كتاب « روابط اجتماعي در اسلام به ضميمه چند رساله ديگر »

تهيه كنندگان ويژه نامه :

معرفي كتاب « روابط اجتماعي در اسلام به ضميمه چند رساله ديگر »
 
این کتاب با استناد به دیدگاه‌های دینی، به تبیین موضوعات اجتماعی و راهکارهای حفاظت از بنیان‌های جامعه اسلامی پرداخته است.
فصل اول این کتاب با عنوان «روابط اجتماعی در اسلام» به موضوعاتی چون انسان و جامعه‌گرایی، انسان و رشدگرایی او و توجه خاص اسلام به جامعه اختصاص دارد.
«جبر و تفویض از نظر قرآن، روایات و فلسفه» فصل دوم کتاب را تشکیل می‌دهد که در آن مباحث جبر و تفویض از نظر قرآن، روایات و فلسفه بررسی شده‌اند.
از عناوین فصول بعدی این نوشتار می‌توان به معجزه، تقلید و پیروی از خرافات، محکم و متشابه و مبحث تاویل در قرآن اشاره کرد.
دین فطری و اجتماعی، جامعه بالاتر از فرد، زیربنا و مصالح ساختمانی جامعه اسلامی، استقلال جامعه و حفاظت از بنیان جامعه، از دیگر موضوعات عنوان شده در این اثر به شمار می‌روند.

