اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَهِ وَفي كُلِّ ساعَهٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَناصِراً وَ دَليلاًوَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً     
 
ويژه نامه
 
ويژه نامه بهاييت
 
 
 
 
 
 
نوع خاطره : شخصيت هاي داخلي


«شهید سعیدی و پیشگامی در مبارزات»
 
درآمد: یافتن اطلاعات دقیق و ارزشمند درباره شهید آیت الله سعیدی، هم به دلیل گذشت نزدیک به سی سال از شهادت ایشان، آن هم در فضائی بسیار خفقان آمیز که نگاهداری آثار و اسناد مربوط به وی تقریباً ناممکن بوده است و هم به دلیل مسامحه ای که درباره معرفی و شناساندن این شهید بزرگوار صورت گرفته است، امری بسیار دشوار است، به همین دلیل دقت نظر و سخنان مستند جناب حجت الاسلام والمسلمین خسروشاهی که پیوسته یاور شاهد یاران بوده اند، بسیار ارزشمند و شایان امتنان ویژه است. ایشان با حوصله و دقت فراوان به سئوالات ما پاسخ گفتند و با ارائه مقاله ای محققانه بر لطف خویش افزودند که بی نهایت سپاسگزاریم. (مجله شاهد یاران ـ شمارۀ 32)
 
به عنوان سئوال آغازین، شهید آیت الله سعیدی را از کی و کجا شناختید؟
من با مرحوم آیت الله سید محمدرضا سعیدی برای نخستین بار در درس تفسیر استاد بزرگوار علامه سید محمد حسین طباطبایی که همه روز در مسجد «مدرسه حجتیه» برگزار می شد و من هم در آن شرکت می کردم، آشنا شدم. یعنی روزی بر سر درس که نشسته بودم و قبل از آمدن استاد، با سید محترم و موقری که در کنارم نشسته بود، سلام و علیک کردم و طبق معمول «معارفه» به عمل آمد و او آیت الله سعیدی بود و بعد هم در درس خارج «اصول» حضرت امام خمینی قدس سره که در «مسجد سلماسی» کوچه آقازاده تشکیل می شد، تقریباً همه روزه ایشان را می دیدم. آنگاه که مبارزه و نهضت امام خمینی آغاز شد، همکاری و «روابط صمیمانه و برادرانه ای» در زمینه های مختلف با ایشان داشتم که این روابط تقریباً، به نوعی و نه به طور مفصل یا مستمر، تا شهادت ایشان ادامه داشت.

اساتید ایشان چه کسانی بودند و ذوق درسی ایشان چگونه بود؟
می دانیم که طلبه ها به طور آزاد، در حوزه های علمیه در دروس اساتید متعددی شرکت می کنند. مرحوم سعیدی هم در دروس بعضی از آقایان مراجع عظام حوزه علمیه قم شرکت داشت که من در همه آنها حضور نداشتم؛ ولی در درس تفسیر «حاج آقا» علامه طباطبایی و درس اصول «حاج آقا» امام خمینی مشترکاً و به مدت چند سال حضور داشتیم و مرحوم سعیدی هم با شوق و ذوق خاصی در این دو درس شرکت می کرد، چون درس این دو بزرگوار که هر دو در حوزه علمیه قم، فقط به لقب یا عنوان «حاج آقا» معروف بودند؛ صرفاً جنبه آموزشی و تعلیم و تعلم داشت و به دور از مسائل «مرجعیت» و امور جانبی مربوط به آن بود... یعنی اغلب طلبه هایی که قصد «درس خواندن» داشتند و علاقه ای به دخالت در امور مرجعیت بزرگواران دیگر نداشتند، در دروس این دو «حاج آقا» و آیت الله سید محمد محقق داماد و آیت الله حاج شیخ مرتضی حائری یزدی شرکت می کردند. به هر حال اگر هم مرحوم سعیدی در دروس اساتید دیگری حضور می یافت، من از چگونگی و سطح آنها مطلع نیستم.

