اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَهِ وَفي كُلِّ ساعَهٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَناصِراً وَ دَليلاًوَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً     
 
ويژه نامه
 
ويژه نامه بهاييت
 
 
 
 
 
 

 ايران و رژيم صهيونيستي در دوره پهلوي دوم(قسمت اول)

نويسنده : استاد سيد هادي خسروشاهي
موضوع : سياسي


مقدمه: مناسبات ايران و قوم يهود ريشه در تاريخ باستان دارد. از دوران پادشاهان هخامنشي، چراگاه ها و محل سكونت قوم يهود در فلسطين، هميشه در قلمروي حاكميت ايرانيان بوده است. تاريخ و كتب مذهبي قوم يهود از كوروش كبير شاه هخامنشي، به خاطر نجات اين قوم از اسارت پادشاهان بابل، هميشه به نيكي ياد مي كنند. پس از فتح بابل و آزادي قوم يهود، برخي از قبايل اين قوم ساكن ايران شده و در طول 2500 سال، در كنف ايرانيان به سر برده و اغلب اوقات در آسايش و رفاه قابل توجهي زندگي كرده اند و اگر در برخي از ادوار تاريخي مزه فشار و تضييقات را چشيده اند، ملت مسلمان ايران نيز از جور و ظلم سلاطين و شاهان خود، تلخي هاي فراواني چشيده اند... البته مي دانيم كه ظهور «جنبش صهيونيسم» در اروپا به عنوان عكس العمل در قبال ظلم و ستم جوامع و دولت هاي اروپايي- مسيحي نسبت به يهوديان اروپايي بوده است و نمونه قتل عام هاي ادعائي قوم يهود، در اروپا هرگز در هيچ يك از جوامع اسلامي رخ نداده و هميشه يهوديان در كنف حمايت مسلمانان و جوامع اسلامي حيات آسوده و رفاه و آزادي قابل توجهي داشته اند. ولي متأسفانه جنبش صهيونيست ها در مناطق و سرزمين هاي اسلامي هميشه در راستاي منافع استعمار اروپائي شرق به ويژه در جهان اسلام بوده است.

پيدايش جنبش صهيونيستي در ايران در دوران پهلوي ها با حمايت سفارتخانه هاي خارجي به ويژه فرانسه و انگليس بوده است و همين جنبش و تشكيلات آن در ايران، نقش كليدي در مهاجرت يهوديان ايران به فلسطين اشغالي داشته است. اين جنبش مناسبات خود را با رژيم پهلوي تا پيروزي انقلاب اسلامي در 22 بهمن1357 حفظ كرد. البته رژيم صهيونيستي از بدو پيدايش در سرزمين فلسطين، براي نجات از حلقه محاصره اعراب، با طرح راهبرد پيراموني سعي داشت روابط گسترده اي با كشورهاي همسايه اعراب، چون: ايران، تركيه و اتيوپي به وجود آورد و در اين راه تا حدودي هم موفق بوده است. و از سوي ديگر رژيم شاه نيز انگيزه هاي زيادي جهت برقراري روابط با رژيم صهيونيستي «اسرائيل» داشت و بي ترديد غرب، به ويژه آمريكا و انگليس هم شاه را در اين راه ترغيب و تشويق مي كردند. البته نقش ايادي فرقه «بهائيت» و گروه هاي يهودي - صهيونيستي در ايران را نيز در ترغيب شاه براي توسعه روابط با رژيم صهيونيستي نبايد فراموش كرد.

اما همواره جامعه اسلامي ايران به رهبري روحانيت و حوزه هاي علميه قم و نجف، مانع بزرگ در راه توسعه اين روبط و علني كردن ميان دو رژيم بوده اند و به شهادت تاريخ معاصر، نهضت و مبارزه اسلامي به رهبري امام خميني(ره) نقش بسيار اساسي در كاهش شتاب و توسعه دامنه مناسبات ميان شاه و اسرائيل ايفا كرده است.