مقدمه ي استاد خسروشاهي بر كتاب « روابط اجتماعي در اسلام به ضميمه چند رساله ديگر »
... در سال 1377 هـ . ق، یعنی بیش از پنجاه سال پیش که در مسجد مدرسه حجتیه قم، در حوزه درس تفسیری استاد علامه سید محمدحسین طباطبائی حضور می یافتم، گاهی در کنار برادر عزیز و ارجمند، حجت الاسلام والمسلمین حضرت آقای شیخ محمد جواد حجتی کرمانی می نشستم که اخوت و رفاقت ما نیز از همان زمان ها ـ نیم قرن پیش ـ آغاز و به یاری حق، چون الهی و معنوی بود، هم چنان ادامه و استمرار یافته است... .
اغلب شاگردان درس تفسیر استاد، از جمله حضرت آقای حجتی کرمانی ـ و خود حقیر ـ بحث های ایشان را «تقریر» می کردیم که هم «تمرین عملی» تألیف و نویسندگی بود و هم «قید علم» بود که به موقع لزوم، به آن مراجعه شود... .
تقریرات متفرقه من از درس تفسیر استاد علامه، مانند بخشی از مباحث فقه و اصول اساتید معظم دیگر، هم چنان به طور مخطوط در کتاب خانه حقیر محفوظ است و تقریرات تفسیری جناب حجتی نیز در مجموعه ای مخطوط و 800 صفحه ای، تحت عنوان: اشعّه القرآن در مکتبه ایشان محفوظ است.
وقتی قرار شد مجموعۀ آثار علامه طباطبائی، تنظیم و تنقیح و چاپ شود، برای کسب «اجازه» نشر رساله: «روابط اجتماعی در اسلام» ـ ترجمه ایشان ـ به منزلشان رفتم و در آن دیدار، معلوم شد که مجموعه مخطوط تقریرات تفسیری علامه از حوادث دهر، در امان مانده است. ایشان یادآور شد که حقیر در همان زمان تنظیم «اشعه القرآن»، حاشیه ای نیز بر یکی از مباحث آن نوشته ام و علامه طباطبائی هم در مورد دیگری، با خط خود پاسخ سؤال یا اشکال آقای حجتی را داده اند، این بحث خاص، در مورد جبر و تفویض از دیدگاه قرآن، حدیث و فلسفه بود و من پیشنهاد کردم که آقای حجتی اجازه دهند که این بحث را ضمیمۀ روابط اجتماعی در اسلام منتشر سازیم، و دو سه بحث دیگری را هم که باز ایشان ترجمه نموده و من در مجلۀ «مجموعه حکمت» چاپ قم ـ در دوره سردبیری آن ـ منتشر ساخته ام، بر آن اضافه کنیم تا استفاده از آنها عام گردد، به ویژه که تقریرات ـ با عنوان «اشعه القرآن» هنوز چاپ نشده است.
پیشنهاد این جانب به لطف ایشان، مورد پذیرش واقع شد و من، تنها نسخۀ تقریرات 800 صفحه ای را با خود بردم و از باب احتیاط! و برای محفوظ ماندن تنها نسخه کتاب، خود رساله «جبر و تفویض» را کپی گرفتم که ضمیمه این رساله شود.
طبق معمول، ایشان، خواستار «ویرایش» و «تطبیق» با بحث جبر و تفویض منتشر شده در «المیزان» شدند... و این امر، که بسیار به جا و حق ایشان بود، در شش نوبت! انجام گرفت و در نوبت هفتم! دیگر رساله را به ایشان مرجوع نکردم و چون برای پی گیری امر به شهادت خود آقای حجتی حقیر بیش از یکصد بار ـ بدون مبالغه و با حذف ارقام تماس های تلفنی ناموفق! ـ در منزل، دفتر مطالعات، مؤسسه اطلاعات، حضوراً و بعد: شفاهاً و کتباً و از طریق «نمابر» پی گیر موضوع بوده ام و ترسیدم که ویرایش هفتم! باعث تأخیر یک ساله دیگر گردد.
با این باور که اصولاً دقت و تعمق در خلق یک اثر، امری بسیار نیک و ارزنده و قابل تقدیر است، ولی اگر این دقت باعث تأخیر غیر متعارف امر شود، بی تردید باید از آن خودداری ورزید! وگرنه تغییرات سلیقه ای با توجه به نقص بشر، تکرار خواهد شد!
من در این رابطه، خدمت برادرم آقای حجتی در «یادداشت نمابری» نوشتم: عماد الدین اصفهانی متوفای 597 هـ می گوید: «انسان، امروز نامه ـ یا کتابی ـ می نویسد و فردای همان روز می گوید: اگر این جمله تغییر یابد بهتر خواهد بود و اگر چیزی چنین افزوده شود جلوه بیشتری خواهد داشت و اگر این را مقدم بداریم، بسیار به جا خواهد بود و اگر آن یکی را حذف کنیم زیباتر خواهد گشت و این، از بزرگ ترین عبرت هاست و دلیل چیرگی نقص بر همه افراد بشر است».1
به هر حال این بود که «روابط اجتماعی در اسلام» را همراه «جبر و تفویض» و سه بحث مفید دیگر به دست چاپ سپردیم و امیدواریم که نواقص احتمالی را به حساب ما بگذارید، به امید آن که ایشان در صورت لزوم، اصلاحات احتمالی را برای چاپ بعدی منظور دارند و یا آن که با توجه به این نکته که وجود ناقص بهتر از عدم است، علاوه بر این رساله، بقیه بحث های «اشعه القرآن» را هم، با مروری اجمالی و ویرایشی کوتاه، به دست چاپ بسپارند.
گفتنی است که بحث جبر و تفویض، به شهادت پاورقی خود علامه طباطبائی، مورد مطالعه و مداقه ایشان قرار گرفته و اکنون برای نخستین بار چاپ می شود که در واقع گامی مثبت در راستای نشر فرهنگ و معارف قرآنی است.
برای «مستند»سازی بیشتر، این کارها را انجام داده ایم:
1. تصویر دست خطّ علامه که به عنوان تقریظ، بر «اشعه القرآن» نوشته اند،
2. آوردنِ کپی اصل صفحه ای را که حقیر در سر درس استاد بر آن «حاشیه» زده ام،
3. صفحه آخر رساله را هم که شامل دست خط علامه فقید، در توضیح اشکال جناب حجتی است، عیناً آورده ایم تا ارزش و اهمیت این رساله نیز روشن تر گردد.
هو
[1] جناب آقای حجتی
این، بار دوم است که موفق به مطالعه قسمتی از کتاب اشعة القرآن شدم. لو لا این که اطناب در مدح و تمجید هر چیزی عادتا موضوع را کوچک تر نشان داده و گاهی نیز به مطلب جنبه شاعرانه می دهد. حسن انتخاب و تألیف و شیوایی لفظ در مسائل، بیان و سهولت نظم و توانایی قلم، این کتاب را تا اندازه ای که می توانستم می ستودم، گذشته از این در حقیقت معرف هر اثری خود وی بوده و در هر حال جلوه وجودی اش ارزش حقیقی او را بی این که نیازی به آرایش و پیرایش داشته باشد به ثبوت خواهد رسانید.
«حاجت مشاطه نیست حسن خداداد را»
از خدای توانا ـ عزّه اسمه ـ مسئلت دارم که نفس شریف جناب عالی را که چندی است با نیتی پاک و تلاشی خستگی ناپذیر، مانند پروانه گرد این نور تابناک آسمانی (قرآن کریم) دور می زند، هر لحظه نیروی تازه تری بخشیده و به حقایقی رهبری فرماید که سال ها و قرن هاست قافله افکار اهل بحث را از مسیر خود به دور انداخته و به پیمودن بی راه های تنگ و تاریک پرداخته اند.
هرگز نباید تردید کرد که تا با خدا باشیم خدا با ماست و دست او بالاتر از همه دست هاست. ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
محمد حسین طباطبائی

