«نهضت مقاومت» و جمعيت «متاع»

تهيه كنندگان ويژه نامه :
خلاصه : حكومت ها خودشان بهتر مي دانند كه بر محكومين، جز با سرنيزه و ايجاد محيط اخافه و ارعاب نمي توانند حكومت كنند و باز مي دانند كه اجراي احكام اسلام جز با محدوديت آنان توأم نيست و همچنين مسلم است كه در صورت ايجاد سازمان مقتدر ...

«نهضت مقاومت» و جمعيت «متاع» ‌
 
استاد سیدهادی خسروشاهی
 
قبلا اشاره كردم كه استاد جلال‌الدين آشتياني در نامه‌اي به اين جانب، مي‌نويسد كه: دو سال با نهضت همكاري كرده و به خاطر مقاله‌اي كه براي نشريه مخفي آن نوشته و اصل دستخط وي «لو» رفته و براي او گرفتاريهايي ايجاد شده كه با وساطت آيت‌الله بروجردي رفع شده است.در اينجا ضروري است اشاره‌اي كوتاه به چگونگي پيدايش «نهضت مقاومت ملي» كه اكثر موسسان آن از روحانيان و جناح مذهبي جبهه ملي بودند، داشته باشيم.‌

...چند روز پس از كودتاي ضدمردمي 28 مرداد 1332 به دست مزدوران امپرياليسم، چند نفر از هواداران نهضت ملي شدن صنعت نفت، در منزل مرحوم كريم آبادي مدير روزنامه اصناف و سپس در منزل مرحوم آيت‌الله حاج سيدرضا زنجاني، از علماي مبارز معروف، جمع مي‌شوند و به چاره‌‌جويي در قبال وضع حاكم، مي‌پردازند. درا ين جلسه براي شفاف‌تر شدن عنوان فعاليتهاي سياسي، پيشنهاد مي‌شود كه نام «نهضت مقاومت ملي» براي اين جمع و فعاليتهاي آن، اطلاق شود و با پذيرفته شدن پيشنهاد، اعلاميه‌هاي صادره، با امضاي نهضت مقاومت ملي منتشر مي‌گردد.

هسته نخستين نهضت مقاومت، آيت‌الله حاج‌سيدرضا زنجاني، ناصر صدر الحفاظي (فرزند آيت‌الله ميرسيدعلي رضوي)، محمد نخشب، رحيم عطائي و عباس رادنيا و حسين شاه‌حسيني و چند نفر ديگر بودند و چيزي نگذشت كه عناصر و شخصيت‌هاي برجسته‌اي چون: مهندس بازرگان، دكتر عباس شيباني، آيت‌الله سيدمحمدعلي انگجي، آيت‌الله سيدصادق رضوي قمي، آيت‌الله سيدمرتضي شبستري، آيت الله طالقاني، مهندس بياني، مهندس عزت‌الله سحابي، دكتر مصطفي چمران، دكتر ابراهيم يزدي و ... به نهضت پيوستند و سپس بعضي از اعضاي احزاب ملي: مردم ايران، نيروي سوم، ايران، ملت ايران و... به نهضت ملحق شدند و عناصري چون استاد سيدجلال آشتياني، بدون اينكه عضو رسمي باشد به فعاليت پرداختند كه عملاً از فعالان نهضت مقاومت به‌شمار مي‌رفتند. اهداف اصلي نهضت كه مورد توافق همه اعضا و فعالان نهضت قرار گرفت، عبارت بود از:

1- اعلام غيرملي و غيرقانوني بودن رژيم كودتا
2- ضرورت مبارزه عليه رژيم و بانيان اصلي كودتا (يعني آمريكا و انگليس)
3- ايجاد وحدت و تشكل بين ملي‌گرايان و جناح اسلامي‌
4- تدوين و تنظيم برنامه‌هاي مشخص و ايدئولوژيك‌
 
در جلد 5 اسناد نهضت مقاومت،‌ اهداف اين جنبش، در اعلاميه‌اي كه به قلم مرحوم محمد نخشب بوده، سه نكته اساسي، به عنوان هدف اصلي بيان شده است:
 
1- استمرار نهضت ملي و اعاده استقلال و حكومت ملي‌
2- مبارزه عليه هرگونه استعمار خارجي اعم از سرخ و سياه‌
3- مبارزه عليه حكومت دست نشانده بيگانه و عمال فساد...

