كتاب « اصول فلسفه رئاليسم »

تهيه كنندگان ويژه نامه :

معرفي كتاب « اصول فلسفه رئاليسم »
 
اين اثر كه به كوشش سيدهادي خسروشاهي تهيه شده، حاصل بحث هاي فلسفي علامه طباطبائي است كه مجموع آن به 14 مقاله رسيده كه نخست بين فضلاء و استادان دست به دست مي گشت و سپس همگي مباحث آن توسط شهيد آيت الله مرتضي مطهري با شرح و توضيح لازم، منتشر شد.

نخستين مقاله كتاب، به موضوع «فلسفه چيست و چه مفهومي دارد؟» اشاره و درباره آن مباحثي را مطرح مي كند و در مقاله دوم، ضمن بيان فرق ميان «فلسفه» و «سفسطه»، دلايل عمده ايدئاليست ها نقد و بررسي مي شود.

مقاله سوم به ارزيابي مساله «علم» و تقسيم بندي آن به علم حصولي و حضوري مي پردازد و مقاله چهارم، بحث «علم و معلوم» و ارزش معلومات را مطرح مي كند. در اين مقاله اصالت بينش فلسفه رئاليستي با دلايل منطقي به اثبات مي رسد.

مقاله پنجم اين كتاب، «پيدايش كثرت در ادراكات» نتايج پربار و ارزنده اي را در زمينه بحث هاي فلسفي و روانشناسي درباره «حس و عقل» بيان مي كند.

مقاله ششم با عنوان «ادراكات اعتباري»، بحث تازه فلسفي را مطرح و چگونگي تفكيك ادراكات اعتباري و حقيقي را از يكديگر، روشن مي كند.

در مقاله هفتم، «وجود» مورد ارزيابي قرار مي گيرد. مسئله «وجود» به علت پيوند عميقي كه با ساير مباحث فلسفي دارد، از اساسي ترين مسائل فلسفه به حساب مي آيد. دو مساله مهم «موجود معدوم نمي شود» و «عدم نسبي است»، براي نخستين بار در اين مقاله مورد پژوهش قرار گرفته است.

در مقاله هشتم كه مسائل «ضرورت و امكان» را تجزيه و تحليل مي كند، بيشتر به مساله وجوب و قطعيتي كه در جهان حكمفرماست، توجه مي شود. در آخر همين مقاله، «جبر و اختيار» و «استعداد تكليف و مسووليت انسان در قبال نظام حتمي جهان هستي» تحقيق و بررسي مي شود.

در مقاله نهم، قديمي ترين مساله فلسفه با عنوان «قانون عليت» مورد موشكافي قرار مي گيرد و حقايق تازه اي آشكار مي شود و سپس «علت غائي» و اين كه شانس، بخت و اتفاق هيچ گونه مفهومي نمي تواند داشته باشد، روشن مي شود.

در مقاله دهم، مسئله «قوه و فعل» كه از دقيق ترين مسائل فلسفي جهان ماست، با بينش ويژه اي ارزيابي مي شود.

مولف در مقاله يازدهم، موضوع «قدوم و حدوث» را پيش كشيده است و دو نكته اساسي «جهان طبيعت حادث علّي است» و «جهان طبيعت حادث زماني است» را به اثبات مي رساند كه از نظر فلسفي اهميت بسياري دارد.

در مقاله دوازدهم، موضوع «وحدت و كثرت» و پيوند آن با فلسفه و انقسامات و احكام وحدت و كثرت و مساله «تقابل» كه چهار قسم است، بررسي مي شود.

در مقاله سيزدهم «مهيّت، جوهر، عرض» مطرح شده و درباره نظريات و آزمايش هاي علمي جديد بحث شده است.

مقاله چهاردهم ، آخرين بخش از كتاب است كه درباره «خداي جهان و جهان» بحث مي كند. در همين مقاله، بحث كوتاهي درباره «قضا و قدر» و اشاره اي نيز به «پايان جهان» مي شود و بدين ترتيب مباحث كتاب پايان مي پذيرد.
 
