اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَهِ وَفي كُلِّ ساعَهٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَناصِراً وَ دَليلاًوَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً     
 
ويژه نامه
 
ويژه نامه بهاييت
 
  آرشيو مصاحبه -> سياسي
مصاحبه شونده  :  استاد سيدهادي خسروشاهي
 دشمني با عقايد و سنت هاي مردم مسلمان و بدل ساختن تونس، به يك مركز فحشاء و فساد به بهانه «ترويج توريسم» و جلب گردشگران غربي، و شيوخ نفتي خليج فارس، به اضافه فقر فراگير و تورم و بيكاري و گراني، از عوامل اصلي پيدايش قيام اخير بود...

مصاحبه شونده  :  استاد سيدهادي خسروشاهي
 بطور كلي ديدگاه شيخ راشد و رهبري حركت «الاتجاه الاسلامي» كه بعدها به «حركت النهضه» تغيير نام يافت درباره انقلاب اسلامي ايران از آغاز كاملاً مثبت و منصفانه بوده است. نوشته ها و مقالات خود شيخ راشد، چه در «المعرفه» و يا روزنامه «العقيده» و چه در مصاحبه ها، گواه روشني بر صدق گفته هاي او در دفاع از انقلاب اسلامي است...

مصاحبه شونده  :  استاد سيدهادي خسروشاهي
 انحراف شيخ از خط اعتدال و گرايش به صادر كردن فتاوي افراطي و حتي احكام اعدام! از راه دور براي بعضي ‌ها مانند بن‌ علي، بشار اسد، قذافي، ژنرال سيسي و... شايد ناشي از عوارض كبر سن و عدم تعادل است كه قرآن مي‌ فرمايد: « و من نعمره ننكسه في الخلق افلا يعقلون»؟ وگرنه چگونه معقول است عالم محترمي ناگهان همه باورها و عقايد خود را زير پا بگذارد و حتي برخلاف نوشته‌ ها و فتاوي قبلي خود، موضع متضاد بگيرد؟ البته بعضي‌ ها مسئله «پترودلار» شيوخ ارتجاع عرب را ...

مصاحبه شونده  :  استاد سيدهادي خسروشاهي
 نظرات و فتاوي جناب شيخ يوسف عبدالله قرضاوي در حال حاضر هرگز نمي ‌تواند ادامه مواضع و گفته‌ هاي پيشين ايشان به شمار رود، بلكه كاملاً متناقض و متضاد با آن هاست. رفتارهاي سؤال‌ برانگيز وي در مورد قضاياي سه سال اخير در سوريه و عراق هم مايه تعجب همه ناظران سياسي و متفكران اسلامي است...

مصاحبه شونده  :  استاد سيدهادي خسروشاهي
 بايد پذيرفت كه شكست تحميلي اخوان در اداره امور، به ظاهر بخشي از مردم مصر را نسبت به صلاحيت اخوان براي اداره امور، بدبين ساخت و حتي به گفته بعضي ‌ها، رهبري فعلي اخوان، يك جريان توفنده ‌اي را با 85 سال تاريخ درخشان، در عرض يك سال هدر داد، ولي اين امر، پس از آنكه سلطه ژنرال ‌ها برطرف گردد و مردم متوجه شوند كه اصل ماجرا نقشه و توطئه اتحاد صليبي صهيوني با ارتجاع عرب بود و آن ها براي از بين بردن آثار مثبت بهار بيداري اسلامي در مصر و دنياي عرب، آن را طراحي و اجرا كردند و اخوان و مردم عادي هوادار...

 اخوان به علت غفلت در كادرسازي و عدم برخورد با دگرانديشان نتوانست در قدرت باقي بماند. اخوان در مصر، بايد روش "حركه النهضه" و شيخ راشد الغنوشي را در تونس، در پيش مي‌ گرفت كه بي‌ ترديد در اين صورت موفق مي شد و سقوط نمي ‌كرد. ولي متأسفانه بخشي از رهبري اخوان تحت نفوذ ارتجاع عرب جاهلي قرار گرفتند و اشتباهاتي را مرتكب شدند كه باوركردني نبود.

 ماد بر آمريكا و تكيه بر بني سعود و عدم اشتياق به پيوند استراتژيك با ياران اسلامي و مقاومت اسلامي در منطقه و آويزان شدن به اميد واهي كمك پتر و دلاوري بني سعود و آل قطر و آل عثمان!، سرنوشت ناميموني براي دولت اخوان، و كل حركت اسلامي قم زد كه آثار و تبعات منفي آن به تدريج آشكار شد و به جائي رسيد كه امروز شاهد آن هستيم: محمد مرسي جاسوس بوده! رهبران اخوان موجب قتل مردم شده اند.. و اصولاً: اخوان المسلمين خود يك سازمان تروريستي است!!

 به طور قطع حذف اخوان از صحنه سياسي مصر امكانپذير نيست زيرا اين جريان سابقه 85 سال فعاليت دارد. بايد توجه داشت كه در اين سال ها با وجود تمام اعدام ‎ها، سركوب ‎ها و بازداشت ‎ها باز هم اعضاي اين حزب به فعاليت‏ شان ادامه دادند. نتيجه اين پايداري ‏شان نيز همين بود كه در انتخابات اخير پس از سرنگوني حسني مبارك، اخوان ‎المسلمين بيشترين آراء را كسب كرد و حتي از ديگر احزاب قديمي چپ و سكولار قوي ‎تر ظاهر شد. البته اشتباهات محمد مرسي در زمان رياست جمهوري ‎اش كم نبود اما حق آن ‎ها كودتا نبود...

مصاحبه شونده  :  استاد سيدهادي خسروشاهي
 اوضاع جديد مصر و رويارويي مردم با هم، نگراني و پرسش هاي زيادي را بين هموطنان و به ويژه خوانندگان نشريه به وجود آورده است. در اين راستا پرسش هايي را با جناب آقاي حجت الاسلام والمسلمين استاد سيد هادي خسروشاهي در ميان گذاشتيم تا از منظر خودشان به اين پرسش ها پاسخ دهند. آنچه تقديم خوانندگان مي شود تفصيل اين گفت و گوست...

مصاحبه شونده  :  استاد سيدهادي خسروشاهي
 جريان سلفي وهابيگري را محمد بن عبدالوهاب پايه گذاري كرد كه در شبه جزيره العرب ـ عربستان ـ به دنيا آمده بود و قبيله «آل سعود» آن را پذيرفت ولي با طرد آن ها از حجاز، توسط «محمدعلي پاشا» والي مصري، گسترش وهابي گري ادامه نيافت. اما بعدها «قبيله آل سعود» توانست در جنگ هاي داخلي همه قبايل ديگر را شكست دهد و تحت سيطره خود درآورد و دولت سعودي را در شبه جزيره، سازماندهي كند و در سال 1932 ميلادي «وهابيت» را دين رسمي كشور اعلام كرد.

 <<  <  1  2  3  4  5  6  7  >  >>