تاريخ يهوديان ايران
نوشتن تاريخ «كليميان ايران» در يك مقاله ميسر نيست و خود نياز به نگارش چندين جلد كتاب دارد. ولي بي مناسبت نيست كه اشاره كوتاهي به عمل آيد:
 
دوره باستان
سكونت قوم يهود در ايران به تاريخي در حدود 190 سال پيش از فتح بابل توسط كوروش و صدور زمان بازگشت يهوديان به «اورشليم» باز مي گردد. آنها اغلب در همدان و اصفهان سكني گزيده بودند... در زمان جانشينان كوروش، مصر به تسخير سپاه هخامنشي درآمد و فرماني مبني بر عدم تعرض به معبد يهوديان در مصر صادر شد. در عصر داريوش (552 – 486 ق.م) متصرفات ايران توسعه يافت و سرزمين هاي يهودي نشين هم بخشي از قلمرو حكومت داريوش بود. بنا بر اساطير بني اسرائيل، يهوديان در دوران سلطنت خشايار شاه (522-286 ق.م) به واسطه «استر» همسر و ملكه يهودي ايران، از توطئه اي كه براي قتل عام آنان چيده شده بود، نجات يافتند! با كشته شدن داريوش سوم و سقوط دولت هخامنشيان تمامي خاك ايران به دست اسكندر مقدوني افتاد و جامعه يهود ايران، مانند بقيه ايراني ها تحت حاكميت يونانيان قرار گرفتند... سياست مذهبي سلوكي ها، جانشينان اسكندر، موجبات انزجار قوم يهود را فراهم آورد. برخي از پادشاهان سلوكي مجسمه ژوپيتر را در معبد يهود بر پا داشته و آنان را مجبور به قرباني نمودن «خوك!» براي بت هاي يوناني مي نمودند... و اجراي بعضي از مراسم مذهبي آنان هم ممنوع گرديد... در عصر اشكانيان بنا بر روايات يهوديان، جامعه يهودي ايران مورد حمايت پادشاهان اشكاني قرار گرفت و روايات اهل مذهبي كه در اين عهد معمول بود، نسبت به يهوديان نيز اجرا شده است. يهوديان در اين دوره به بازسازي و سازماندهي تشكيلات و ساختار اداري - مذهبي پرداختند و معابد خود را در شهرهايي كه در قلمروي اشكانيان بود، مرمت و بازسازي نمودند. در دوران حاكميت ساسانيان، سياست مذهبي شاهان ساساني تحت تأثير نفوذ موبدان تغيير يافت و روش تساهل و تسامح مذهبي تا اندازه اي كاهش يافته و امتيازات مذهبي و استقلال محاكم يهودي، لغو و اجراي احكام طبق مقررات مذهبي آنها، از سوي ساسانيان تعطيل شد. قبض و بسط آزادي مذهبي يهوديان ايراني در دوران ساسانيان كاملاً مشهود است. به طور مثال مي توان اشاره كرد كه در دوران بهرام گور، يهوديان از آزادي مذهبي برخوردار بودند، ولي در دوره حاكميت يزدگرد دوم كه تحت نفوذ موبدان بود، فرماني صادر شد كه يهوديان را مجبور مي ساخت روز شنبه را مقدس ندانند...! و تعطيل نكنند!
 
يهوديان در پناه حاكميت مسلمانان
... اتخاذ روش مدارا و تسامح، نسبت به پيروان اديان (مسيحيان و يهوديان و زردشتي ها)، از هنگام فتح ايران توسط نيروهاي اسلام يك سياست ثابتي بوده كه منبعث از تعليمات آئين اسلام بوده است.