مقدمه ي استاد خسروشاهي بر كتاب « اصول فلسفه رئاليسم »
 
یادداشت
65 سال پیش، استاد بزرگوار، علامه سید محمد حسین طباطبائی(ره) برای گروهی از فرهیختگان و فضلای حوزه علمیه قم، بحث های فلسفی ویژه ای را تدریس می کرد که آنها را نخست خود می نوشت و سپس برای فضلای درس خود، مطرح می ساخت و مورد بحث و بررسی قرار می گرفت... .
مجموعه این بحث ها، به 14 مقاله بالغ گردیده که نخست بین فضلاء و اساتید، دست به دست می گشت و سپس ده مبحث، توسط شهید آیت الله مرتضی مطهری، با شرح و توضیح لازم، منتشر گردید ولی نشر 4 بحث آن، که شامل جلد چهارم مجموعه بود، به دلیل اختلاف نظر ایشان با استاد، مدت ها به تأخیر افتاد.
در همان دوران استاد علامه طباطبائی، مجموعه کامل 14 مقاله را که بر خط خود ایشان بود، به اینجانب دادند که به دست چاپ سپرده شود و این امر، پس از ویرایش کوتاه، زیر نظر خود استاد، تحقق یافت و مجموعه اصل آن بحث ها، به طور کامل، در یک جلد و 300 صفحه به تاریخ 1397 هـ برای نخستین بار، منتشر گردید... .
البته بعدها، به گفته استاد، شهید مطهری علامه طباطبائی را به تهران دعوت کرد و چند روزی ـ شبانه روز ـ در منزل ایشان، آن چند مقاله، مورد بحث و بررسی قرار گرفت و پس از رفع شبهات، استاد شهید به شرح و تفسیر آن چهار مقاله هم پرداخت و جلد چهارم نیز، با شرح و توضیح ایشان در اختیار علاقمندان قرار گرفت... .
در واقع مجموعه ای که ما از سوی مرکز بررسی های اسلامی منتشر ساختیم، شامل متن اصلی مقالات و بحث های استاد علامه طباطبائی بود که اینک به مناسبت چاپ مجموعه کامل آثار ایشان به زبان فارسی، پس از ویراستی جدید، در اختیار علاقه مندان آثار علامه قرار می گیرد.
لازم به یادآوری است که مقدمه اینجانب بر این کتاب، با توجه به شرایط آن زمان ـ اوج تبلیغات فلسفی ـ سیاسی سازمان ها و احزاب چپ وابسته به خارج از کشور ـ بیشتر جنبة سیاسی دارد؛ و در این چاپ نیز چنین صلاح دیده شد که متن آن مقدمه چاپ شود.
در این چاپ، صفحه نخست دو مقاله اول و آخر استاد (مقاله 1 و 14) به خط خود ایشان زینت بخش کتاب می گردد و متن کامل نسخه خطی مجموعه مقالات ایشان، در اختیار اینجانب است.
پیشاپیش از هرگونه اظهارنظر و پیشنهاد شاگردان معظم، دوست و علاقمندان علامه، سپاس گزاریم.
سید هادی خسروشاهی 
شهریور 1386 ش ـ 1428 هـ