و به هرحال نهضت مقاومت، در بحراني‌ترين شرايط سياسي كشور و سلطه‌ جابرانه حكومت كودتا، شايد تنها سازماني بود كه به مبارزه ادامه مي‌‌داد. و در همين راستا نهضت مقاومت به سازماندهي پرداخت و كميته‌ها و نهادهايي براي اداره امور نهضت به وجود آورد كه عمده‌ترين آنها عبارت بود از:‌

كميته‌ مركزي، هيأت اجرايي، كميسيون‌هاي چهارگانه: تشكيلات تهران - تشكيلات شهرستان‌ها، كميته‌ مالي، واحد تبليغات و كميته‌هاي هفتگانه براي امور تهران.

فعاليت‌ نهضت مقاومت حدود هفت سال تمام ادامه يافت و در «مجموعه اسناد نهضت» چاپ شده پس از انقلاب اسلامي‌ - كه در پنج جلد تدوين شده است - كليّه اعلاميه‌ها، بيانيه‌ها و اسناد درون گروهي، و نوع فعاليتهاي سياسي آن، از جمله تصميم براي شركت در انتخابات با حضور شخصيت‌هاي روحاني و ملي معروف نقل شده است.‌

رژيم كه از استمرار فعاليت نهضت مقاومت نگران بود، در فروردين 1334، توسط «فرمانداري نظامي» به عناصر اصلي نهضت يورش برد و عده‌اي از جمله آيت‌الله حاج سيدرضا زنجاني، مهندس بازرگان و مهندس سحابي و... را دستگير و به زندان فرستاد كه مدتها بدون محاكمه در زندان باقي ماندند، ولي با وساطت مرجعيت وقت و علما و بزرگان در تهران، همگي آزاد شدند.

مرحوم مهندس بازرگان حدود پنج ماه - تا شهريور 1334 - بدون محاكمه در زندان باقي ماند و در اين مدت طبق نوشته خود، به اين نتيجه رسيد كه آماده‌سازي جامعه براي كارهاي اجتماعي - سياسي و آموزش تمرين كار جمعي - معنوي، يك نياز يا «احتياج روز» است و بدون حل اين مشكل، فعاليتهاي ديگر ثمربخش نخواهد بود.

وي در اين باره مي‌نويسد: «...تفكر و توجه به اين حقيقت كه درد ايران نه با تشكيل يك حزب سياسي حل مي‌شود و نه حتي با روي كار آمدن يك دولت ملي از طريق اكثريت در مجلس يا تحميل و تصادفات سياسي و آسماني. آنچه لازمتر و واجب‌تر از همه چيز است. بعد از عشق و پرستش، تربيت دموكراسي و امكان مجتمع شدن و همكاري است كه ما براثر 2500 سال زندگي غيردموكراتيك و غيراجتماعي، يعني انفرادي، تحت رژيم استبدادي فاقد آن هستيم. نه مي‌توانيم دور هم جمع بشويم و نه وقتي دور هم جمع شديم، حاضر به گذشت و سازش و همكاري هستيم. پس بايد عجالتاً عملاً خود را براي فعاليت‌هاي اجتماعي، تربيت كنيم. اين افكار و استدلالها را بعداً در يك سخنراني جشن عيدفطر انجمن اسلامي دانشجويان در دانشكده كشاورزي كرج مطرح كردم و چاپ شده است: احتياج روز.» (مدافعات ص 164).

بدين‌ترتيب سازمان يا نهادي به نام «مكتب تربيت اجتماعي، اجتماعي عملي» - متاع - تأسيس گرديد كه «اصول دهگانه» و «احتياج روز» نشان دهنده هدف و برنامه اين نهاد است...

استاد جلال‌الدين آشتياني در مورد اين «مكتب» نامه‌اي از مهندس محمدباقر رضوي - فرزند آقاسيدمهدي رضوي قمي - همراه كپي رساله «احتياج روز» و «اصول دهگانه» را به قم آورد و به اين‌جانب تحويل داد تا ضمن اعلام نظر تكميلي و ارائه پيشنهادهاي احتمالي خود - طبق درخواست كتبي‌ آقاي رضوي - همكاري فكري -‌ عملي خود را نيز با «مكتب» - علاوه بر نهضت مقاومت - ادامه دهيم. قبل از اينكه به چگونگي اصول دهگانه و هدف اصلي سازمان «متاع» و اسامي هيأت مؤسسان آن بپردازم، بي‌مناسبت نخواهد بود كه نخست متن‌نامه مهندس رضوي و سپس متن اصلي اصول دهگانه را نقل و بعد به نقل نامه‌هاي استاد جلال‌الدين به اين جانب كه شامل مسائل سياسي بسياري است، بپردازم.