شهید سعیدی چه ویژگی های بارزی داشتند؟
از ویژگی های بارز شهید آیت الله سعیدی در زندگی اجتماعی و حوزوی، یکی «عدم تظاهر» و دیگری «خلوص و اخلاص» و سومی «صراحت در بیان عقیده» و چهارمی «هدف داری» و سرانجام «تقوی و پرهیزکاری» ایشان بود. داشتن صفات فوق، خود ویژگی خاص روحی و معنوی یک طلبه را نشان می دهد و به طور طبیعی، طلبه ای که چنین صفاتی داشته باشد، همواره مورد احترام و تکریم بزرگان و فضلا و طلاب قرار می گیرد... و مرحوم سعیدی بی تردید جزو این گروه از نخبگان حوزوی بود.

حضور ایشان در مبارزه از کی و چگونه بود؟
مرحوم شهید سعیدی، قبل از آغاز نهضت امام خمینی و حوادث 15 خرداد، در ایام تبلیغ ماه های رمضان و محرم و صفر به شهرهای مختلف ایران و بعضی از کشورهای حوزه خلیج فارس، از جمله کویت به عنوان سفر تبلیغاتی می رفت و به «امر به معروف و نهی از منکر» و افشای مفاسد موجود در جامعه و ارائه راه حل های مطرح شده در اسلام، می پرداخت و علاوه بر اینها، بعدها و پس از انتقال به تهران، در «مسجد امام موسی بن جعفر(ع)» ـ که امامت جماعتی آن را هم به عهده داشت ـ و بعضی دیگر از مساجد به سخنرانی می پرداخت و در معرفی اسلام راستین و در راستای اهداف نهضت امام خمینی، نقش ویژه ای داشت و می توان گفت که وی یکی از عناصر اصلی روشنگر اذهان عمومی در تهران و شهرهایی بود که به آنها مسافرت می کرد و همیشه و همه جا هم، در معرض پیگرد و بازداشت و زندان بود.

رابطه امام و آیت الله سعیدی چگونه بود؟
رابطه امام خمینی با شهید سعیدی، مافوق روابط ایشان با دیگر شاگردان و طلاب فاضل حوزه علمیه قم بود. امام چه در سر درس و چه در دیدارهای عمومی روزانه در منزل ایشان در یخچال قاضی قم، به طلاب فاضل احترام می گذاشت و در منازل محقر و کوچک طلبگی شان، به دیدار آن ها می رفت و این یکی دیگر از خصلت های نیک امام خمینی بود.
تا آنجا که به خاطر دارم، به علت همجوار بودن منزل من با بیت امام در یخچال قاضی، به هنگام عبور از جلوی بیت امام و یا حضور در منزل ایشان در ساعات ملاقات عمومی، مرحوم شهید سعیدی را اغلب در آنجا می دیدم و این نشان دهنده علاقه و رابطه خوب شهید سعیدی با امام خمینی بود؛ البته خصوصیات و ویژگی های این نوع روابط و علائق طبعاً و قاعدتاً بر همگان روشن نبود و خاص خود آنان بود.

اگر در این زمینه، خاطره ای دارید بیان فرمایید.
خاطره جالبی از یک دیدار امام خمینی با مرحوم شهید سعیدی در منزل ایشان دارم. روزی که آقای سعیدی به من خبر داد که امام به عنوان بازدید به منزل ایشان تشریف می برند؛ من هم که دنبال این قبیل امور و مشتاق شرکت در محافلی چنین روحانی و خالصانه بودم، در آن دیدار یا بازدید شرکت کردم. مرحوم شهید سعیدی مانند اینجانب علاقه خاصی به خرید و تهیه کتاب داشت و شاید هر کتاب جدیدی که در زمینه های علمی، تفسیری، حدیثی، کلامی و غیره منتشر می شد، ایشان نسخه ای را برای کتابخانه خود تهیه می کرد و به همین دلیل هم اغلب به کتاب فروشی های قم ـ مصطفوی و محمدی و... ـ بدهکار بود! ولی به هر حال کتابخانه خوبی داشت.
در دیدار امام از آقای سعیدی که در کتابخانه ایشان انجام گرفت، یکی از دوستان گفت: «الحمدالله آقای سعیدی کتابخانه خوبی دارد!» حضرت امام لبخندی زدند و فرمودند: «ولی کتاب زیاد باعث می شود که انسان به مطالعه آنها نپردازد و به مطلب نرسد!» یکی دیگر از آقایان به شوخی گفت: «یعنی می فرمائید موجب بی سوادی می شود؟» امام با لحن خاصی گفتند: «من همچو تعبیری نکردم، ولی داشتن کتاب زیاد باعث می شود که انسان در انتخاب کتاب برای مطالعه، در تردید باشد و نوعاً بحث های مفید و مورد لزوم را نتواند مطالعه کند و آن را به وقت دیگری موکول کند و از مطلب دور بماند!».
این یک خاطره از آن دیدار بود و همان طور که اشاره کردم، اینجانب نیز مثل مرحوم سعیدی به تهیه و جمع کتاب علاقه داشتم و همان طور که امام اشاره فرمودند، اغلب در مطالعه کتاب های مفید و خوب، موفق نبوده ام، ـ و نیستم ـ زیرا که آنها را جدا می کنم و در قفسه خاصی می گذارم که در فرصت مناسبی به طور دقیق مطالعه کنم و اغلب هم این «فرصت مناسب» پیش نمی آید و حداقل در مقیاس بالایی از مطالعه دقیق آن کتاب ها دور می مانم و همان «تورق»های نخستین، بهره ما از این کتاب ها می شود! به هر حال این صحت نظریه امام را درباره کتاب زیاد نشان می دهد و خود ایشان هم کتاب زیادی نداشتند.