مقدمه
سابقه این کتاب
سی و پنج سال پیش1 به موازات چاپ و نشر روزافزون کتاب ها و رساله هایی به نام «فلسفه» که گاهی «علمی» بودن را هم یدک می کشید، و در اختیار جوانان میهن ما قرار می گرفت، و به گمراهی آنان می انجامید، استاد علامه آقای سید محمد حسین طباطبائی، جلسات بحث ویژه ای در «حوزة علمیة قم» تشکیل دادند که هدف آن بررسی علمی ـ فلسفی «حقایق» بود... این جلسات هر هفته دو بار منعقد می گردید و گروهی از فضلای حوزة علمیه در آن شرکت می کردند و بحث های تهیه شده به وسیله استاد علامه، مطرح می گردید و طبق سنت دیرینه و روش درسی حوزه های علمیه، کسانی هم که نظراتی داشتند، ابراز می کردند و احتمالاً در تکمیل یا تنقیح بحث ها، تشریک مساعی می نمودند... .
از مباحث مطرح شده در آن جلسات، چهارده مقاله فلسفی آماده چاپ گردید که هم اکنون همه آنها، یک جا ـ و در این کتاب ـ و پس از مختصری تنقیح (ویرایش)، با اجازة خود استاد، تقدیم علاقه مندان می گردد.
البته این روش تحقیقی استاد علامه، که یک اقدام اساسی و بنیادی در ارزیابی و جمع بندی مسائل فلسفی بود، باید نقطه عطفی نیز در سیر و تحول فلسفه در ایران به شمار آید، زیرا توانست نهایتاً «فلسفه» را وارد مرحله جدیدی نماید و محصلین حوزه علمیه قم را که تا آن وقت اطلاعاتشان محدود به محتوای کتاب های درسی معمولی بود، امکان دهد که با بینش وسیع تری، با فلسفه های غربی ـ به ویژه فلسفة ماتریالیسم دیالکتیک ـ آشنا شوند و ماهیت فلسفه بازی ها و سفسطه سازی ها را از هم باز شناسند.
محصول نخستین آن جلسات همین کتاب بود که «حقایق را آن طور که هست» ارزیابی می کند و به خاطر «مصلحت های مادی» یا «گرایش های حزبی»! واقعیت ها را وارونه جلوه نمی دهد... و شاید مزیت عمده این کتاب، همین نکته باشد، چه با دلیل و برهان، و با منطق علم و فلسفه، به وضوح روشن می سازد که «ماتریالیسم دیالکتیک» علی رغم همه ادعاهای «علمی» بودنش، پیوندی با علم ندارد2 و همه اصول آن بر اساس پندارها و تئوری هایی استوار است که اصالت و صحت علمی آنها، هرگز به ثبوت نرسیده است و به خوبی ثابت می کند که «ماتریالیسم دیالکتیک» یک بینش فلسفی نوین منبعث از «علوم جدید» نیست و نمی تواند به مثابة «عالی ترین سیستم فلسفی جهان معاصر»! قلمداد شود.
این کتاب ـ چنان که ملاحظه می فرمایید ـ به زبان فارسی است و تا حدود امکان، ساده و بدون به کار گرفتن اصطلاحات ویژه فلسفی نوشته شده است، ولی شاید درک کامل محتوای آن، برای کسانی که آگاهی های لازم از منطق و فلسفه را نداشته باشند، سهل نباشد، و این نکته ای بود که پس از تهیه و تنظیم مباحث مورد توجه قرار گرفت و آن گاه تصمیم گرفته شد که توضیحاتی نیز بر مباحث اصلی افزوده شود تا استفاده از آن، حتی برای کسانی که اطلاعات مقدماتی از فلسفه ندارند، مقدور و عملی باشد.
این کار به تدریج توسط اندیشمند عالی قدر حضرت آقای مرتضی مطهری ـ که خود در جلسات نخستین تنظیم این مباحث شرکت داشت ـ انجام پذیرفت و در واقع به وسیلة معظم له، شرح مبسوطی بر مطالب کتاب نوشته شد که خوشبختانه تاکنون چهار جلد آن ـ جلد 1 و 2 و 3 و 5 ـ تحت عنوان: «اصول فلسفه و روش رئالیسم» و در بیش از هزار صفحه چاپ و منتشر شده است.
... با توجه به این که جلد چهارم توضیحات ایشان تاکنون انتشار نیافته است، عملاً چهار بحث عمدة کتاب نیز (شامل چند بحث اساسی: قوه و فعل، حرکت و تکامل، زمان و حرکت، قدم و حدوث، وحدت و کثرت، مهیّت، جوهر، عرض) تاکنون در اختیار علاقه مندان قرار نگرفته است و برای نخستین بار در این کتاب آن مباحث را مطالعه خواهید نمود.
در این جا این نکته را باید تکرار نمود که برای فهم هرچه بهتر مباحث این کتاب، مراجعه به شرح مبسوط استاد مطهری ـ مجلدات اصول فلسفه و روش رئالیسم ـ ضروری است و ما امیدواریم، همان طور که معظم له وعده داده اند، مجموعه کامل شرح پنج جلدی ایشان، پس از تنقیح و تجدیدنظر، هرچه زودتر در اختیار عموم علاقه مندان قرار گیرد... و البته برای «مرکز بررسی های اسلامی» مایة مسرت است که هم اکنون مجموعه کامل بحث های اصلی استاد علامه آقای طباطبائی را یک جا در اختیار صاحب نظران و دانش پژوهان قرار می دهد و امیدوار است که بدین ترتیب گام دیگری در راه روشن ساختن افکار نسل جوان معاصر برداشته باشد.
 