مهندس محمدباقر رضوي در يك نامه‌ مفصل به اين‌جانب چنين مي‌نويسد:«برادر همفكر پس از عرض سلام و ارادت، تصديع مي‌دهد: اميدوارم از كليه مواهب الهي بهره‌مند بوده و از جميع بليات محفوظ باشيد. مرقومه شريف واصل گرديد. البته بايد به قوانين لايزال اسلام مفتخر بود كه مرتباً جوانان فداكاري را در دامن طرز فكري جاويدان و عقيده‌اي پابرجا و ديني غيرقابل شكست پرورش داده و هر روز بر گسترش آن افزوده شده و به كوري چشم متظاهرين كه دين را آلت اجراي مقاصد شوم خود مي‌نمايند، متدينين واقعي بتوانند توفيق تجمع و همگاني كامل و همكاري شديدي را به دست آورند و در زير سايه پشتكار بدون تظاهر موفق گردند.‌

برادر محترم، نمي‌دانم به جريانات كنوني جهان واقفيد يا خير؛ ولي از نظر كلي خاطرتان را مستحضر مي‌دارد كه به نظر من فقط مشكلي كه باعث شكست مسلمين گرديده، عدم ارتباط بين همفكران و فقدان تشكيلات و مهمتر از همه، نبودن مركزيتي است كه بتواند به ارشاد عوام بپردازد.

اصولاً در كارهاي اجتماعي آنچه قابل توجه است، آن است كه كيفيت را بايد در نظر داشت نه كميت را. افراد صالح مبارز و تودهن‌دار و متقي‌ارزش داشته و واقعاً بايستي كار حساب شده نمود تا بتوان به نتيجه اطمينان داشت.

حكومت‌ها خودشان بهتر مي‌دانند كه بر محكومين، جز با سرنيزه و ايجاد محيط اخافه و ارعاب نمي‌توانند حكومت كنند و باز مي‌دانند كه اجراي احكام اسلام جز با محدوديت آنان توأم نيست و همچنين مسلم است كه در صورت ايجاد سازمان مقتدر ديني، شيرازه چپاول و غارت آنان و ارضاء اميال سياست بيگانه، به خاطر بقاي خودشان، ازهم‌گسيخته خواهد شد. پس براي حل اين مشكل، چاره‌اي بايد.

آنچه در مدت ده سال مبارزات به دست آمده، اين است كه اولاً تا حد توانائي افراد همفكر كه از نظر سياسي - اجتماعي - اقتصادي - رواني و بالاخره اصول افكار، مسير واحدي را طي مي‌نمايند جمع كرده و به آنها گوشزد نمائيم كه درهفته حداقل دوساعت وقت خود را صرف پيشرفت يا مطالعه يا انجام امري كه بر عهده گرفته‌اند، بنمايند.

ثانياً اطلاعات دقيقي از سازمان‌ها و افراد موافق كه واقعاً لايق همكاري باشند، به دست آوريم. از وضع زندگي، اخلاق، روحيات آنان اطلاع حاصل كرده و اگر مي‌توانيم، با آنها صميمانه كار كنيم اگر خودشان هم احساس چنين مسئوليتي را كرده باشند، به كار اساسي پردازيم و آماري از قسمت‌هاي مختلف، حتي خيلي كوچك و جزئي، مثل روزنامه‌ها و مجلات و مدارس و بالاخره اجتماعات مخالف، به دست آوريم و به خصوص ارتباط و همكاري خود را با قسمت‌هاي مشابه توسعه داده و افراد صالح آن جريانات را بشناسيم.

ثالثاً پس از آنكه حداقل 10 نفر دوست صميمي و يار وفادار و صادق‌الوعد متقي يافتيم، با توجه به اصول افكاري كه آقاي آشتياني برادر بزرگوار، خدمتتان ارائه خواهند داد، شروع به تشكيلات سازمان‌هاي مشابه با مركز بشود. باز هم تأييد مي‌شود كه اصل به دست آوردن 10 نفر افراد هيأت مؤسس آن شهرستان بوده كه واجد شرايط ذكر شده بوده و خلاصه با وجود تمام محسنات، كج‌سليقه و منجمد نباشند و سپس تقبل اداره هر قسمت به وسيله يكي از اعضاي اصلي و معاونت فرد اصلي ديگر مي‌باشد.

