نمی دارند، نمودند و ما را بیشتر از پیش به نهایت پستی خویش واقف کردند.
مسببین این جنایات اگر منطق صحیح و سخن حقی دارند، به پای خود بایستند و بگویند، پاسخ آنها و دیگرانی که آنها را تحریک می کنند و طرز عبارات و نام مقدس فدائیان اسلام را به جعل و کذب آلوده نکنند که شدیداً تعقیب خواهند شد.
به یاری خدای توانا فدائیان اسلام
مدیر انتظامات فدائیان اسلام
حاج ابوالقاسم رفیعی

این اعلامیه ها در واقع نشان دهنده اختلافات درون گروهی است و شهید مهدی عراقی هم در این ماجراها حضور داشته است، ولی بسیار بعید می دانم که در تهیه و صدور اعلامیه طرد! نقشی داشته باشد، چون همواره از شهید نواب صفوی با احترام یاد می کرد.
به هر حال اعلامیه های متعددی در همین دوران با امضای فدائیان اسلام منتشر گردید... گروهی در قم برای انتخاب شدن مرحوم نواب فعالیت می کردند، اندک تعدادی ـ شاید چهار و یا پنج نفر ـ در تهران اعلامیه بر ضد نواب صادر می نمودند... و سرانجام شهید نواب صفوی، برای جلوگیری از توسعة دامنه اختلافات، انصراف خود را از کاندیداتوری طی بیانیه ای رسمی اعلام نمود.
اعلامیه فدائیان اسلام قم، براه کاندیداتوری شهید نواب به قرار ذیل بود:

نامزدی نواب برای نمایندگی مجلس شورای ملی
هوالعزیز
حضرت نواب صفوی شخصیت برجسته دین و غیرت، به خاطر خدا، نمایندگی شهر علمی قم را می پذیرند.
سالیان درازی است نقطه ای به نام مجلس شورای ملی در پایتخت کشور اسلامی ایران، مرکز اجتماع افرادی به نام نمایندگان ملت مسلمان می باشد. در طول چهل سال و طی هفده دوره که مردم مختلفی در این نقطه اجتماع کردند، دردی از دردهای مسلمانان درمان نگشت و در مواقع خطر و هجوم به اسلام و ملت مسلمان هم دفاع مردانه ای از اسلام و ناموس مسلمین نشد. با اینکه همیشه حضرت نواب صفوی به سهولت می توانستند در غالب نقاط ایران هر کس را صالح بدانند، انتخاب کنند، دخالت در این موضوع را برای خود و برادرانشان کوچک دانسته و عموم برادران غیور و یاران باوفای خود را در سراسر ایران از شرکت در انتخابات منع می فرمودند و هر وقت هم برادران تهران و شهرستان ها از ایشان تقاضا می کردند افرادی را تعیین فرمایند تا به طرز آبرومندانه ای فوراً انتخاب شوند، ایشان می فرمودند که دخالت در این گونه امور و ورود به این محیط، برخلاف شئون دینی مردم غیرتمند است. متأسفانه پایمال شدن حقوق مقدس اسلام و انحطاط و بدبختی مسلمانان و تعطیل احکام قرآن ایشان را از نظر شرعی موظف کرد که برخلاف میل قلبی تن به حضور در مجلس شورای ملی بدهند تا به یاری خدا از ناموس اسلام و حقوق مسلمین، آن طور که شایسته شخصیت روحی ایشان است، دفاع فرمایند. اکنون که بزرگ فرمانده صفوف مقتدر فدائیان اسلام، فرزند جانباز و غیرتمند پیغمبر خدا، حضرت سید مجتبی نواب صفوی با قبول نمایندگی شهرستان قم موافقت فرمودند، مسلمانان غیور قم به طور بی سابقه ای با یک دنیا شعف و سرور دینی، به انتخاب این مرد دین و غیرت افتخار می کنند و بر خود می بالند که شخصیتی را به مجلس می فرستند که کوچک ترین اثر مثبت آن در سفر اخیرش به ممالک اسلامی، حفظ آبروی شیعه و سربلندی همه آنان بود و ملاقات های ایشان با پادشاهان و رؤسای جمهور ممالک اسلامی، گوشه ای از عظمت روح و اراده و منطق ایشان را به جهانیان و مسلمانان نشان داد. به یاری خدای عارف و مهربان تمام مردم مسلمان و غیرتمند قم و حتی آنان که تاکنون در انتخاب هیچ کس دخالت نکرده اند، در این انتخاب دینی و خدائی با شور و هیجان شرکت خواهند کرد، پسران علی(ع) و سادات پاک طینت قم، به غیرت سوزان علویت...، این پرچمدار مقتدر علوی می کوشند. سربازان ولی عصر(ع) و شاگردان دانشگاه او برای حفظ حیثیت اسلام و فرامین و دفاع از شئون دین و روحانیت، روحانی جوان و پرچمدار متقی جانبازان را به نمایندگی خود انتخاب می کنند. مردم مسلمان قم و فرزندان غیرتمند علی(ع) و محصلین علوم دینی مجهز باشند که در روز شروع انتخابات راستین برابر انتخابات گذشته، رأی خالصانه در صندوق ها ریخته شود.
خدا این انتخاب فرزند جوان سال و پیر تدبیر حضرت زهرا را طلیعه فتح مسلمانان و شکست بی دینان قرار دهد.
قم ـ به یاری خدای توانا
فدائیان اسلام 