نگاهی به محتوای کتاب
اکنون بسیار به جا خواهد بود که نگاهی گذرا و فهرست وار، به محتوای کتاب داشته باشیم تا دوستان مباحثی را که مورد نظرشان است، بتوانند به آسانی مشخص سازند و مورد مطالعه قرار دهند. در نخستین مقاله کتاب، «فلسفه» معرفی می شود که چیست و چه مفهومی دارد؟
در مقاله دوم ضمن روشن ساختن فرق میان «فلسفه» و «سفسطه»، دلایل عمدة ایدئالیست ها مورد نقد و بررسی قرار می گیرد و آن گاه به اشکالات دانشمندان مادی در همین زمینه پاسخ داده می شود.
در بحث سوم، ضمن ارزیابی مسئله «علم» ـ ادراک ـ و تقسیم بندی علم بر دو قسم: حصولی و حضوری، با دلایل فلسفی به اثبات می رسد که علم و ادراک نمی تواند به طور مطلق، مادی باشد.
مقاله چهارم بحث «علم و معلوم» و ارزش معلومات را مطرح می سازد که از نظر اهمیت، در میان مباحث فلسفی، جزء مباحث درجه یک فلسفه به شمار می رود، چرا که ما همواره با «علم» سروکار داریم و در یک بینش عمیق فلسفی باید نخست مسئله «علم» و «معلوم» و «ارزش معلومات» روشن گردد... در این مقاله اصالت بینش فلسفة رئالیستی با دلایل منطقی به اثبات می رسد.
مقاله پنجم «پیدایش کثرت در ادراکات» نتایج پربار و ارزنده ای را به دست می دهد که در زمینه بحث های فلسفی و روان شناسی دربارة «حس و عقل» مورد گفت و گو و توجه است.
بحث ششم «ادراکات اعتباری» یک بحث تازه ای فلسفی را مطرح می کند و چگونگی تفکیک ادراکات اعتباری و حقیقی را از یکدیگر، روشن می سازد. مطالعه این دو بحث ـ مقاله 5 و 6 ـ نشان می دهد که پیشروان فلسفه مادی، چقدر از مرحله به دور بوده اند و چگونه کوچک ترین آگاهی از این قبیل مسائل عمیق و دقیق فلسفی را نداشته اند.
در مقاله هفتم، «وجود» مورد ارزیابی است. مسئله «وجود» به علت پیوند عمیقی که با سایر مباحث فلسفی دارد، از اساسی ترین مسائل فلسفه به حساب می آید، ولی چنان که در این کتاب ملاحظه خواهید نمود، از مجموع 12 بحث مطرح شده در این مقاله، فقط یکی دو مسئله آن در فلسفه «یونان قدیم» به چشم می خورد و بقیه محصول دوران گسترش فلسفه در اسلام است و دو مسئله مهم «موجود معدوم نمی شود» و «عدم نسبی است» برای نخستین بار در این مقاله مورد پژوهش قرار می گیرد.
در مقاله هشتم که مسائل «ضرورت و امکان» را تجزیه و تحلیل می کند، بیشتر مسئله وجوب و قطعیتی که در جهان حکمفرماست، مورد توجه قرار گرفته است، چراکه ضرورت و حقیقت نظام هستی، از زمان قدیم تا به امروز، یکی از عمده ترین مسائل فلسفه شرق و غرب به شمار رفته است. در آخر همین مقاله «جبر و اختیار» و «استعداد تکلیف و مسئولیت انسان در قبال نظام حتمی جهان هستی» مورد تحقیق قرار می گیرد.
در مقاله نهم، قدیمی ترین مسئله فلسفه، «قانون علیت» مورد موشکافی است، و حقایق تازه ای آشکار می گردد و سپس «علت غائی» و این که شانس، بخت و اتفاق هیچ گونه مفهومی نمی تواند داشته باشد، روشن می شود.
در مقاله دهم، مسئله «قوه و فعل» ـ امکان و فعلیّت، حرکت و تکامل، زمان و حرکت ـ که از دقیق ترین مسائل فلسفی جهان ماست، با بینش ویژه ای ارزیابی می شود، و ضمن نقد «قانون تکاپوی طبیعت» ـ تز، آنتی تز، سنتز ـ نظریة فلسفه رئالیسم را در این زمینه ارائه می دهد. البته این بخش نیازمند دقت ویژه ای است.
آن گاه موضوع «قدم و حدوث» ـ مقاله یازدهم ـ پیش کشیده می شود و دو نکته اساسی «جهان طبیعت حادث علی» است و «جهان طبیعت حادث زمانی» است، به اثبات می رسد که از نظر فلسفی حائز کمال اهمیت است.
بحث دوازدهم «وحدت و کثرت» و پیوند آن با فلسفه و انقسامات و احکام وحدت و کثرت و مسئله «تقابل» که چهار قسم است، بررسی می شود.
در مقاله سیزدهم: «مهیّت، جوهر، عرض» مطرح شده و نظریات و آزمایش های علمی جدید مورد بحث قرار می گیرد.
آخرین بخش از کتاب ـ مقاله چهاردهم ـ دربارة «خدای جهان و جهان» ـ به اصطلاح فلاسفه اسلامی «الهیات بالمعنی الاخص»: ذات الهی، صفات کمالی حق، چگونگی انتساب و صدور جهان از وی ـ بحث می کند. و با این که در این بخش نیز به شبهات و اشکالات مادی ها پاسخ داده می شود، ولی این امر از ارزش جنبة اثباتی بحث نمی کاهد و دلایل و براهین عقلی و فلسفی، ارزش ویژه ای به موضوع می بخشد. در همین مقاله بحث کوتاهی درباره «قضا و قدر» و اشاره ای نیز به «پایان جهان» می خوانید و بدین ترتیب مباحث کتاب پایان می پذیرد و اصول اساسی فلسفه رئالیسم در برابر ماتریالیسم و ایدئالیسم به طور فشرده و کوتاهی روشن می گردد.
 