آن وقت تشكيل هر قسمت خود مستلزم تجمع 5 فرد مسلمان لايق ديگر است كه بالاخره اگر دقيق شويم، يك سازمان شهرستان داراي حداقل 50 عضو خواهد بودكه همين 50 عضو متدين، پابرجا كه بدون تظاهر كار كرده و عمل را جانشين گفتار نمايند، بسيار جلب توجه خواهند نمود و آن وقت است كه در عين آنكه افراد همفكر خود تشنه همكاري خواهند شد، دستگاه‌هاي مخرب به كار خواهند افتاد كه به هر ترتيب شده آن را فلج كنند و در اين موقع است كه اطلاعات بايستي بسيار آمرانه و محققانه كار خود را شروع كرده و هركس واجد شرايط نيست، بدون هيچ‌گونه رعايت خصوصيات، از اين مرحله ابتدائي تماس را قطع نمايد.

اطلاعات ركن اساسي است كه بايد به هر وسيله شده افراد را قبل از تحقيق كامل وارد جريان ننموده و آنان را از وجود تشكيلات مطلع ننمايند و اگر بتوانيم چنين كنيم، مسلماً پس از چند سال و حتي چندين سال، مي‌توانيم اميدوار باشيم كه خواهيم توانست نظريات عقيده جهاني خود را اعمال كرده و قدرتي نشان دهيم و مركز ثقلي به وجود آوريم. در غير اين صورت با توجه به احساساتي كه در آن واحد غليان كرده و با چند چشم زخم خاموش شود، اميد اصلاح و فلاح نيست.به هر صورت با وجود آنكه زياد مصدع شدم، ولي اميدوارم كه روي مطلب بيشتر مطالعه فرموده و نظريات اصلاحي خود را لطف ف-رماييد. انشاءالله خداوند همگي كساني را كه در راه خدا مجاهده مي‌نمايند، از شرّ خائنين محفوظ بدارد.خدا نگهدار شما، محمدباقر رضوي.

تهران: تجريش، خيابان مقصودبك.

اين متن اصلي نامه يا «رهنمود»هاي برادر ارجمند جناب مهندس محمدباقر رضوي است و اكنون به نقل «اصول دهگانه» مكتب، ارسالي نامبرده، مي‌پردازيم:‌

اصول دهگانه‌
1- هدف زندگي: فعاليت با استفاده كامل از ماديات به منظور تربيت و ارتقاء براي كسب سعادت ابدي (انا جعلنا ما علي الارض زينه لها لنبلوهم ايهم احسن عملا و انا لجاعلون ما عليها صعيداً جرزا. سوره كهف آيه 7 و 8) - (الدنيا مزرعه‌الاخره - حديث نبوي) - (قل من حرّم زينه‌الله التي اخرج لعباده و الطيبات من الرزق. قل هي للذين آمنوا في‌الحيوه الدنيا خالصه يوم القيمه - سوره اعراف آيه 30).
 
2- مقام فرد: بنا به سوابق و مراحلي كه عالم وجود در تكوين هر فرد طي كرده است، فرد بشر ارزنده‌تر از آن است كه خود يا اجتماع نسبت به سرمايه وجودي يا استعداد ذاتي و صفات خميره او بي‌اعتنا باشد و مراحل آينده‌اش را در نظر نگيرد (اتزعم انك جرم صغير و فيك انطوي العالم الاكبر - علي عليه‌السلام) - (افحسبتم انّما خلقناكم عبثاً و انّكم الينا لاترجعون - قرآن).
 
3- اختيار و آزادي: وجه امتياز انسان از حيوان و وسيله طبيعي تكامل او، وجود اختيارات و شرط استفاده از اختيار، اعطاي آزادي توام با راهنمايي مي‌باشد و فضائلي كه با اختيار كسب شود، داراي ارزش واقعي و اثر تربيتي خواهد بود. مظهر اختيار استقلال است. استقلال ارتقاء موقعي تأمين مي‌شود كه فرد در سرنوشت خود و اجتماع سهيم و مؤثر باشد.
 