آیا ارتباط شهید سعیدی و امام در دوران تبعید هم ادامه داشت؟
ارتباط شهید سعیدی با امام خمینی در دوران تبعید همچنان ادامه داشت. نامه های وی به حضرت امام و پاسخ های معظم له، نشان دهنده این ارتباط است. در یکی از نامه ها که آقای سعیدی آن را به عربی نوشته و برای امام فرستاده بود، از ایشان می پرسد: «آیا جنابعالی در نجف ماندگار هستید تا ما هم هجرت کنیم و به نجف بیاییم و در خدمت شما باشیم؟» این نامه به دست ساواک افتاد و موجب دستگیری و زندانی شدن ایشان گردید. تعبیراتی که مرحوم سعیدی در آن نامه نسبت به امام به کار می برد، نشان دهنده عمق علاقه و ایمان وی به عرفان و مقام والای معنوی معظم له می باشد، تا آنجا که نامه را قبل از امضای خود، با کلمه «عبدک» خاتمه می دهد!
مدیر اداره سوم ساواک پس از به دست آمدن این نامه که گویا از طریق کنترل «پست خارجی» صورت گرفته بود، گزارشی را تهیه می کند و برای ریاست سازمان امنیت مرکز ارسال می دارد که همین اقدام، حساسیت ساواک را از نامه و محتوای آن روشن می سازد. متن سند چنین است:
«اخیراً نامبرده بالا نامه ای از قم به آدرس شیخ نصرالله خلخالی جهت آیت الله الخمینی به نجف ارسال داشته. متن این نامه عربی بوده و مفاد آن انتقاد از اوضاع کشور و مسئولین امر می باشد. نویسنده ضمن این نامه وفاداری خود و طلاب قم را نسبت به آیت الله الخمینی ابراز داشته و خواستار گردیده که در صورت اقامت در نجف اشرف، به وی ابلاغ گردد که مشارالیه نیز به عراق عزیمت نماید؛ علیهذا خواهشمند است دستور فرمایید با استفاده از منابع مربوطه، در جریان فعالیت های نامبرده بالا بوده، به محض مشاهده هر گونه فعالیت مضر و مشکوکی، مراتب را ضمن ارسال بیوگرافی ملحق به عکس مشارالیه، به این اداره کل اعلام دارند».