به گواهي اغلب مورخان اسلامي و غيراسلامي، قوم يهود هم چون ساير پيروان مذاهب، در كنف حمايت حاكميت اسلامي، از آزادي مسكن و كسب و كار و آزادي عبادت و انجام مراسم مذهبي برخوردار بودند... تارخ نگاران يهودي اعمال پاره اي تضييقات عليه يهود را يادآوري مي كنند، از آن جمله مي توان به منبع استخدام آنها در ادارات دولتي، انجام عبادات به آهستگي، متمايز ساختن آنها با رنگ مخصوص در لباس اشاره كرد، ولي در دوران حاكميت مغول بر ايران يك يهودي به نام سعدالدوله وزير ارغون شاه شده و موقعيت يهوديان بهبود يافت. در حمله تيمور لنگ به ايران بسياري از شهرها ويران گشت و جمعيت زيادي از ايرانيان، از جمله يهوديان متحمل خسارات جاني و مالي فراواني شدند. بنا به روايات تاريخي؛ تيمور هنگام حمله به اصفهان70 هزار تن را از دم تيغ گذراند و بسياري از يهوديان هم در آنجا قتل عام شدند. و بنا بر يك افسانه قديمي، يهوديان اصفهان لنگ شدن پاي تيمور را از آن رو مي دانند كه در مراسم روزه بزرگ سال 1387 م هنگامي كه يهوديان در كنيسه مارون ولايت، با صداي بلند جمله توحيد را ادا مي كردند، تيمور كه اتفاقاً از محله يهوديان عبور مي كرد، بر اثر رم كردن اسبش، به زمين افتاد و پايش شكست و لنگ شد!

از اين رو، او حكم قتل يهوديان را صادر كرد و كنيسه را به مسجد مبدل ساخت. اما يهوديان در دوران عثماني و صفوي برخلاف هم كيشان خود كه در اروپا مورد خشم و تعرض و قتل قرار داشتند، از توجه خاص سلاطين دولت هاي عثماني و صفوي برخوردار بودند. «حبيب لوي» در كتابش «تاريخ يهود ايران» به ذكر برخي فشارها و سياست تضييق مذهبي عليه يهوديان ايران در دوران صفويه مي پردازد از جمله اينكه به هنگام باران، يهوديان حق آمدن به كوچه و خيابان و يا حق سوار شدن بر اسب و حق پوشيدن جوراب بلند را نداشتند. ولي بايد اشاره كرد كه انگيزه ها و علل مذهبي، تنها محرك تعقيب كليمي ها در بخشي از دوره صفويه نبوده، بلكه اعمال آنها باعث اين امر مي شد، چرا كه يهوديان ايراني گاهي متهم به اشاعه فساد و فحشا و يا جادوگري و شراب سازي مي شدند و تحت تعقيب قرار مي گرفتند و همين سياست و فشار شاهان صفوي، موجب مهاجرت يهوديان به خاك عثماني گشت.

با سقوط دولت صفوي، وضع يهوديان ايراني دگرگون گشت... در زمان نادرشاه، هفت خانواده كليمي به عنوان خزانه دار به مشهد اعزام شدند كه اين تعداد تا قبل از شهريور1320 ش، حدوداً به پانصد خانوار رسيد.

رد پاي صهيونيسم در ايران؛كنكاش تاريخي
جمعيت يهوديان ايران در دوران فتحعلي شاه قاجار به حدود يكصد و سي هزارنفر مي رسيد. در تهران 15 هزارنفر و در تبريز هفت هزارنفر يهودي زندگي مي كردند... با پيدايش «علي محمد باب» و شكل گيري فرقه ساختگي بهائيت، جمعي از يهوديان با سوء استفاده از موقعيت، به اين فرقه روي آوردند و بهائي شدند! دكتر يعقوب ادوارد پولاك، اهل بوهم طبيب مخصوص ناصرالدين شاه يهودي بود و حضور وي در دربار ناصري تاثير مهمي در توجه شاه قاجار به اوضاع يهوديان ايراني داشته است. همان طور كه بعدها، پزشك مخصوص پهلوي دوم، سرلشگر دكتر ايادي، يك بهائي سرشناس بود كه مي توانست از نفوذ خود در شاه، استفاده كرده و او را وادار به انجام كارها و اعمالي كند كه موجب رنجش مسلمانان مي گرديد...