4- اجتماع: «الف» - اجتماع به عنوان اين‌كه در مرحله اول، مجموعه افراد بشر است، وضع آن نتيجه و محصول آنها مي‌باشد. شرط لازم براي تشكيل اجتماع مطلوب وجود افراد سالم و صالح است.
«ب» - اجتماع در مرحله دوم به عنوان محصول و تركيب جديد، شخصيت مخصوصي يافته و روي افراد اثر مي‌نمايد و اصلاح و تكامل فرد در سايه اجتماع فراهم مي‌گردد.
«ج» - در مرحله سوم اجتماع حفظ كننده و ادامه دهنده آثار و اعمال افراد بوده و اجتماعات مختلف در زمان و مكان، مرتبط و مؤثر در يكديگر مي‌باشند. بنابراين هر فرد به لحاظ ميراثي كه از گذشته و استفاده‌اي كه از معاصرين مي‌برد و علاقه‌اي كه به نشر و توسعه آثار خود در آينده دارد، تعلق به اجتماع وسيعتري يعني تمام جهان وجود، اعم از گذشته و آينده پيدا مي‌كند، اعمال و آثار او بايد در محيط جهاني و ابدي مورد توجه قرار گيرد.
 
5- نظام و اداره اجتماع: اجتماع بايد طوري باشد كه اولاً شرايط زندگي و عوامل تربيت و تكامل افراد را به بهترين وجه تأمين نمايد و ثانياً ضمن رعايت ارزش و استقلال آنها شرايط همجواري و همكاري و معاونت اجتماعي را در ارتقاي عمومي تسهيل و تقويت نمايد.
 
سرنوشت اجتماع به‌طور مستقيم يا غيرمستقيم در دست افراد گذاشته شده كه هرگونه خود را تغيير دهند وضع عمومي آنها به همان قرار بدتر و يا بهتر خواهد شد - (ان‌الله لايغيّر مابقوم حتي يغيّروا ما بانفسهم كما تكونون يّولي عليكم) و چون سعادت بشر در تأمين اختيار و ترقي از راه آزادي بوده و آزادي و ارتقا در سايه استقلال فردي حاصل مي‌گردد، وظيفه افراد است كه براي حفظ استقلال خود در اداره اجتماع و حفظ استقلال آن شركت نموده و به‌طور مستقيم و صحيح در سرنوشت خويش مؤثر باشند. بنابراين حكومت قانوني مفيد حكومتي خواهد بود كه منبعث و مجاز از طرف اكثريت مردم بوده و انجام دهنده وظايفي باشد كه در راه اجراي حق و عدالت به عهده اجتماع گذاشته شده است.
 
اساساً خداوند هيچ فردي را بالفطره و بالميراث حاكم بر ديگران و افضل بر آنها نيافريده است و كسي حق تحميل اراده خود بر ديگران و استثمار و استفاده از حق خدا را ندارد - حكام و مأمورين نگهبانان كاروان پيشرفت بشريت و امانت‌داران موقت اموال عمومي مي‌باشند. حكومت به هيچ‌وجه حق انحصاري كسي نبوده و تمام افراد در مقابل يكديگر داراي اين حق و وظيفه مي‌باشند (كلّكم راع و كلكم مسئول عن رعيّته.)
 
6- وظيفه فرد در مقابل اجتماع: هر فرد گذشته از آنكه به لحاظ عنصر تشكيل‌دهنده متعلق و مؤثر در اجتماع، ملزم به رعايت تقوا و اصلاح نقس و مراعات حقوق ديگران است. در مقابل وظيفه‌اي كه اجتماع در راه تأمين منافع او و تدارك وسائل ارتقاي عمومي برعهده دارد، موظف است كه توجه خويش را از خود معطوف داشته با انجام وظيفه كه در اداره اجتماع و سير تكامل به عهده دارد، به زندگي خود ارزش و معني بخشد. (من اصبح ولم يهتّم بامور المسلمين فليس بمسلم). يگانه راه نيل به كمال براي هركس مايه گذاشتن از خود به نفع ديگران است (لن تنالوا البرّ حتي تنفقوا مماتحبّون) وارد شدن در راه اجتماع، فنا شدن و بي‌اثر بودن نيست، بلكه به لحاظ خود شخص نيز ارتقا و انتفاع محسوب مي‌شود. (ولا تحسبّن الذين قتلوا في سبيل‌الله امواتاً بل احياء عند ربّهم يرزقون).
 