[2] ... بنابراین خداوند هرگونه تصرفی را که بخواهد حق دارد انجام دهد، بدون آن که سزاوار ملامت باشد، چون کسی مستحق نکوهش است که تصرفی انجام دهد که مالک آن نباشد.2

[3]پرسش از استاد: «... این جا کلام استاد بزرگ پایان می یابد، ولی بالاخره، به نظر می رسد که هنوز جای این سؤال است که با در نظر داشتن عدم امکان تخلف اراده الهی و با فرض تعلق اراده الهی به فعل عبد ولو با جمیع شرایط وجودی، بالاخره آیا ممکن است فلان فعل در خارج تحقق پیدا نکند؟ مسلماً با این حساب، خیر؛ ولی ممکن است سخن از «نسبت به فاعل» به میدان آید؛ در این صورت باید گفت: نسبت، یک امر «اعتباری» است و ما در این جا سخن از «واقعیات» می گفتیم که: آیا واقعاً بالاخره ممکن است فلان معصیت انجام نگیرد؟ و آیا در صورتی که جواب منفی باشد به محذور دیگران ـ اما به صورت دیگر ـ مبتلا نشده ایم؟ (اگر این کلام از مترجم، دلیل بر عدم فهم مطالب استاد نباشد).
فی لیله 22 جمادی الثانی 1377 هـ ق
محمد جواد حجتی کرمانی 
 
پاسخ به خط استاد علامه طباطبائی(ره):
« اثر یک مرکب خارجی چنان که نسبت به مجموع مرکب دارد، هم چنین به هر یک از اجزا نیز دارد و هر دو نسبت حقیقی هستند نه اعتباری، در صورتی که نسبت فعل به انسان که جزء علت تامه است امکانی بوده باشد، حقیقی نیز هست، دیگر در ثبوت اختیار نباید تردید داشت».
                                                                          ***
... در مورد داستان ترجمه و نشر رساله «روابط اجتماعی در اسلام» که با توجه به نیاز زمان و پیشنهاد این جانب در نیم قرن پیش، توسط برادر عزیزم آقای حجتی کرمانی انجام شده است، اشاره به این نکته ضروری است که پس از پایان ترجمه این رساله، ایشان به زندان ده ساله! نظام طاغوتی رفت و این جانب که در مؤسسه انتشارات بعثت ـ با همکاری سخنور نامی مرحوم فخرالدین حجازی ـ تأسیس کرده بودیم و تقریبا مسئول اصلی بخش علمی و انتخاب کتاب ها برای چاپ بودم، آن را به دست چاپ سپردم و البته برادر ایشان، مرحوم علی حجتی کرمانی نیز، پی گیر امر بود و در تسریع کار ویرایشی آن اهتمام ورزید و در واقع با همکاری ایشان کتاب منتشر گردید و مورد استقبال نسل جوان و دانشجویان مسلمان قرار گرفت.
رساله روابط اجتماعی از آن تاریخ به بعد، بارها و بارها توسط ناشرین مختلف و متعددی تجدید چاپ شده که اغلب حق اخلاقی مراعات نظر مترجم محترم را مراعات نکرده و موجب رنجش خاطر ایشان شده اند که در این باره در مقدمه کوتاه خود، اشارتی دارند... .
به هر صورت خوشحالم که این اثر پرارزش علامه طباطبائی نیز به ضمیمه چند رساله دیگر، در ضمن مجموعه آثار علامه طباطبائی پس از بازبینی کامل، چاپ و در اختیار عموم علاقه مندان قرار می گیرد.
مرحوم علامه طباطبائی، درباره رساله روابط اجتماعی در اسلام در تقریظ واره ای، چنین نوشته اند:
 