عامل توسعه فلسفه مادی گری
در پایان این مقدمه، اشاره به عامل اصلی توسعة فلسفه مادی گری در ایران بی مناسبت نخواهد بود: در نیمه اول قرن بیستم، به دنبال توسعه نشر فلسفه «مادی گری» غرب در جهان و از جمله ایران، کاملاً طبیعی بود که گرایش هایی نسبت به آن، در بین طبقات تحصیل کرده به وجود آید؛ به ویژه که این فلسفه، از طرفی به وسیله گروهی روشنفکر چپ نمای غرب زده، ترجمه می گردید و به مثابه آخرین «سیستم فلسفی جهان» در اختیار جوانان قرار می گرفت، و از طرف دیگر نشر آن در جامة تازة «ماتریالیسم دیالکتیک» همگام با اوج کوشش های «حزبی»! به عمل می آمد.
در واقع نشر فلسفة ترجمه ای! «ماتریالیسم دیالکتیک» در ایران که همزمان با پیدایش و فعالیت «حزب توده» ـ حزب به اصطلاح کمونیست! ایران ـ بود، چون از همان وسایل تبلیغاتی حرفه ای بهره مند می شد که دیگر نشریات حزب از آنها بهره مند بود، و همچون دیگر مطالب دیکته شدة حزبی، با جمله پردازی های به ظاهر فلسفی ـ علمی و تئوری ها و اندیشه های ذهنی بی پایه ـ و به عنوان واقعیت عینی و علمی غیر قابل انکار ـ همراه بود، از توسعه و استقبال بیشتری برخوردار می شد.
از طرف دیگر، می دانیم که از دیدگاه «حزب»، «هدف، هر وسیله ای را مشروع می سازد»! و با استناد به همین «مبدأ» تئوریسین ها و ایدئولوک های حزبی، هرگز پای بند آن نبودند که «حقایق را آن طور که هست» نشان دهند، بلکه همان طور که «دگماتیسم حزبی» و «دیسپلین تشکیلاتی»! ایجاب می کرد، حقایق منعکس می گردید تا «وصول به هدف» را آسان تر کند و جاده را برای پیشرفت های سیاسی هموار سازد!
طبیعی است که در این راه، و با آن اندیشه، اگر «فلسفه» هم قربانی گردد، باکی نخواهد بود، چنان که ارزنده ترین فرزندان یک جامعه را هم می توان به علت عدم قبول تئوری ها و عقاید وارداتی، با اتهام های کلیسایی «ارتداد» و «کفر» طرد کرد و یا نابود ساخت و در نشریات حزبی، آنان را «خائن شماره 1 و 2...»! لقب داد و ناجوانمردانه سرکوب نمود، چراکه در منطق «حزب» و به عبارت بهتر در «دنیای کور حزبی» و «دگماتیسم مادی» جایی برای «حقیقت» و یاران واقعی «حق» وجود ندارد... .
البته ما نمی خواهیم که در مقدمه یک کتاب فلسفی، مباحث سیاسی را مطرح کنیم و پیروان: مارکسیسم، لنینیسم، مائوئیسم را رسوا سازیم، ولی برای آن گروه از کسانی که به بیماری چپ نمایی، مبتلا شده اند و حتی بدون آگاهی های مقدماتی خود را «چپ یا مارکسیست» هم می پندارند، نمونه هایی از تضاد اندیشه و عمل در اردوگاه سوسیالیسم! را نقل می کنیم، تا شاید که در انتخاب راه، دقت بیشتری به کار ببرند و با تعقل بهتری وارد میدان شوند.