7- مراتب و روابط افراد در اجتماع: افراد بشر به لحاظ مزايا و مواهبي كه عالم وجود براي آنها فراهم نموده حق اعمال برتري و امتياز نسبت به يكديگر را ندارند و به‌طور يكسان محترم هستند. عزت و مقام حقيقي از آن خالق است، آن‌كس كه پرهيزكارتر است نزد خدا گرامي‌تر است. (انّ اكرمكم عندالله اتقيكم). پيوند افراد براساس محبت و خدمت به نوع بوده همگي مشتركاً و متقابلاً موظف به راهنمايي و اصلاح و نگاهداري يكديگر مي‌باشند. ضعفا و محرومين نبايد سهمي كمتر از عدالت اجتماعي دريافت دارند. وظيفه سايرين است كه با اعانت محرومين آنان را همسطح با خود و برخوردار از نعمات عمومي نمايند تا همكاري در ارتقاي اجتماعي بهتر تأمين شود.
 
8- كسب و كار: مواهب الهي به موجودات از طريق اكتساب تحصيل و تفويض مي‌شود (خلق‌الله السموات والارض بالحق و لتجزي كل نفس بما كسبت) و درجات و مراتب از طريق كار و عمل تأمين و تكميل مي‌گردد. (و لكّل درجات مما عملوا). بنابراين كسب و كار منشأ اصلاح و رشد ارتقاي انسان بوده، مزايايي كه از اين طريق و به فراخور سعي و كوشش تحصيل گردد، مشروع و حلال شناخته مي‌شود: (ليس للانسان الاّ ما سعي و انّ سعيه سوف يري). اين مالكيت‌ها نيز تا آنجايي مفيد و مطلوب مي‌باشند كه وسيله مجدد براي توسعه كسب و توليد كار بوده، چنانچه موجب تعطيل كار و يا توقف اكتساب گردد، بايد آنها را تخفيف و يا تغيير داد.
 
9- تعليم و تربيت: وصول به هدف كه رشد و تكامل افراد بشر است، بدون آگاهي بر امور طبيعت ميسر نبوده و اين آگاهي وقتي مفيد واقع مي‌شود كه در جهت تأمين مصالح عمومي و تحصيل به كار برده شود.
از يك طرف علم صحيح بدون تزكيه نفس حاصل نمي‌گردد و از طرف ديگر تزكيه و تربيت در تاريكي... (كما ارسلنا فيكم رسولا يتلوا عليكم آياتنا و يزكيكم و يعلمّكم الكتاب والحكمه و يعلمّكم مالم تكونوا تعلمون). (هوالذي بعث في‌الاميين رسولا منهم يتلوا عليهم آياته و يزكّيهم و يعلمهم الكتاب والحكمه و ان كانوا من قبل لفي ضلال مبين). با توسعه علوم و دامنه نظر در تشخيص مصالح و حقايق افزوده شده، قدرت عمل و دائره اثر انسان وسعت پيدا مي‌كند و فضاي فكر و رشد اجتماعي پرورش مي‌يابد. (يؤتي الحكمه من يشاء و من يؤت الحكمه فقد اوتي خيراً كثيراً). با اجراي اصول تربيت در خانواده و مدرسه و اجتماع نقائص و معايب نفوس اصلاح و ملكات عاليه اخلاقي و صفات اجتماعي در نهاد مردم تلقين مي‌گردد (اني بعثت لاتمّم مكارم الاخلاق) - (قد افلح من زكّيها و قد خاب من دسيها - قد افلح من تزكي).
 
10- شرايط توفيق: نظر به اينكه ضمانت اجرايي هر قانون و مقررات وجدان انسان است و در يك اجتماع بدون ملكات اخلاقي و سلامتي افراد جلوگيري قطعي از امور خلاف امكان‌پذير نمي‌باشد، جامعه‌اي كه عاري از ايمان و تقوا باشد، در برابر تضاد منافع و اغراض داخلي و تصادم مخاطرات و مشكلات خارجي تاب مقاومت نخواهد داشت و آزادي بدون آراستگي قابل دوام نيست. ضمناً اعتقاد و صفاي ضمير با وجود جلوگيري از خطا بوده و بدون اقدام مثبت و فعاليت، پيشروي به سوي هدف و تأمين منظور ميسر نمي‌شود. بنابراين شرايط لازم و كافي براي حفظ اجتماع از هلاكت، سوق آن به سعادت يعني شرايط توفيق سه اصل: «ايمان، تقوا، عمل» خواهد بود. براي مقاصد حق نيز تشبث به وسايل نامشروع يك نوع فريب نفس بوده و آثار سوء آن با توجه به زمان و مكان ظاهر خواهد شد (يا ايهاالذين آمنوا اتقوا الله وابتغوا اليه الوسيله و جاهدوا في سبيله لعلكم تفلحون).‌