پس از انتشار این اعلامیه و آغاز فعایت فدائیان قم جدائی ها و انتقادات بیشتر شد ... تا آنکه سرانجام شهید نواب صفوی طی یک اعلامیه رسمی، انصراف خود را از کاندیداتوری که قبول آن را «از هزار بار مرگ دردناک تر» می داند و در واقع با پذیرش آن، تنزل خود را به مثابه سنگی می نامد که می خواست «در برابر سیل مخاطرات در سنگر مجلس» به وظیفه خود عمل کند، اما «افکار تنگ و کوتاه» و پستی و دنائت آنها موجب قبول «تکلیف ثانوی» می داند:

هو العزیز
به لطف خدای عزیزم خون و جانم با محبت خدا و محمد و آل محمد آمیخته گردیده به حکم ایمان و عاطفه همیشه، مهیای دفاع از اسلام و مسلمین در برابر شدیدترین مخاطرات بوده و خواهم بود (انشاءالله الرحمن) و تا امروز هم به هر وسیله ای که برای اسلام و مسلمین مفید دیده ام، متوسل گردیده، در این راه از هیچ چیز نهراسیدم و امروز با موقعیت کنونی، مقدسات اسلام و حقوق و حیثیت مسلمین را مواجه با مخاطرات شدیدی یافته، پس از مطالعات بسیار، با مساعدت استخاره برای خدا، خود را تا سرحد سنگی تنزل دادم که به منزله مانع شدید و از خود گذشته ای در برابر سیل مخاطرات مزبور به حضور در سنگر مجلس شورا که در پیشم از هزار مرگ دردناک تر است، از طرف شهر مقدس قم و حوزه علمیه تن دهم، لیکن آن قدر دائره افکار افرادی تنگ و کوتاه بود که با وجود آثار پست و دنائت های آنها، تکلیف ثانوی ایجاد گردیده، رضای خدا را نسبت به انصراف به وسیله استخاره ذات الرقاع جویا شدم و استخاره مساعدت فرمود، بنابراین پس از تشکر از وفاداری سرسخت و ثبات قدم برادران عزیز قم در امر به معروف و نهی از منکر، انصراف خود را از این امر اعلام می دارم و از پیشگاه خدای عزیزم برای نجات اسلام و مسلمین در سراسر دنیا از چنگال ظلم و کفر، یاری و چاره می جویم. خاتمتاً به خدای محمد قسم که اگر رضای خدا و ولی عزیزش را در امری تشخیص دهم و سراسر دنیا به شدیدترین دشمنی ها و مخالفت ها برخیزند، تا جان دارم به یاری خدا دست بر نمی دارم. خدایا ما را چنان کن که تو می پسندی و توفیق آن عطا کن که رضا هستی به محمد و آل محمد (ص).
تهران ـ به یاری خدای توانا
سید مجتبی نواب صفوی

این اختلاف و دودستگی بین اعضای فدائیان در قم و تهران، با درایت مرحوم نواب خاتمه یافت؛ ولی در اختلاف داخلی قبلی که موجب سروصدای زیادتری شد، چند نفری (9 نفر) از اعضای اصلی سازمان کنار رفته بودند که ادامه آن می توانست ضربه ای بر کل حرکت باشد.

صفحات -> 1 - 2 - 3

0/5 امتياز (0)
نظرات
نام
نام خانوادگي
نشاني پست الكترونيكي
متن