«محمد حسنین هیکل» مشاور «عبدالناصر» و سردبیر سوسیالیست! روزنامه مصری «الاهرام» عهد ناصری، در مصاحبه ای که با چوئن لای ـ این یار وفادار مائو! و نخست وزیر تا دم مرگ چین! ـ داشت، از او می پرسد:
«... شما برای لومومبا احترام زیادی قائل هستید و حتی یکی از دانشگاه های خود را به نام او نام گذاری کرده اید، چطور قاتل او، «ژنرال موبوتو» را به کشور خود دعوت کرده اید؟» آیا این اقدام، یک نوع اهانت به نهضت جهانی چپ نیست؟»
«چوئن لای» بدون آن که از کشف این تضاد در اندیشه و عمل ناراحت شود، آرام و شمرده در پاسخ می گوید: «ما کاملاً از این موضوع آگاه هستیم ولی ما هم اکنون در راه ایجاد رابطه سیاسی با دنیا هستیم و در عالم سیاست نمی توانیم این گونه نظریات را مطرح سازیم!3 به عبارت روشن تر: برای عوام فریبی از «لومومبا» تجلیل می کنند و برای غارت جهان سوم و همکاری عملی با امپریالیسم غرب و سوسیال امپریالیسم شرق، از قاتل لومومبا هم با تشریفات کامل پذیرایی می کنند... و در این جاست که باید پرسید پس مفهوم «اپورتونیست» و «ریوزیونیست» در قاموس شما چیست؟...
جالب آن که «هیکل» در کتاب جدید خود نیز در همین زمینه بحث می کند و می نویسد: «... من فکر می کردم که آیا چین مانند دیگر دولت های بزرگ، با کشورهای دیگر بر وفق اوضاع داخلی آنها، سازش خواهد کرد یا آن که حاضر خواهد شد که حتی به قیمت انزوا، به ایدئولوژی خود وفادار بماند و یک روش انقلابی در پیش بگیرد؟ آیا چین در قبال مسائلی که از نظر «اخلاقی»! قبول ندارد، به خاطر مصالح خود سکوت خواهد نمود؟...
در پکن دیدم که چین روشی مانند دیگر دول بزرگ در پیش گرفته است... استقبال گرم از موبوتو دلیل روشنی بر این واقعیت بود و بیرون کردن دانشجویان تانزانیایی از «پکن» به خاطر مخالفتشان با دولت مطبوع خود، دلیلی دیگر... .
و هنگامی که دیدم «ژنرال موبوتو» دوشادوش «چوئن لای» نخست وزیر چین، وارد سالن بزرگ «خلق»! در «پکن» گردید، گفتم: این یک تناقض است، تناقضی که بالاتر از آن را نمی توان تصور کرد... .
و «چوئن لای» در پاسخ من، در مورد «موبوتو» و «کیزنگا» ـ معاون لومومبا که توسط موبوتو عفو شد! ولی وقتی که به کشورش برگشت بلافاصله به دستور او اعدام گردید ـ گفت: «ما باید گرایش های جدید موبوتو را تأیید کنیم»؟!! (مراجعه شود به کتاب : احادیث فی آسیا تألیف محمد حسنین هیکل، چاپ دارالمعارف لبنان، فصل: «مذاکره طولانی با چوئن لای» صفحه 94 و فصل «شب نشینی با موبوتو در پکن» صفحه 208 ـ 209).