بسمه تعالی
کتاب شریف روابط اجتماعی در اسلام که دانشمند ارجمند جناب آقای محمد جواد حجتی کرمانی ـ دامت تأییداته ـ در تقریر بخشی از مقاصد اجتماعی آیین مقدس اسلام و به عنوان ترجمه قسمتی از تفسیر المیزان با قلم روان و توانای خود نگاشته و مطالب آن را با فکر نیرومند و رسا و بیان زیبا و شیوای خود تحریر نموده است، حقا سزاوار هرگونه اعجاب و تحسین و در خور تمجید و تقدیر می باشد.
امید است که برای طبقه متفکر و علاقه مندان ذخایر معارف عالیه اسلامی، مورد ماطلعه و مایه و مبدأ افکار تازه عمیق تر و دقیق تر گردد... .
قم ـ محمد حسین طباطبائی
                                                                             ***
... بدین ترتیب کتاب روابط اجتماعی در اسلام و رساله های: «جبر و تفویض»، «معجزه»، «تقلید و پیروی از خرافات» و: «محکم و متشابه و تأویل در قرآن» که جملگی از مرحوم استاد علامه طباطبائی، با تقریر و ترجمه و تحریر برادر عزیز حضرت آقای محمد جواد حجتی کرمانی است. با تنقیح و تنظیم و تبویب جدید، تقدیم علاقه مندان می گردد.
تهران ـ 3 شعبان المعظم 1428 هـ
15/5/87 
سید هادی خسروشاهی 
------------------------------------------------------
1 . انی رأیت انه لا یکتب انسان کتاباً فی یومه الا قال فی غده لو کان غیّر هذا لکان احسن و لو زید کذا، لکان یستحسن ولو قدم هذا لکان افضل ولو ترک هذا لکان اجمل و هذا من اعظم العبر وهو دلیل علی استیلاء النقص علی جمله البشر.
2 . این مطلب باید در پاورقی روشن شود که مقصود استاد بزرگ این نیست که خداوند وعده هایی را که داده است، نقض کرده و مثلا کافر را به بهشت و مسلمان را به جهنم می برد و کسی هم حق اعتراض ندارد، زیرا این مسئله، عقلاً و شرعاً امکان پذیر نیست، پس مقصود مؤلف ـ چنان که در بحث تفسیر خود فرمودند ـ این است که ما نمی توانیم از خدا سلب قدرت کنیم و بگوییم چون خداوند وعده داده، دیگر چاره و مفرّی ندارد و باید بدون چون و چرا آن را اجرا کند، البته وعده و وعیدی که خدا داده است حتمی الوقوع بوده و تغییر ناپذیر است، پس بحث می رود بر سر مسئله «اقتدار» و «عدم اقتدار خدا» نه «اِعمال آن».
توضیح بیشتر را حق است که عزیز برادر آقای محمد جواد حجتی ـ دام عزه ـ بنویسند.
مسجد حجتیه ـ قبل از تفسیر آقای طباطبائی
20/8/1377 هـ ق 
سید هادی خسروشاهی