اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَهِ وَفي كُلِّ ساعَهٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَناصِراً وَ دَليلاًوَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
صفحه اصلي
زندگينامه
كتابها
كتب فارسي
كتب عربي
دانلود كتاب
مقالات
سياسي
فرهنگي
تاريخي
مصاحبه
سياسي
فرهنگي
تاريخي
خاطرات
علما و مراجع
شخصيت هاي داخلي
شخصيت هاي بين المللي
آلبوم
شخصيتهاي بين الملي
شخصيتهاي ايراني
علما و مراجع
كنفرانسها
مصر
واتيكان
متفرقه
ويژه نامه
اخبار
اخبار استاد
اخبار كتاب
پيوندها
تماس با ما
ويژه نامه
مصلح جهاني، مهدي موعود
آرشيو مقالات -> تاريخي
سيدجمال الدين حسيني اسدآبادي هميشه در مبارزه، هميشه در تبعيد (بخش پاياني)
نويسنده
:
استاد سيد هادي خسروشاهي
سيدجمال الدين اسدآبادي در سال 1266ق در عنفوان جواني، همراه پدرش ـ سيدصفدر ـ از اسدآباد همدان و از طريق قزوين، تهران، بروجرد، راهي حوزه نجف اشرف مي شود و در آنجا طبق نوشته تواريخ معتبر، به مدت چهار سال در محضر استادان معروف آن دوران، از جمله شيخ مرتضي انصاري...
سيدجمال الدين حسيني اسدآبادي هميشه در مبارزه، هميشه در تبعيد (بخش اول)
نويسنده
:
استاد سيد هادي خسروشاهي
سيد جمال الدين اسدآبادي به دعوت سلطان عبدالحميد دوم ـ خليفه عثماني ـ در سال 1286ق به باب عالي، مقر خلافت عثماني در اسلامبول وارد شد و در آن سامان مورد استقبال علما، فرهيختگان، روشنفكران و توده مردم مسلمان قرار گرفت و پس از مدت كوتاهي كه از اقامت وي در اسلامبول مي گذشت، موقعيت و محبوبيت ويژه و غير قابل تصوري پيدا كرد.
خاطراتي از سفر تاريخي نواب صفوي در مصر
نويسنده
:
استاد سيد هادي خسروشاهي
در سال 1332ش 1954م، شهيد «نواب صفوي» به دعوت شهيد «سيد قطب» كه دبير «مؤتمر اسلامي» بود، براي شركت در كنفرانس آزادي قدس، به كشور اردن سفر كرد و در آنجا ضمن ايراد سخنراني پـُرشور، خواستار وحدت مسلمانان و كنار گذاشتن اختلافات مذهبي در راه آزادي قدس و فلسطين گرديد...
سيد جمال الدين اسدآبادي در حوزه نجف اشرف
نويسنده
:
استاد سيد هادي خسروشاهي
با توجه به اسناد و مدارك، بدون ترديد سيد جمال الدين اسدآبادي تحصيلات عاليه خود را در نجف اشرف گذرانيده و ارتباط و تماس وي با علماي بزرگ عراق و ايران، اين نكته را تأييد مي كند كه سيد عالمي شيعي و ايراني بود و به خاطر مصالح اسلام و پيشبرد اهداف وحدت طلبانه در بلاد ديگر خود را «افغاني» ناميده است.
استمرار مبارزه پس از تبعيد سيد جمالالدين از ايران
نويسنده
:
استاد سيد هادي خسروشاهي
به دنبال توقيف سيد جمالالدين اسد آبادي و سپس تبعيد وي از ايران همراه با اهانت، نشر اكاذيب و تهمتهاي بيشرمانه توسط رژيم ناصرالدين شاه آغاز شد اما اين امر نه تنها سيد را از ادامه مبارزه باز نداشت، بلكه پس از شناخت ماهيت واقعي رژيم شاهي، به افشاي چگونگي نظام استبدادي حاكم بر ايران پرداخت و در « بصره » ضمن تماس با علماي بزرگ، خواستار استمرار مبارزه تا سرنگوني ناصرالدين شاه گرديد...
نگاهي به اسناد سري انگليس در مورد آيت الله كاشاني ، لبنان ، انقلاب فلسطين و اخوان المسلمين
نويسنده
:
استاد سيد هادي خسروشاهي
همانهايي كه آيت الله كاشاني را در روزنامه هاي : «جبهه ملي » و «شورش » و «بسوي آينده » و «نيروي سوم » و غيره «انگليسي » ناميدند، همانها، پس از كودتاي 28 مرداد، وجيه المله و الدولة ! شدند و نه تنها از هر گونه چشم زخمي در امان ماندند، بلكه شغل خود را هم از دست ندادند.
سندي منتشر نشده درباره: نقش آيت الله كاشاني در انقلاب عراق
نويسنده
:
استاد سيد هادي خسروشاهي
در نتيجه تجمع و وحدت فكر قبايل عراق كم كم نفوذ انگلستان در ادارات و تشكيلات جاي خود را به مردم اصيل عراق داده و ناچار كرد كه سياست انگلستان به عقايد و خواسته هاي نهضت توجه كند و بالاخره منجر گرديد كه ملك فيصل اول را به عنوان پادشاه مستقل عراق بشناسند.
امام خميني و آيت الله كاشاني
نويسنده
:
استاد سيد هادي خسروشاهي
امام خميني (ره) كه همواره مدافع ارزش ها و شخصيت هاي اسلامي بود، در مورد مرحوم آيت الله كاشاني هم تا آنجا كه امكان داشت و مقدور بود از ايشان دفاع نمود و در همين راستا به آن هنگام كه آيت الله كاشاني كسالتي داشت، در حوزه علميه قم درس اصول را تعطيل فرمود و به عيادت ايشان در تهران، آمد...
آيت الله كاشاني در پيشگاه قضاوت تاريخ
نويسنده
:
استاد سيد هادي خسروشاهي
آيت الله كاشاني معتقد بودند كه سياست از ديانت جدا نيست و اسلام يك دين اجتماعي است و بايست علماي اسلامي، همانند پيشوايان بزرگ دين، در امور اجتماعي پيشقدم باشند و براي همين منظور در مبارزات اجتماعي براي طرد استعمار، هميشه پيشقدم و پرچمدار بود.
نگاهي به خاطرات و زندگي صبحي (قسمت سوم)
نويسنده
:
استاد سيد هادي خسروشاهي
فرقه بهاييت و سران آن كه هيچ تعلق خاطري به ايران و ايرانيان نداشته و ندارند همواره خود را تافتۀ جدابافته از ايران دانسته اند و براي خود ارگانها و سازمانهايي داشتند كه وظايف موازي با ادارات حكومتي ايفا مي كرد. بهاييان براي خود سيستم جداگانه ثبت ولادت، ازدواج و مرگ و مير دارند. امر ازدواج و كم و كيف آن در اختيار «محفل روحاني» است؛ ضمن اينكه براي امور قضايي هم تشكيلات اداري ديگري به نام «لجنه اصلاح» دارند.
1
2
>
>>