... با رشد جنبش صهيونيستي در اروپا، توسعه جايگاه يهوديان در دول اروپائي به ويژه انگليس، حمايت تدريجي دولت هاي اروپايي از يهوديان ايران در دوره حاكميت ناصرالدين شاه نضج گرفت. مسافرت ناصرالدين شاه به اروپا بستر مناسبي براي ملاقات نمايندگان مؤسسات و تشكيلات صهيونيستي در اروپا با وي بود. در پاريس شاه قاجار با لـُرد روتچيلد از خانواده هاي متمول يهودي و از رهبران صيهونيستي فرانسه، ملاقات كرد و لـُرد از شاه خواست تا نسبت به اصلاح وضعيت اجتماعي يهوديان ايران همت گمارد. اهتمام ممالك اروپائي به يهوديان ايران، دولت قاجار را مجبور به دادن امتيازات و تسهيلاتي به يهوديان نمود تا آنكه در سال 1295 هـ . ق كار نظارت بر امور جامعه يهود ايران به عنوان ملل متنوع! به وزارت امور خارجه واگذار شد. نخستين مدرسه اليانس(مدرسه يهوديان) در تهران درسال 1317 هـ . ق گشايش يافت و مظفرالدين شاه، مبلغ 200 تومان به آن مؤسسه كمك نقدي كرد. در پي ترور الكساندر دوم، تزار روسيه در سال 1881 م، يهوديان روسيه در معرض قتل عام قرارگرفتند و تعداد بسياري از آنها از روسيه به فلسطين و كشورهاي ديگر مهاجرت كردند. با رسيدن اخبار روسيه به ايران، تمايل مهاجرت به فلسطين در ميان يهوديان ايران افزايش يافت.

البته طرح كلي جنبش صهيونيسم جهاني در اين رهگذر، نقش مؤثري در افزايش تمايل يهوديان ايران به مهاجرت داشته است. مهاجرت يهوديان ايراني، به فلسطين قبل از قرن نوزدهم جنبه مذهبي و اجتماعي داشت، ولي در قرن نوزدهم و پس از كنفرانس صهيونيست ها در بال، اين مهاجرت جنبه سياسي و عقيدتي پيدا كرد. پس از تشكيل اولين گردهم آيي بين المللي صهيونيسم به رهبري هرتزل در شهر بال سوئيس در سال (1897 م / 1315 هـ ق) و تصويب پيشنهاد ايجاد يك ميهن مستقل براي يهوديان جهان در فلسطين، مهاجرت يهوديان به اين سرزمين صورت سازمان يافته اي به خود گرفت. البته سياست دول استعماري غرب و كار سازمان يافته صيهيونيست ها، نقش مؤثري در تقويت احساسات يهوديان و تشويق آنها به مهاجرت به فلسطين، داشت و در ايران هم نقش سفارتخانه هاي خارجي به ويژه آمريكا، فرانسه و انگليس در امر مهاجرت يهوديان ايراني موثر و كاملاً آشكار بود... به عنوان مثال مي توان به درگيري تني چند از يهوديان و مسلمان در سال 1322 هـ ق در خيابان سيروس تهران اشاره نمود كه طي آن كاردار سفارت آمريكا در تهران با ارسال يادداشتي به وزارت امور خارجه ايران، حمايت دولت خود را از يهوديان اعلام داشت: «دولت و ملت اتازوني(آمريكا) به ادله چند در باب طايفه يهود كه پراكنده در ميان علم اند توجه و مراعات بسيار در آسايش و آرامش آنها مي نمايد و از باب اعلي مراتب فضل و هنر و كسب و خيرات و شهرت علوم و حرفه كه دارا مي باشند بعضي از اجزاي محترم تر و مودت تر جماعت جمهوري دولت اتازوني هستند... ».

صفحات -> 1 - 2


4.8/5 امتياز (4)
نظرات
نام
نام خانوادگي
نشاني پست الكترونيكي
متن