نقش آیت الله سعیدی در احیای روحیه انقلابی متدینین در دوران خفقان پس از 15 خرداد چه بود؟
نقش آیت الله سعیدی در زنده نگه داشتن روحیه انقلابی مردم مسلمان در تهران و شهرستان های بزرگ را می توان از پیگیری ها و مراقبت ها و گزارش های مشروح «ساواک» درباره تحرکات و سخنرانی ها و بیانات ایشان، به دست آورد. این گزارش ها، به وضوح نشان می دهند که شهید سعیدی در بیان حقایق و دفاع از اهداف امام خمینی و تجلیل از ایشان، به رغم «تحریم» رژیم شاه، هیچگونه ترس و واهمه ای را به خود راه نمی داده و به رغم بارها دستگیری و توقیف و زندانی شدن، باز به راه خود ادامه داده است و همین امر، موجب حساسیت بیشتر رژیم نسبت به ایشان شده بود. خوشبختانه بخشی از این گزارش ها و اسناد در جلد اول از مجموعه تاریخی ارزنده «یاران امام به روایت اسناد ساواک» آمده است که مطالعه آن را به علاقمندان توصیه می کنم.

ماجرای آخرین اعلامیه ایشان چه بود و چرا رژیم تا این حد به آن واکنش نشان داد؟
اعلامیه ای که با امضای «حوزه علمیه قم» مورخ 11 اردیبهشت 1349 منتشر گردید، به نظر من شاید به قلم مرحوم آیت الله ربانی شیرازی بود، چون توسط ایشان در اختیار من قرار گرفت تا مانند اغلب کارهای دیگر، با دستگاه پلی کپی موجود در نزد ما، تکثیر گردد؛ ولی این بار شرط آیت الله شیرازی آن بود که در «قم» و قبل از تهران، توزیع نشود و اصل دستخط هم مرجوع گردد. یادم هست که آقای ربانی شیرازی با لبخند خاص خود گفت: «شما اعلامیه را مرور بکنید و اگر لازم شد دو سه تا کارتلی و امپریالیسمی! بر آن بیفزائید، اما پس از تکثیر فقط دو نسخه خودتان را بردارید و بقیه را برای من بفرستید!»
آیت الله ربانی شیرازی می دانست که من از هر اعلامیه ای دو نسخه برای بایگانی یا آرشیو خودم برمی دارم و لذا پیشاپیش آن را یادآور شد! و من نیز به وعده وفا کردم و هیچ نسخه ای در اختیار کسی قرار ندادم؛ البته با توجه به توصیه ایشان، در چندین مورد، «امپریالیسم» را جای دادم که در متن اعلامیه، آنها را می بینید و به قول بعضی از دوستان، این کلمه امپریالیسم را در «قم» کسی قبل از من به کار نبرده بود و من برای نخستین بار آن را در روی جلد کتاب «دو مذهب» تحت عنوان؛ «مذهبی عامل ارتجاع و امپریالیسم» آورده بودم! و بعدها کم کم دوستان دیگر هم آن را به کار بردند.
به هر حال به هنگام خواندن اعلامیه، لحن تند آن، به ویژه حمله مستقیم به شخص شاه، کمی مرا نگران کرد!، ولی به هر حال کاری بود که قرار شده بود انجام پذیرد «ولو بلغ ما بلغ»؟! ضروری است اشاره کنم که اصل خطی اعلامیه با دستخط شهید آیت الله سعیدی تطبیق نمی کرد، و دوستان آن را از خود آیت الله ربانی شیرازی تلقی کردند، اما پس از انتشار و توزیع در تهران و ارسال آن از تهران به مراجع عظام قم و علمای دیگر، «ساواک» چنین پنداشت که اعلامیه به قلم آیت الله سعیدی است و در تهران تکثیر شده و برای پنهانکاری امضای «حوزه علمیه قم» در پای آن ذکر شده است؛ در حالی که چنین نبود.
در یکی از گزارش های ساواک در این باره چنین آمده است:
«... اظهارات فرزند سعیدی مبنی بر این که این اعلامیه در قم چاپ شده و عاملین آن دستگیر شده اند، صحت ندارد و ارسال اعلامیه از تهران توسط پست به عنوان آیات قم، کذب ادعای وی را ثابت می کند. مشارالیه به منظور گمراه کردن مقامات مسئول، محل چاپ اعلامیه را شهرستان قم ذکر کرده و درج امضای حوزه علمیه قم در ذیل اعلامیه نیز به همین منظور می باشد». و به دنبال پخش این اعلامیه، آیت الله سعیدی در تاریخ 13/3/49 بازداشت و تحویل زندان می شود و سپس در اختیار دادرسی نیروهای مسلح قرار می گیرد؛ ولی چند روز بعد، یعنی در تاریخ 20/3/49 در زندان قزل قلعه به شهادت می رسد.