«هیکل» باز در مذاکرات «عبدالناصر و گوارا» شرکت می کند و از گوارا چنین نقل می کند: «... من تناقضات موجود در کمونیسم را نتوانسته ام حل کنم. من وقتی که به عنوان نمایندة کوبا با رهبران شوروی مذاکره می کردم، دیدم که آنها می خواهند مواد خام ما را به همان قیمتی خریداری کنند که دنیای سرمایه داری و استعماری می خرید... من هرگز نمی توانستم این را از یک دولت سوسیالیست بپذیرم، با آنها به مذاکره نشستم و وقتی پرسیدم پس شما چه فرقی با استعمارگران دارید که همین قیمت ها را برای ما دیکته می کردند، گفتند: «ما کاملاً نظریه شما را می فهمیم و می دانیم که مواد خام محصول رنج و عرق و خون ملت های عقب افتاده است، ولی ما چاره ای جز این نداریم. ما مجبوریم آنها را در بازار پر رقابت دنیا بفروشیم» و من گفتم: شما با وسایل تولیدی ماشینی که دارید، مزد زیادی بابت محصولات خود نمی پردازید، و با این که این محصولات به بهای کمی برای شما تمام شده است، چرا آنها را به همان قیمت به اصطلاح جهانی! بر ما می فروشید؟ آیا معنای این امر آن نیست که ما در هر حال باید سرکوب شویم؟4
ظاهراً بر این گفتار صریح و شجاعانه توضیحی نباید افزود که از سوسیال امپریالیسم توقعی بیش از این نداشتیم، اما اشاره به ماجرای قرض هایی که با بهره 12% ـ کمی بیشتر از بهره بانک های اردوگاه سرمایه داری! ـ به دول عربی پرداخت و در بحران جنگ مصر و سوریه با اسرائیل، بهرة آن را مطالبه می کرد!... و تا صد میلیون دلار «نقد» از الجزایر نگرفت، قطعات یدکی ابزار جنگی را به مصر و سوریه نفرستاد ـ و در مقابل «نیکسون» صدها میلیون دلار اسلحة بلاعوض و بدون قید و شرط به اسرائیل تحویل داد ـ می تواند نشان دهنده ماهیت واقعی این هواداران سوسیالیسم و مؤمنان مکتب ماتریالیسم دیالکتیک و مدعیان تعهد و رسالت و جهانی بودن! باشد... .
                                                                                             ***
... و اکنون کتاب را مطالعه فرمایید تا سستی بنیاد فلسفی مادیگرایی و پوچی اساس تئوری های آن نیز به خوبی بر شما روشن گردد.
قم: مرکز بررسی های اسلامی 
ذیحجه 1397 هـ . ق - سید هادی خسروشاهی
------------------------------------------------------------------------------------
1. این مقدمه در ذیحجه سال 1397 هـ . ق نوشته شده است و چاپ جدید کتاب (سال 1386 ش / 1428 هـ . ق) است. اما از تاریخ تشکیل آن جلسه های مرحوم استاد علامه طباطبائی 65 سال تمام می گذرد.
2. مطالعة کتاب علمی بودن مارکسیسم از مهندس مهدی بازرگان را توصیه می کند!
3. کتاب متد دیالکتیک مارکسیستی، ص 7، تألیف برادر همفکر و همگام «علی حجتی کرمانی» به نقل از: ماهنامه «نگین»، دکتر عنایت، شماره تیرماه 1352.
4. کتاب «عبدالناصر والعالم» تألیف هیکل، چاپ بیروت، دارالنهار، ص 467 ـ 468. فصل «عبدالناصر و جیفارا...».