‌                                                                           ***

...اين اصول دهگانه كه به گفته آقاي مهندس سحابي، پس از مشورت و كار جمعي در زندان و پس از آزادي، تنظيم و تدوين شده است درواقع گوياي هدف نهايي و اصلي «متاع» - با استناد به آيات قرآني و احاديث‌ - است كه ضامن پيروزي حركت خواهد بود.

براي اين نهاد- متاع - اساسنامه‌اي در 25 ماده تنظيم شده بود كه در جلسه مورخ 14/11/1334 به تصويب هيأت مؤسس رسيده كه در مقدمه آن، چنين آمده است:«به منظور اشاعه اجراي اصول دهگانه جمعيتي به نام «مكتب تربيتي اجتماعي عملي» تشكيل مي‌شود و برنامه مكتب اين است كه از طريق اقدامات عملي فردي و مخصوصاً دسته‌جمعي افراد وابسته به مردم را براي زندگي اجتماعي و همكاري عمومي مبني بر اصول دهگانه عملاً تربيت و آماده مي‌نمايد.

«متاع» - مركب از چهار حرف اول نام اصلي - داراي هيأت مؤسس، پنج بخش و سه واحد بود. هيأت مؤسس از 12 عضو تشكيل مي‌شد. بخش‌ها عبارت بودند از:1- تشكيلات مركز، 2- شهرستانها، 3- تبليغات و تعليمات، 4- ارتباطات و همكاريها و اطلاعات و آمار 5- امور مالي.

واحدها هم عبارت بودند از:1- كميسيون خارجي، 2- بهداشت و ورزش 3- مطالعات. اين سازمان از نظر حوزه كار و اقدام و عمل محدوديتي نداشت و در هر زمينه‌اي (فرهنگي، تبليغي، بهداشتي، اقتصادي و...) و در هر مكاني (دانشگاه، بازار، ادارات، كارخانه‌ها، شهر، روستا و...) مي‌توانست فعاليت كند. هدف، اقدامات عملي براي گسترش فكر اجتماعي و آموزش ديني و نهادينه شدن دموكراسي و پيشرفت و توسعه مدني بود. اين نوع اقدام و فعاليت، در سطحي كه در اساسنامه آمده است، براي نخستين بار بود كه در ايران مطرح مي‌شد.

اسامي مؤسسان متاع با اين‌كه به‌طور رسمي اعلام نشد،ولي شخصيت‌هاي زير از آن ميان شناخته شده‌اند:آيت‌الله مرتضي مطهري، مهندس مهدي بازرگان، دكتر يدالله سحابي، مهندس عزت‌الله سحابي، دكتر كاظم يزدي، دكتر ابراهيم يزدي، سيدغلامرضا سعيدي، احمد آرام، دكتر مهدي حائري يزدي، كاظم حاج طرخاني، مهندس مصطفي كتيرايي و مهندس محمدباقر رضوي.

در اساسنامه علت اعلام نشدن نام مؤسسان و اعضا چنين بيان شده است:«از آنجا كه متاع مصمم است خدمات خود را بدون شائبه و دور از نظرها و اغراض و موانع خارجي انجام دهد، ترتيب تشكيلات داخلي و نام اعضا و اعمال خود را مستور نگاه خواهد داشت؛ ولي خدمات و فعاليتهاي علني و آشكار، بدون ذكر ارتباط تشكيلات با مكتب خواهد بود.»

‌... استاد جلال‌الدين آشتياني و اين جانب و دوستاني چند در قم - منهاي حوزه علميه - در راستاي اهداف «نهضت مقاومت» و «متاع» به نوبه‌ خود در حدّ توان، فعال بوديم و علل دوري و كنار رفتن استاد جلال‌الدين در نامه‌هاي ايشان، به طور وضوح و شفاف مطرح شده است كه در بخش پايان اين «يادمان» متن آنها را نقل خواهيم نمود.