محتوای اعلامیه چه بود؟ چون اصل اعلامیه در اختیار نیست، اگر شما نسخه ای دارید، آن را هم در این یادواره بیاوریم.
در این اعلامیه از هجوم سرمایه داران یهودی امریکایی به ایران برای تشکیل کنسرسیومی خاص برای در اختیار گرفتن همه منابع طبیعی و ثروت ملی و اقتصاد در بازار ایران به دستور مستقیم شاه به شدت انتقاد شده بود و همان طور که در متن آن خواهید خواند، این بار، حمله به دولت و مزدوران رژیم نبود، بلکه «شخص شاه» عامل همه این تبهکاری ها، معرفی شده و هدف قرار گرفته بود.
به هر حال آیت الله سعیدی، ارتباط و همفکری با آیت الله ربانی شیرازی و بیان محتوای این اعلامیه در مسجد امام موسی بن جعفر(ع)، موجب شد که ایشان به اتهام نشر اعلامیه و «اقدام علیه امنیت کشور»! بازداشت شود.
متن اعلامیه افشاگرانه چنین بود:

بسم الله الرحمن الرحیم
لن یجعل الله الکافرین علی المؤمنین سبیلاً
ملت مسلمان ایران!
در این لحظه حساس که خطر بزرگی متوجه ایران شده و ابرهای تیره ای که طوفان های مصیبت بار و سیل های خانمان براندازی را به دنبال دارد، حیات اقتصادی و سیاسی ما را تهدید می نماید؛ جامعه روحانیت بر حسب وظیفه الهی حفاظت از اسلام و منافع ملت و دفاع از استقلال سیاسی و اقتصادی کشور، ناچار است ضربه های مهلکی را که عنقریب بر استقلال اقتصادی ایران وارد می شود، فاش نموده، پیش از اینکه شما ملت ایران مواجه با سلطه مستقیم استعمار اقتصادی شوید، به شما هشدار دهد تا برای جلوگیری از خطر چاره ای اندیشید. جامعه روحانیت در جریانات مشابه، همیشه قبل از وقوع خطر وظیفه خود می دانسته که به مردم اعلام خطر نماید. در قضیه ننگین کاپیتولاسیون، یگانه مرجع لایق، حضرت آیت الله العظمی آقای خمینی هشدار داد، مرجعی که در تمام مراحل زندگی جز دفاع از اسلام و استقلال کشورهای اسلامی و مصالح و منافع مسلمین غمی نداشت. او بود که در آن روز از خیانت حکومت شاه ایران پرده برداشت و تصویب مصونیت مستشاران نظامی آمریکا را به سمع مردم رسانید. امروز هم خطری بزرگ تر از کاپیتولاسیون، جامعه ما را تهدید می کند، خطری که در آن، همه چیز ملت ایران در طبق اخلاص نهاده، تقدیم کارتل ها و تراست های آمریکایی و یهودی می شود. جامعه روحانیت وظیفه خود می داند که به شما ملت ایران هشدار دهد. در این هفته جرائد از اسرار مسافرت های مکرر شاه به آمریکا پرده برداشتند و روشن نمودند که در این دو سال اخیر چه معاملاتی در پشت پرده، بین حکومت شاه و امپریالیست های آمریکایی به وقوع پیوسته است. معلوم شد شاه در سفر اخیر خود به آمریکا، ایران را محل امن و محیط آرامش معرفی و سرمایه داران یهودی آمریکا را تشویق به سرمایه گذاری در ایران نموده است. این اقدام به چه منظور بوده است؟ آشکار گشت که شاه پس از تحمیل کاپیتولاسیون ننگین بر مردم ایران، بنا دارد کشاورزی ایران، صنایع، بهره برداری از معادن، استفاده از منابع جنگلی، جلب سیاحان و شبکه های توزیع کالا و ایجاد فروشگاهای سوپر مارکت های بزرگ، همه و همه را در انحصار سرمایه داران آمریکایی قرار دهد. کنسرسیوم نفتی غارتگر آمریکایی و انگلیسی کم بود که این بار در نظر گرفته کنسرسیومی جدید را بر ملت ایران تحمیل نماید که تمام منابع حیاتی کشور را در انحصار درآورد. این بار نه تنها کشاورزی و معادن و رشته های وسیع صنعتی و توریستی در انحصار غارتگران یهودی آمریکا قرار می گیرد؛ بلکه توزیع مواد غذایی و غیره نیز، در انحصار آنها درمی آید. فردا اگر یک کیلو برنج یا دو متر پارچه خواسته باشید، باید به فروشگاه ها و سوپر مارکت های راکفلر و یا اسکرانتون و... مراجعه نمایید.
روزنامه های مزدور ایران این مرحله از استعمار ایران را با خط درشتی در صفحه اول جرائد منعکس نموده و بر حسب خصلت مزدوری خویش، آن را موهبتی آسمانی به مردم معرفی نمودند. روزنامه کیهان در شماره 8029 مورخ 7/2/49 می نویسد: «ایران در آستانه عظیم ترین سرمایه گذاری خارجی است. سی و پنج نفر از رؤسای کل بزرگ ترین شرکت های معروف آمریکا، در اواخر اردیبهشت به ایران می آیند. سرمایه گذاران آمریکایی می خواهند در رشته های کشت و صنعت، بهره برداری از معادن، جلب سیاحان، استفاده از منابع جنگلی، ایجاد شبکه های توزیع کالا، به میزان وسیعی سرمایه گذاری کنند. اعضای این گروه که از سی و پنج تن از مشهورترین و بانفوذترین سرمایه داران و رؤسای کل شرکت های تولیدی و صنعتی و بانک های مهم آمریکا هستند، در روزهای 29 و 30 اردیبهشت ماه جاری، کنفرانس بزرگ و مهمی را در تهران تشکیل خواهند داد. این اولین اجتماع مهم در نوع خود خواهد بود که برای نخستین بار در خارج از آمریکا، طی سال های اخیر برای سرمایه گذاری تشکیل می شود. این سی و پنج نفر با نام «کمیته سرمایه گذاران آمریکایی» به تهران می آیند. یک مقام برجسته اقتصادی کشور (یعنی آقای هوشنگ انصاری وزیر اقتصادی و عضو سازمان جاسوسی سیا آمریکا) اعلام داشت که کمیته مزبور در حدود دو سال و نیم قبل (یعنی درست در آن وقتی که ایشان سفیر کبیر ایران در آمریکا بودند و پس از تعلیمات مخصوص برای تصدی وزارت اقتصاد به ایران فرستاده شدند)، در آمریکا تشکیل شد. در این کمیته سرمایه داران و شخصیت های مشهوری مانند دیوید راکفلر، دیوید لیلیانتال (یهودی) طراح پروژه سد دز و اسکرانتون سرمایه دار مشهور آمریکایی، عضویت دارند. سایر اعضای کمیته، همگی از رؤسای کل کمپانی ها و مؤسسات و بانک های مهم آمریکا هستند». و باز کیهان در شماره 8030 مورخ 8/2/49 می نویسد: «این عده با تشکیل کنسرسیومی در حدود یک هزار میلیون دلار در طرح های عمرانی ایران سرمایه گذاری می کنند. مقدمات ایجاد این کنسرسیوم و نیز تشکیل این کنفرانس بزرگ در ایران، در مسافرت شاهنشاه به ایالات متحده آمریکا فراهم شد. مسئله ایجاد شبکه بزرگ تولید کالاها با تأسیس فروشگاه های بزرگ، از مدت ها قبل موردنظر دولت و وزارت اقتصاد بوده است». و نیز کیهان در شماره 8032 مورخ 10/2/49 می نویسد: «هدف اساسی، احداث واحدهایی است که دست کم احتیاجات منطقه خاورمیانه و آسیای غربی را تأمین کند. به عبارت دیگر ایران به صورت پایگاهی در می آید که برای بیش از ده کشور از شرق آفریقا تا جنوب هند، جنس تولید خواهد کرد. این چنین واحدهائی طبعاً می توانند نیازهای داخلی ایران را نیز با نرخ ارزان تأمین کنند».

صفحات -> 1 - 2

0/5 امتياز (0)
نظرات
نام
نام خانوادگي
نشاني پست الكترونيكي
متن